تحلیل عبدالباری عطوان

پاداش آمریکا به دست نشانده‌هایش

آمریکا بار دیگر به یک هم‌پیمان بزرگ خود در منطقه پشت کرد و به راحتی 30 سال روابط نزدیک و تنگاتنگ را برای حفظ منافعش نادیده گرفت و صراحتا این بار از رفیق 30 ساله‌اش در خاورمیانه خواست تا از قدرت کنار برود؛ کاری که پیش از این نیز با بسیاری از هم‌پیمانانش انجام داده بود. آمریکا در طول تاریخ همواره ثابت کرده که شریکی مطمئن و قابل اعتماد نیست و حساب باز کردن بر آن اشتباهی جبران ناپذیر است.
کد خبر: ۳۸۳۸۴۱

به گزارش ایسنا، عبدالباری عطوان مدیر مسئول روزنامه فرامنطقه‌ای القدس العربی، در تحلیلی تحت عنوان "آمریکا این‌ چنین به دست نشانده‌هایش پاداش می‌دهد" نوشته است:

«این روزها ما در لحظاتی تاریخی به معنای واقعی کلمه به سر می‌بریم؛ لحظاتی که در آن نه فقط خاورمیانه بلکه کل جهان در حال تغییر است و دلیل آن گروهی از جوانان شجاع هستند که به اعتقادات خود ایمان داشته و در میدان‌های اصلی تونس و مصر حضور یافته و می‌گویند که ظالمان و ظلم و استبداد را نمی‌خواهند.

فصیح‌ترین درسی که می‌توان از این حضور گسترده‌ مردمی در میدان التحریر قاهره و پیش از آن خیابان الحبیب بورقیبه تونس گرفت، این است که آمریکا به راحتی از دست نشانده‌هایش چشم پوشی می‌کند و از دادن پناهگاهی امن به آنها سر باز می‌زند.

دولت آمریکا هم‌اکنون با اوضاع مصر چنین تعاملی دارد، به طوری که نه تنها حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر را نمی‌بیند، بلکه وی را وبالی می‌داند که می‌خواهد در نزدیک‌ترین زمان ممکن و با کمترین خسارت برای حفظ منافعش از دست وی رهایی یابد.

از این جوانان شجاع که موجب شدند زانوی دیکتاتور‌ها از ترس و وحشت بلرزد و در برابر ملت‌شان و برای دوری جستن از خشم و غضب آنها زانو زده و به گدایی بیفتند، تشکر می‌کنیم.

حسنی مبارک نیز تسلیم خواسته‌های مردمش شد و اعلام کرد که اگر راه خروج مناسب و مصونیت قضایی برایش ایجاد شود تا در آینده نزدیک به عنوان جنایتکار جنگی و عامل فساد تحت پیگرد قرار نگیرد از قدرت کناره‌گیری می‌کند.

عبدالعزیز بوتفلیقه، رئیس جمهور الجزایر نیز تصمیم به لغو وضعیت فوق‌العاده در این کشور گرفته و متعهد به انجام اصلاحات شد. علی عبدالله صالح، رئیس جمهور یمن نیز در ملاء عام اعلام کرد که نمی‌خواهد رئیس جمهور مادام‌العمر باشد و یا حکومت را به پسرش واگذار کند.

ملت‌های عربی شب و روز تحولات مصر را پیگیری می‌کنند و امیدوارند که هر چه سریعتر این انقلاب پیروز شود تا پیگیر انتقال آن به یک کشور عربی دیگر برای براندازی یک ستمگر دیگر و آغاز یک دوره جدید از عزت و شرف باشند.

حسنی مبارک به زودی می‌رود زیرا مردم مصر هرگز در میانه‌راه توقف نخواهند کرد و حضور میلیونی آنها در میدان التحریر قاهره و دیگر شهرهای مصر نیز این حقیقت را ثابت کرد.

ما اکنون شاهد یک مسابقه و رقابت بین حکومتی هستیم که برای حمایت از عاملان فاسدش از خشم و انتقام جویی ملت به قدرت چنگ زده و گروهی از جوانان که به دنبال آینده‌ای روشن برای کشورشان هستند. نظام مصر زمانی بیشتر برای سروسامان دادن به اوضاع می‌خواهد و جوانان نیز می‌خواهند در کوتاه‌ترین زمان به هدف خود برای تغییر دست یابند.

در این میان حتی بنیامین نتانیاهو، طاووس متکبر و خودخواه نیز به شکلی متفاوت با مسائل برخورد می‌کند و برای اولین بار از سلب مسئولیت اسراییل در قبال ساختارهای زیربنایی غزه و پیشبرد طرح‌های بین‌المللی مربوط به آب و برق و تحکیم اوضاع اقتصادی فلسطینیان در کرانه باختری سخن می‌گوید. مسلما نتانیاهو برای همدردی با ملت فلسطین چنین موضعی نگرفته، بلکه مجبور به این کار شده و دلیل آن تغییری است که در کل منطقه به جریان افتاده است.

تمام جهان می‌بیند که تنها دولت دموکراتیک منطقه (اسراییل) چگونه طرف فعالان و دیکتاتور‌ها را در کشورهای همجوارش گرفته، با آنها توافقنامه‌ی صلح امضا کرده و علاوه بر آن از تمامی روابط بین‌المللی‌اش برای حمایت از این حکومت‌ها از خطر سقوط استفاده می‌کند.

نتانیاهو به خوبی دریافته که سقوط نظام مبارک یعنی سقوط هر آنچه که اسراییل و آمریکا طی 30 سال از عادی سازی روابط، تحقیر اعراب و کشتن روحیه مقاومت و عزت در بین آنها از طریق حکومت‌ها و سیستم‌های دیکتاتوری سرکوب‌گر، انجام داده‌اند.

سقوط توافقنامه کمپ دیوید با سقوط نظام مبارک، یعنی بازگشت مصر به جایگاه مناسبش در منطقه؛ موضوعی که اسراییل را به خانه اول باز می‌گرداند و آن را کشوری کاملا طرد شده در میان همسایگان عربش قرار می‌دهد.

اسراییلی‌ها نگران هستند و می‌ترسند، زیرا مبارک بیش از 30 سال مانعی را بین آنها و اعراب مخالف‌شان ایجاد کرده بود و با آنها در تحریم‌ و محاصره اعراب و مسلمانان غزه همدستی می‌کرد؛ اقدامی که بزرگترین اقدام غیر اخلاقی در تاریخ محسوب می‌شود.

این روزها گمانه زنی‌های زیادی درخصوص این که چه کسی شکاف را در صورت فروپاشی نظام مبارک پر خواهد کرد وجود دارد، اما مساله‌ای که باید بر آن بیشتر متمرکز شد، این است که مسئولیت پر کردن این شکاف بر عهده ملت مصر است نه آمریکا، اروپا و یا هر کشور خارجی دیگر.

در ابتدا مصر باید از سر افعی رهایی یابد بعد از دُم آن. بهتر است همه را به عدالت تحویل داد تا به نحوی که سزاوار آنند قصاص شوند و اموال مردم مصر را که غارت کرده‌اند به آنان بازگردانند.

همچنین باید نسبت به میانجیگران موسوم به کمیته‌ی حکما هشدار داد؛ کسانی که این روزها سعی می‌کنند به عنوان یک طرف سوم راه‌کارهای میانه برای مصر ارایه دهند. اینها در واقع برای نجات نظام تلاش می‌کنند نه نجات مصر. بسیاری از آنها به نظام فعلی مصر خدمت کرده‌اند همانطور که به نظام‌های قبلی خدمت کرده‌اند و باید آنها را افرادی برای همه دوره‌ها دانست.

راهکار میانه در انقلاب‌ها و اصلاحات در نظام استبدادی وجود ندارد.نظام فاسد باید ریشه‌کن شود تا یک نظام دموکراتیک جدید بر ویرانه‌های آن ایجاد گردد.

حکمای واقعی کسانی هستند که کنار ملت و خواسته‌های عادلانه آنها ایستاده‌اند و راهکارهایی را برای نجات دیکتاتور‌ها تحت عنوان حمایت از مصر مطرح نمی‌کنند. ملت، مدافع حقیقی مصر هستند و آنها تغییر را تحمیل نموده و نظام را مجبور به چشم پوشی‌های پیاپی از مواضعشان کردند.

آمریکا، خاورمیانه و هم پیمانان سرکوبگرش را از دست داد؛ هم‌پیمانانی که خواب ندارند و منتظر سقوط خود هستند و حتی اموال و دارایی‌ها و همراهان و خویشاوندان فاسدشان که آنها را تشویق به ظلم و ستم علیه‌ ملت‌هایشان کردند، به دردشان نخورده است.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها