میزان محبوبیت این شخصیتهای تلویزیونی را میتوان با تعداد عروسکهایی سنجید که بعد از نمایش برنامههای آنها به بازار آمد و مورد استقبال کودکان قرار گرفت.
در دهه 70 بعد از پخش موفق برنامههایی مانند کلاه قرمزی و پسرخاله، زیزیگولو و مجید دلبندم، بازاریها دست به کار میشدند و عروسک این شخصیتها را میساختند و با فروش آنها پول زیادی نصیب خود و شادی فراوانی را نصیب بچهها میکردند.
این عروسکها و برنامههایشان دوره طلایی برنامههای کودک در تلویزیون را شکل دادند؛ دورهای که گویا قرار است احیا شود؛ خبرها حاکی است که کلاه قرمزی، پسرخاله و آقای مجری نوروز 90 بار دیگر به شبکه 2 سیما میآیند. مجید دلبندم هم قبل از عید دست به کار شده و برای اینکه یاد و خاطره خود را دوباره زنده کند و بین بچههای امروز هم طرفدار پیدا کند به شبکه 2 ـ که حالا شبکهای برای کودکان دیروز و امروز شده ـ آمده است. این سریال هر چند تکراری است، اما هنوز هم مخاطبان زیادی دارد. خیلیها با دیدن این سریال با بازیگرانی مانند زیبا بروفه، یوسف تیموری و جواد رضویان دیداری دوباره میکنند و به یاد میآورند که این بازیگران برای رسیدن به جایگاه حرفهای چه مراحلی را پشت سر گذاشتهاند!
این عروسکها با بچهها ارتباط برقرار کرده و میکنند چون بانمک هستند و چهرهای فانتزی از خود بچهها به نمایش میگذارند. طراحان این عروسکها در زمان ساخت آنها خلاقیت کامل به خرج دادهاند و چهره و بدنهایی را برای آنها طراحی کردهاند که هم به واقعیت نزدیک است و هم نیست. مثلا مجید دلبندم دستان بسیار درازی دارد که اصلا با واقعیت جور درنمیآید. صحبت کردن آنها هم خاص است. کلاه قرمزی جوری الفاظ و کلمات را اَدا میکند که هم بیننده را میخنداند و هم برای مدت طولانی در ذهن میماند. او یادآور همه بچههای بانمکی است که مخاطب آنها را دیده یا دوست دارد آنها را ببیند و ساعتی را با آنها بگذراند. مجید دلبندم هم اکثر کلمات را اشتباه تلفظ میکند. همین اشتباهات فاحش است که او را به شخصیتی جذاب تبدیل کرده است.
چون بچهها هم زمانی که صحبت کردن را آغاز میکنند، اشتباهات زیادی دارند. غلطهای لفظی مجید را اطرافیان او اصلاح میکنند؛ همین اتفاق برای بچهها هم رخ میدهد. مجید دلبندم به بچهها اعتماد به نفس میدهد که خجالت نکشند و به صحبت کردن ادامه بدهند.... کلاه قرمزی هم برای رسیدن به خواستههایش آزمون و خطاهای زیادی را از سر میگذراند. اما آقای مجری به بزرگترها کمک میکند تا راه را برای اشتباه کردن و جبران آنها برای بچهها هموار کنند.
در دهه 80 تلویزیون و برنامههای کودک پر شد از عروسکهای رنگارنگ که به شکلهای عجیب و غریب طراحی شدهاند و به همراه یک مجری به تلویزیون راه پیدا کردهاند.
اما معمولا این عروسکها محبوبیت پیدا نمیکنند ـ چون اگر طرفداران زیادی مییافتند اهالی بازار حتما دست به کار میشدند و عروسک آنها را میساختند و سرقفلی ویترین عروسکفروشیها را به عروسکهای محبوب کارتونهای خارجی نمیفروختند ـ همان طور که گفته شد، بچهها زمانی با عروسکهای تلویزیونی ارتباط برقرار میکنند که بتوانند با آنها همذاتپنداری کنند.
با نگاهی به مجموعههای موفقی مانند سنجد، کلاه قرمزی و مجید دلبندم میتوان الگوی مناسبی برای ساخت سریالهای زنده، عروسکی طراحی کرد. این سریالها را کارگردانان موفقی مانند رضا عطاران، مرضیه برومند و ایرج طهماسب مقابل دوربین بردهاند؛ کارگردانانی که ثابت کردهاند، سازنده برنامههای کودک علاوه بر اینکه کار فنی بلد است باید ذوق و سلیقه هم داشته باشد و به اصطلاح کودک درونش هنوز فعال باشد.
طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم