در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما با وجود اجرای پرشور و هیجانی که در رادیو جوان داشتید و اکثر مخاطبان نیز شما را با آن سبک اجرا میشناسند، چطور شد که حالا در سیما بیشتر به سوی کارهای آرام و خانوادگی رفتهاید؟
در تلویزیون معمولا برنامههایی که از قبل اجرا یا طراحی شده پیشنهاد میشود و اساسا کمتر میبینیم برنامهها نیاز به یک صدای شاد یا اجرای اکتیو داشته باشند؛ اگر چنین باشد معمولا کاندیدای اجرا، بازیگران یا مجریان آقا هستند. آنچه باعث شده رادیو ماندگار شود به دلیل ویژگی رویاپرداز بودنش است، چرا که رادیو به شما این توان را میدهد تا با صدای خودتان زندگی کنید، امید را به مردم انتقال بدهید و هر حسی را دوست داشته باشید بیافرینید. شادی در کلام یا گام بالای صدا تا حدودی باعث شده در برنامه صبحگاهی شنوندگان بیشتری جذب شوند، ولی در تلویزیون چنین امکانی وجود ندارد.
اغلب گویندگان رادیو به خاطر صدا و فن بیان خود برای اجرای تلویزیون انتخاب میشوند. آیا وجود دکور و المانهای بصری یک برنامه تلویزیونی در کنار ظاهر مجری، از کیفیت صدا و فن بیان مجری نمیکاهد؟
شاید دلیلش این است که حرکت دست مجری و حتی نگاه او به سمت دوربین یا نقاط دیگر استودیو ممکن است باعث شود مخاطب یا بیننده رشته کلام را پیگیری نکند و متوجه گفتههای مجری نشود. متاسفانه تحرک پیدا کردن در تلویزیون اکنون بیشتر به سمت کارکرد رادیویی سوق داده شده است.
تلویزیون با وجود تمام جاذبههایی که دارد چرا باید به سوی اجراهای رادیویی کشیده شود؟
یک برنامه خانوادگی تلویزیونی باید تمام توجه بیننده و مخاطب را به خود معطوف کند؛ برنامه باید طوری باشد که در بیننده انگیزه ایجاد کند تا تمام کارهایش را کنار بگذارد و مجذوب برنامه شود وگرنه تلویزیون تبدیل به رسانه رادیویی میشود. رادیو کارکردی مفید دارد، چرا که تمام حواس شنونده را از آن خود نمیکند و همین امر موجب ماندگاری رادیو شده است؛ چرا که تمام وجود مخاطب خود را تسخیر نکرده و مانند یک دوست صمیمی و گرم در تلاش است تا بدون ایجاد مزاحمت، شنونده خود را جذب کند.
به نظر میرسد این مساله نقطه ضعفی برای برنامهسازی سیما تلقی میشود. شما به عنوان کسی که در هر دو رسانه (رادیو و تلویزیون) برنامهسازی کردهاید، دلیل را چه میدانید؟
غالبا موفقترین مجریها کسانی بودند که حداقل 5 الی 10 سال از زندگیشان در رادیو سپری شده؛ به تعبیر من رادیو کوره گویندهپروری است. گویندگان در رادیو یاد میگیرند که با صدایشان چگونه مخاطبان را جذب کنند و این کار بسیار دشوار است زیرا باید بتوانی با صدا حسی را به شنونده انتقال بدهی. درحالحاضر قویترین گویندهها در تلویزیون کسانی هستند که از رادیو آمدهاند. بنابراین یکی از دلایل ضعف تلویزیون کپیبرداری نابجاست. در صورتی که در تلویزیون ابزار تحقیق، مستندسازی، تدوین، گزارشگری و... وجود دارد، اما ابزارهای رادیو فقط موسیقی و صداست. متاسفانه هماکنون با وجود این امکانات و ابزارهای پیشرفته در تلویزیون ما شاهد نبود خلاقیت و نوآوری در برنامهها هستیم، در صورتی که در کشور ما سوژههای متعددی وجود دارد که بتوان به آنها پرداخت و با دکور و استودیو طرحهای جدیدی را خلق کرد.
به لحاظ جذب مخاطب بیشتر به فعالیت فردی مجری اعتقاد دارید یا تلاش گروه برنامهساز؟
به نظر من یکی از اشکالات این است که عوامل برنامه قبل از هر کاری باید دیدگاه برنامهسازی داشته باشند. بنده وقتی در سیمای خانواده اجرا دارم، فقط خود را مجری نمیبینم بلکه با عوامل دیگر برنامه حلقههای تشکیلدهنده برنامه هستیم و سعی میکنم با کسب اطلاعات و پیشزمینه قبلی وارد برنامه شوم؛ یعنی خلاقانه ظاهر بشوم. در مجموع میتوان گفت چینش دقیق و شکیل بودن برنامه تا حدودی باعث جذب مخاطب میشود و تا زمانی که همه با هم به قصد اوج گرفتن برنخیزیم، این امر صورت نخواهد گرفت.
با توجه به این که شما در دو شبکه 5 و یک سیما برنامههایی را با محور خانواده اجرا کردهاید، تفاوت ساختاری و نوع اجرای این دو شبکه را در چه میبینید؟
کارکرد شبکهها با هم متفاوت است؛ با شبکه یک، شبکه ملی و شبکه 5، شبکه استانی و بومی است. شبکه 5 معضلات و مشکلات مردم استان تهران را بیان میکند، در صورتی که شبکه ملی با نگاهی جامعتر به مسائل و مشکلات تمامی گویشها، زبانها و طرز تفکرهای مختلف میپردازد. به عنوان مثال کارشناسان میتوانند از معضلات آب و فاضلاب یکی از روستاهای گیلان سخن بگویند، در صورتی که در شبکه پایتخت تنها میتوان به معضلات داخلی کلانشهر تهران پرداخت.
مسلما این تغییر محتوایی در برنامههای هر شبکه در نوع اجرای شما نیز نمود پیدا میکند؟
معتقدم مجری موظف است که با احساسش برنامه را اجرا کند. بنابراین زمانی که به لنز دوربین نگاه میکنم بینندهها را در ذهنم مجسم میکنم، به علیرغم تمام مشکلاتشان با سلام من جواب میدهند. این شعار نیست بلکه یک واقعیت است. من جواب سلامم را از لنز دوربین میگیرم و با همان انرژی که مخاطبان در من ایجاد میکنند، کارم را ادامه میدهم و با زبان ادبیات محاورهای شاد و زنده با مردم سخن میگویم.
قصد دارید همچنان در ژانر خانوادگی اجرا کنید یا مثل سابق به اجرای گفتوگوهای چالشی نیز میپردازید؟
دوست دارم برنامه خانوادگی را ادامه بدهم چون مباحثی مطرح میشود که به من مجری به عنوان یک مادر یا مسوول خانواده انرژی میدهد، اما در عرصههای دیگر نیز سعی میکنم در شاخههای مختلف توانم را بیشتر نشان دهم و نگویم کاربلد نیستم.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: