در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با افشین صادقی تماس میگیرم تا در جریان برنامههای آینده او قرار بگیرم که متوجه میشوم سر صحنه فیلمبرداری و از قضا تولید فیلم تلویزیونی است که مربوط به ایام دهه فجر و وفات حضرت رسول اکرم(ص) است! و این سرعتی که در تولید به وجود آمده در تهیه گزارش از پشت صحنه آن نیز بیتاثیر نبود، چراکه بعد از باخبر شدن بلافاصله با هماهنگی دبیر سرویس، شال و کلاه کردم تا در شبی زمستانی که سوز برف بیداد میکرد عازم لوکیشن این تلهفیلم شوم.
ده ونک ـ خانه مستوفی
ساعت یک و نیم شب به محل مورد نظر یعنی خانه مستوفی میرسم که لوکیشن خیلی از فیلمها و سریالهاست. یادم میآید آخرین بار در ماه مبارک رمضان برای تهیه گزارش از سریال «آخرین گناه» ساخته حسین سهیلیزاده به این مکان آمده بودم، البته در آن شبهای ماه مبارک رمضان، زمان ملکوتی اذان مغرب سفره افطار وسط حیاط پهن میشد و همه اکیپ برای افطار سر سفره مینشستند و گرما و صمیمیتشان بر لطافت هوا میافزود که لطف خاص خود را داشت و در حال حاضر سرمای چند درجه زیر صفر کار در زیرزمینی با دمای قطعا پایینتر از فضای بیرون نیز لطفی دیگر دارد.
از پلههای بلند و تیز عمارت پایین میروم تا به زیرزمین برسم، محلی که گروه تولید با گرما و صمیمیتشان بر گرمای آتشی که در گوشهای از لوکیشن برپا کردهاند، میافزاید. با آنها آشنا هستم. ازاینرو سریع در جمعشان جای میگیرم. صادقی که چندی پیش فیلم «مقلد شیطان» با کارگردانی او بر پرده سینماها بود و فیلمهای تلویزیونی چون پسر ارشد من و... را در کارنامه کاری خود دارد، درباره فعالیتهای تلویزیونیاش میگوید: خدا را شکر میکنم که به من لطف کرد تا بتوانم در زندگیام چند کار مذهبی بسازم. بار اولی که این لطف شامل حال من شد، فیلمی بود که برای شب قدر و شب شهادت حضرت علی(ع) با نام «دایره راز» ساختم.
دومین کار سال بعدش بود که از من خواستند فیلمی درباره امام حسین(ع) بسازم با نام «صدایم کن» که اربعین سال گذشته پخش شد. امسال هم لطف خداوند مجدد شامل حال من و گروهم شد که فیلمی درباره پیامبر گرامیمان حضرت محمد(ص) بسازم که با رویکردی امروزی به ماجراها و روابط 2 دوست در 2 برهه زمانی میپردازد.
تصویربرداری آغاز میشود، کاوه آهنگر که خدمت سربازی را سپری میکند و برای بازی در این پروژه در مرخصی است، نقش بهروز را ایفا میکند و در کنار ارسلان قاسمی که ایفاگر نقش یحیی است ایستاده و رو به پدر یحیی با بازی حسین رجایی درباره اتفاقی که قریبالوقوع است صحبت میکنند.
ماجرا از این قرار است که این دو دوست با حس کنجکاوانه که از سکانسهای قبل شروع شده و با تعقیب پدر یحیی از مسجد آغاز میشود، با کشیدن ماژیک به ته کفش پدر ردپای او را تعقیب میکنند تا وارد زیرزمینی شده که در انتهای یکی از دالانهای آن با کتابخانهای روبهرو میشوند که پشت آن مخفیگاهی وجود دارد. آنها با سختی کتابخانه را کنار میزنند و وارد مخفیگاه میشوند؛ زیرزمینی تاریک و سرد با طاقیهایی که معماری سنتی و اسلامیمان را به رخ میکشد که با طراحی صحنه عباس حاجیدرویش و استفاده از اکسسواری چون وسایل عزاداری محرم همراه دستگاه تایپ و استنسیل، میز تحریر قدیمی و عکسهایی از امام(ره) و اطلاعیههایی که باید بین مردم توزیع شود، تداعیکننده خاطرات دوران مبارزه با استبداد شاهنشاهی است و رادیو ضبطی قدیمی در طاقچهای که قدیمها به آن بخاری میگفتند، در حال پخش سخنان امام (ره) است.
بچهها مشغول شنیدن سخنرانی میشوند، غافل از این که پدر از دور نظارهگر آنهاست. پدر به آنها میپیوندد و با چهرهای نگران میگوید: وقتی شما اینجا را پیدا کردید حتما ساواک هم پیدا میکند.
با صدای پای کارگردان ورود عوامل ساواک تداعی میشود تا بازیگران حس مورد نظر را بگیرند. در این صحنه سیدمنیر پدر یحیی مضطرب نامهای را به پسرش میدهد که مهر و موم شده است و از او میخواهد به همراه بهروز از پشت بام فرار کنند و نامه را به دست معلمشان برسانند. حامد فرشتهحکمت به عنوان مدیر تصویربرداری، تصویر بسته قرآنی را میگیرد که پدر به یحیی میدهد؛ قرآنی که نشان از توکل و توسل دارد؛ یحیی قرآن را میبوسد و پدر به آنان سفارشاتی میکند که از احادیث و روایات پیامبر نشأت گرفته تا سرلوحه کار خود قرار دهند.
با تغییر زاویه دوربین، نورپردازی نیز تغییر میکند و تا عوامل نور کار خود را انجام دهند، فرصتی ایجاد میشود تا گروه به دور آتشی که سعی دارند روشن نگهش دارند، جمع شوند. افشین صادقی از زمانی که مسوولیت کار را به عهده گرفته به همراه نویسنده فیلمنامه مجید مافی که هنگام تصویربرداری نیز او را به عنوان دستیار اول و برنامهریز یاری میکند در طول شبانه روز 3 ساعت هم استراحت ندارند و مدام در حال تبادل نظر برای قوام بخشیدن به فیلمنامهای هستند که به مرور در حین کار شکل میگیرد. آنان با همه خستگیهایی که سعی دارند از گروه مخفی کنند با صحبتهایشان انرژی به گروه میدهند و دور آتش به گپ و گفتوگو میپردازند.
مافی میگوید: نگارش همزمان با فیلمبرداری، برنامهریزی را هم سخت میکند. سعی میکنیم با توجه به کمبود زمان تولید اکثر سکانسهای ما برای شب طراحی شود؛ چرا که به دلیل طولانیتر بودن شب زمان بیشتری برای تصویربرداری میتوانیم صرف کنیم و البته این نوع کار هم شاید جذابیتهای خودش را دارد.
صادقی با باوری خاص میگوید: یک حس مشترکی بین فیلمهای مذهبی که تاکنون کارکردهام وجود دارد و آن شاید این باشد که انگار دست غیبی در کار است، مثل این که خود آن بزرگواران کمک میکنند تا کارها به نحو احسن جلو رود، چون هر چه فکر میکنم برایم قابل تصور نیست که چگونه ممکن است ظرف یک ماه هم فیلمنامه نوشته شود، هم پیش تولید را شروع کنیم و هم انتخاب بازیگر صورت پذیرد؛ آنهم در این اوضاع نابسامان بازیگری و بازیگرسالاری که متاسفانه اکثرشان با رقمهای بالایی که پیشنهاد میکنند، با بودجههای مصوب سازمان همخوانی ندارد و عملا قابل استفاده در کارها نیستند و مسوولان باید در اینباره فکری اساسی کنند.
مافی ادامه میدهد: وقتی تصویربرداری تمام میشود، تازه میرویم دفتر من روی فیلمنامه کار میکنیم و افشین در کنار تدوین. کار که تمام میشود من نتیجه تدوین را میبینم و افشین نوشتههایم را روتوش میکند.
صادقی با اشاره به این که تصویربرداری در حال انجام است و همزمان تدوین و ساخت موسیقی آن پیش میرود، ابراز امیدواری کرد تا کار با کیفیتی مطلوب، برای پخش در روز 28 صفر آماده شود.
به دلیل فشردگی کار و سختیای که سرمای محیط بر آن میافزاید، کار اندکی به کندی پیش میرود. البته حساسیت صادقی در کار نیز مزید بر علت میشود، چراکه حیفش میآید از کار بزند و بدون توجه به محدودیت زمانی در سر لوکیشن پلانهای زیادتری برای جذابیت طراحی میکند و در نتیجه سکانسهای بازیگرانی چون اصغر همت که نقش بزرگسالی بهروز و مجید مشیری نقش بزرگسالی یحیی را ایفا میکنند لغو و به شبی دیگر موکول میشود. پس از پایان کار تصمیم میگیرم با این دو بازیگر تلفنی صحبت کنم تا در جریان نظر و حضور آنان در این پروژه قرار بگیرم.
اصغر همت در این گفتوگوی تلفنی میگوید: من قبلا با آقای صادقی در فیلم مقلد شیطان کار کردهام و طبیعتا در جریان کم و کیف کار کردن با او بودم و پیش از اینها قرار بود کار دیگری را با هم انجام دهیم که فرصتش ایجاد نمیشد.
وی درباره این کار میگوید: صلاة ظهر ماجرای دو رفیق است که پس از 25 سال به هم میرسند. دو دوستی که هر کدام در این مدت به راه خود رفتهاند و تقریبا داستان به واکاوی این دو آدم و راههایی که رفتهاند، میپردازد.
این بازیگر، درباره سوژه اصلی قصه که به مناسبت رحلت پیامبر(ص) طراحی شده میگوید: البته این فیلم بیشتر به مسائل اخلاقی میپردازد که این مقوله خارج از هرمناسبتی هم پخش شود حرفی برای گفتن دارد، چراکه اساسا بحث اخلاق به دین و مذهب برمیگردد و هر زمانی میتواند مطرح شود. بخصوص که آن حرف براساس سخنان اهل بیت و پیامبر گرامیمان باشد.
همت در پایان این مکالمه با اشاره به این که مسوولان تلویزیون میدانستند کار را به چه کسی بدهند تا در این فرصت کم بتواند به پخش برساند، درباره این سوال که با سختی کار و سرما چه میکند گفت: اگر کارمان آسان بود باید سوال کنید نه این که وقتی سخت است.
ارتباط تلفنی با مجید مشیری به علت حضورش در لوکیشن سریال ارمغان تاریکی با اندکی تاخیر صورت گرفت و تقریبا ساعت 2 بامداد بود که فرصتی ایجاد شد تا گپ کوتاهی درباره این فیلم تلویزیونی بزنیم.
وی میگوید: نقش بزرگسالی یحیی را بازی میکنم که برخلاف بهروز راه درست را برگزیده است. او قاضی دادگاه شده و پس از مدتها با دوست دوران کودکیاش روبهرو میشود که ماجراهایی را در پی دارد.
مشیری با اشاره به خوب بودن داستان فیلم میگوید: اگر کار سخت است، فشردگی زمانی برای تولید آن باعث شده و البته سختگیری و حساسیت افشین صادقی نیز مزید بر علت است.
وی که پیش از این حداقل در 4 اثر صادقی حضور داشته، میگوید، اگرچه فشردگی کار تایم بالایی در روز گروه را درگیر تولید میکند، ولی انشاءالله لطمهای به کار نمیزند و فیلم خوبی از آب در خواهد آمد.
گفتنی است، فیلم تلویزیونی صلاة ظهر که به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه دوم سیما و به مناسبت ایام دهه فجر و پخش در 28 صفر، سالروز وفات پیامبر اکرم(ص) تهیه و تولید میشود، روایت دو دوست قدیمی از زندگی است. روایتی از 2 برهه زمانی تاثیر گرفته از وقایع و اتفاقاتی از زندگی است که مسیر آنها را تحت تاثیر خود قرار میدهد. این دو دوست بر سر دوراهی انتخاب، دوباره پس از سالها یکدیگر را مییابند. یکبار دیگر همراهی و رفاقت، اما در کدام مسیر؟ مجال دوستی بسیار و فرصت انتخاب اندک است.
عواملی که در این فیلم افشین صادقی را یاری میکنند، عبارتند از: فیلمنامهنویس، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: مجید مافی، مدیر تصویربرداری: حامد فرشته حکمت، صدابردار: کریم کاشانی، طراح صحنه و لباس: عباس حاجی درویش، طراح گریم: شادی آفرین اللهیاری، موسیقی: بهرنگ قدرتی، مدیر تولید: بیژن محرمی، منشی صحنه: سحرناز نوروزی و عکاس: اسرافیل قاسمی. بازیگران: مجید مشیری، اصغر همت، بهرام ابراهیمی، فریبا نادری، روشنک گرامی، نسرین نکیسا، ارسلان قاسمی، کاوه آهنگر، رضا رضوی، حسین رجایی و....
بهنازوفایی وحدت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: