به گزارش فارس، عصر روز 25 فروردین سال گذتشه مأموران کلانتری 106 نامجو از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 از کشف جسد یک فرد میانسال با خبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه متوجه شدند مرد 52 سالهای به نام محمد بر اثر نامعلومی فوت کرده و جسدش در انباری خانه محل سکونتش رها شده است. تحقیقات نشان داد این مرد دو زن داشته که فرزند دختر یکی از این زنان مدعی است از مرگ پدرش بیاطلاع است اما برادر ناتنی وی قصد کشتن این دختر جوان را داشته است.
تحقیقات از خانواده دوم این مرد آغاز شد تا این که مشخص شد پسر مقتول از خانه متواری شده است و خانوادهاش نیز از وی اطلاعی ندارند.
همسر این فرد مدعی شد ساعت 4 صبح روز حادثه فرزندش به فرودگاه رفته تا پدرش را که با هواپیما از بندرعباس به تهران آمده بود را به خانه بازگرداند.این زن مدعی شد پسرش ساعت 8 صبح به خانه بازگشت و پس از به هم ریختن خانه مدعی شد به دنبال دفترچه بیمه پدرش میگردد و از خانه بیرون رفته سپس پسرش اطلاعی در دست نداشته تا این که با جسد این مورد روبهرو شده است. تحقیقات ادامه یافت تا این که همان شب این پسر جوان خود را به مأموران پلیس آگاهی در شهر تبریز معرفی کرد و مدعی شد پدرش را به قتل رسانده است.
با اعتراف وی به ارتکاب قتل، قرار مجرمیت وی از سوی دادسرای جنایی صادر و پرونده به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد که صبح امروز در شعبه 71 به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی برگزار شد. نماینده دادستان با اشاره به کیفرخواست صادره خواستار مجازات متهم شد.
دو نفر از اولیایدم تا قبل از شروع جلسه امروز خواستار قصاص متهم بودند اما در جلسه امروز مانند دیگر فرزندان مقتول، رضایت خود را اعلام کردند.
متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهام قتل را قبول دارد ، گفت: دوست داشتم که مستقل باشم اما پدرم اصرار داشت که کنار او و در مغازه او کار کنم. بر سر همین موضوع بود که مدتها با پدرم اختلاف داشتم و مدتی قبل از قتل نقشه قتل او را کشیدم.
این اظهارات متهم در خصوص علت قتل در حالی بود که متهم در اولین تحقیقات مدعی شده بود که پدرش،به همسر دوم خود بیشتر توجه دارد و به مادر وی بیتوجه است و به او بیاحترامی میکند. پدرم برای تهیه اجناس مورد نیاز مغازه به بندرعباس رفته بود که هنگام بازگشت از من خواست به دنبالش بروم. در بین راه یک ماءالشعیر خریدم و داخل آن قرص ریختم و حوالی میدان انقلاب به پدرم دادم. هنوز به میدان فردوسی نرسیده بودیم که بیحال شد. از کار خود پشیمان شدم و او را به بیمارستان بوعلی رساندم.
حامد گفت: حدود دو ساعت پدرم در این بیمارستان بود و در نهایت از من خواستند به علت مسمومیت شدید او را به بیمارستان لقمان برسانم اما در بین راه دوباره تصمیم به قتل او گرفتم. او را به خانه دیگرش که انبار اجناسش هم بود بردم و در انبار، او را خفه کردم. قصد کشت خواهر ناتنیام را هم داشتم که با سر و صدای همسایهها فرار کردم.
بعد از اتمام اظهارات متهم، قاضی عزیزمحمدی ختم جلسه را اعلام و متهم را به خاطر قتل پدرش و همچنین شروع به قتل خواهر ناتنی خود به 10 سال و 6 ماه حبس محکوم کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم