در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیا میشود فیلمهایی را که در تولیدی انبوه، در سینماها و شبکههای نمایش خانگی خودنمایی میکنند، کمدی نامید؟! مشکل دیگر اما تولد نوعی دیگر از سینما به نام سینمای عامهپسند است که به نام سینمای کمدی گره خورده است. پس از دهه 60 که بسیاری آن را دوران طلایی سینمای ایران میدانند، در دهه 70، پس از یک دهه غیبت جوانها بر پرده سینما، با تغییر نسل، مضامین فیلمها هم شکل دیگری پیدا کرد و بیشتر به دغدغههای جوانها پرداخت؛ اما در اواسط دهه 80، گروهی از اهالی سینما تصمیم گرفتند برای رونق دادن به بازار کساد سینما، به فیلمهای تجاری یا به بیان دیگر سینمای عامهپسند رو بیاورند که نتیجه آن شد ملغمهای از فیلمهای کمدی، چهرهمحور و هجو، خالی از معنا و محتوا و... به این ترتیب بعد از همه حرف و حدیث، هنوز هم معلوم نیست منظور از فیلمهای عامهپسند دقیقا چیست؟!
جوانها را دریابید
سعید عقیقی را که میشناسید؟ او نویسنده فیلمنامه است و آثاری چون «صداها» و «شبهای روشن» را در کارنامه دارد. عقیقی درباره موضوع مورد بحث ما میگوید: «در سالهای اخیر به بهانه نزدیک شدن به سلیقه جوانها و نسل روز جامعه، عدهای رو به ساخت فیلمهایی آوردهاند که نام آن را به غلط عامهپسند میگذارند، غافل از اینکه فیلم عامهپسند صرفا به معنای فیلم پرفروش نیست. یک محصول صنعتی است که طبق شرایطی معین و با هدفی مشخص تولید میشود و عواملی چون زمان و مکان بر کیفیت تولیدشان اثر میگذارد. آنچه مسلم است در دهه 80، هرچه جلوتر رفتیم، از ذائقه و سلیقه نسل جوان بیشتر فاصله گرفتیم و روزبهروز مخاطب فهیم سینما را بیشتر از دست دادیم.»
بیژن میرباقری هم که این روزها فیلم «طبقه سوم» او با مضمونی اجتماعی در حال اکران است، میگوید: «میگویند سینمای عامهپسند، اما نمیگویند این سینماست که به عنوان یک سیستم جریانساز و حرکتآفرین باید در ارتقای سطح سلیقه مردم پیشرو باشد. وقتی در یک شرایط ناعادلانه و نابرابر اکران، مخاطب جوان فقط چند سالن محدود برای انتخاب فیلمهای خوب و فرهنگی دارد و سالنهای بیشمار برای انتخاب انواع و اقسام فیلمهای هجو و به اصطلاح کمدی، نمیتوان سطح سلیقه عامه مردم را تشخیص داد.»
یک بررسی تاریخی در کشور خودمان و سایر کشورها نشان میدهد که فیلمهای عامهپسند به مرور زمان، عملا دچار ورشکستگی شده و بهرغم تمام ادعاها، در رقابت با فیلمهای دیگر، در طولانیمدت قافیه را باخته است. مگر فیلمهایی چون اجارهنشینها، مهمان مامان، دیگه چه خبر، روسری آبی، مارمولک، لیلی با من است، عروس و... مورد پسند نبودهاند؟! مگر نسل امروز ما احتیاج به فرهنگسازی ندارد؟! مگر همین سینما نیست که نگاه او را به آینده شکل میدهد؟! مگر همین چند وقت پیش که اقدام به اکران محدود فیلمهای دهه 60 کردند، همین نسل سومیها و چهارمیها نبودند که برای نمایش «هامون» صف کشیدند؟ به قول شهرام شکیبا، منتقد و نویسنده، «این روزها سیاست رفتاری ما که نشأت گرفته از قانون همه یا هیچ است، بیش از همیشه به سینما نفوذ کرده و شرط حفظ تعادل را در تولیدات، برنامهها و به طور کلی فعالیتهای خود فراموش کردهایم. افزایش آثار تولید شده بیسر و ته در سینمای امروز ما گواه این ادعاست.»
چنین است که هنوز با خاطره خوش فیلمهای دهه 60 و 70 و مرور گاهبهگاه آن، روزگار میگذرانیم و دلمان برای نسلی میسوزد که قرار است با فیلمهای امروزی، ذهنشان پالایش شود و نگاهشان به زندگی شکل بگیرد.
سعید عقیقی :در سالهای اخیر به بهانه نزدیک شدن به سلیقه جوانها و نسل روز جامعه عدهای رو به ساخت فیلمهایی آوردهاند که نام آن را به غلط عامهپسند میگذارند، غافل از اینکه فیلم عامهپسند صرفا به معنای فیلم پرفروش نیست
بیژن میر باقری: میگویند سینمای عامهپسند، اما نمیگویند این سینماست که بهعنوان یک سیستم جریانساز وحرکتآفرین باید در ارتقای سطح سلیقه مردم پیشرو باشد
شهرام شکیبا : این روزها سیاست رفتاری ما که نشأت گرفته از قانون «یا همه یا هیچ» است، بیش از همیشه به سینما نفوذ کرده است
مرسده بابایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: