در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر شهری بدون توجه به فرم کالبدی آن، دارای مرکزی مشخص بوده است. مرکز شهر مکانی بوده که عمدتاً فعالیتهای شهری مانند امور تجاری، سیاسی، مذهبی و فرهنگی در آنجا متمرکز میشد. لذا ابنیه و فضاهای مخصوص آنها مانند بازار، مقر حکومت، نیایشگاه اصلی شهر و بالاخره سایر مراکز فرهنگی و خدماتی در آنجا قرار داشته است.
از بارزترین نمونههای مراکز شهری در ایران که مجموعهای است عالی از فکر خلاقانه معماران فرهیخته ایرانی، میدان نقشجهان (میدان امام) در اصفهان است که خود مالامال از آثار هنری و اماکن تاریخی است. الگوی اصلی این محل، میدان قبلی شهر (میدان کهندژ یا میدان قدیم) است که شالوده آن در دورههای قبلتر از دوره حکومت آلبویه (قرن 4) پی افکنده شده، ولی در دورههای سلجوقی، ایلخانی و مظفری نیز در آن اضافاتی صورت پذیرفت.
اگر چه نقشجهان پیشینهای کهنتر از دوره صفوی دارد، اما میدان به شکل امروزین در دوره سلطنت شاهعباس صفوی (1020 هجری قمری) که دوران فرمانرواییاش اوج اعتلاء و عظمت دولت صفوی را در برداشت، پایهگذاری شد. الحاقات و سایر تزئینات این میدان نیز در زمان جانشینان او تا سال 1047 هجری قمری به طول انجامید، جانشینانی که تاریخ هنر اصفهان را چنان رقم زدند که از حیث معماری و شهرسازی از دیگر شهرهای ایران چنان ممتاز گشت که به عنوان یک تختگاه بزرگ عصر و کانون فعالیتهای علمی و دینی آن ایام به عالم شناسانده شد و به نوعی با انتخاب اصفهان در سال 1006 هجری قمری به عنوان پایتخت نوادگان شیخ صفیالدین اردبیلی، دوره شکوفایی آن بعد از حملات مغولان و تیموریان آغاز میشود و عبارت معروف نصفجهان که ضربالمثل شده از همان زمان است.
میزبانی از مراسم گوناگون
میدان نقشجهان، قلب اصفهان نو مانند سایر فضاهای شهری مناطق گرم و خشک کاملا از 4طرف محصور شده است. این میدان در محور شمال ـ جنوب به بازار شهر یا بازار قیصریه و مسجد امام (شاه سابق) و در محور شرقی ـ غربی به مسجد شیخ لطفالله و قصر عالیقاپو محدود میشود. دور تا دور میدان یک جداره موزون 2 طبقه قرار دارد. طبقه اول محل حجرههای کسبه بازار و طبقه دوم به عنوان یک نمای ایواندار جهت محصور کردن فضای میدان از جهت اقلیمی و بصری و متناسب نمودن ارتفاع جداره دور میدان با مساحت زیاد میدان است. در یک نگاه، ابعاد فیزیکی این میدان محصور، در خور یک شهر بزرگ و یک حکومت وسیع است که سطح وسیع میدان دارای عملکردهای گوناگونی بوده است. برگزاری مراسم مذهبی و غیرمذهبی همچون مراسم سوگواری ائمه معصومین، مراسم نوروز، رژه قشون، چراغانی و محل نمایشهای مختلف، برگزاری جمعه بازارهای عظیم و اجرای مسابقات ورزشی مانند تیراندازی و چوگان که در حال حاضر بقایای دروازههای سنگی مرتبط با این بازی در طرفین میدان به صورت میلههای سنگی مشهودند که در زمره قدیمیترین دروازه چوگان در گیتی شناخته شدهاند.
همچنین این میدان در گذشته نهچندان دور بزرگترین میدان جهان و امروزه پس از میدان تیانآنمن در چین از بزرگترین میدانهای جهان است.
اوج مسجدسازی در جهان اسلام
در جنوب فضای نقشجهان یکی از بینظیرترین مساجد تاریخی دنیا شکل گرفته که از حیث کاشیکاری، حجاری و عظمت گنبد و منارههای بلند و باشکوه از تاملبرانگیزترین شاهکارهای مسلم هنر و معماری قرن 11 هجری بهشمار میآید که خود در قلمروی 7 مسجد قدیمی شاخص مسلمانان دنیا که همواره به عنوان مفاخر معماری و عجایب مهم جهان شناخته میشوند جای گرفته است.
این ستاره درخشان هنر عصر صفوی، طی سالهای 1047ـ 1021 هجری قمری احداث و در زمان سلاطین این دوره با عناوینی چون مسجد مهدیه، مسجدالمهدی، مسجدجامع عباسی و مسجد سلطانی معروف بود.
از آنجا که بنای مساجد بزرگ و باشکوه گاهی جنبه سیاسی نیز پیدا میکردند، در زمان شاهعباس که رقابت سختی بین حکومت وی و دولت عثمانی در جریان بود، این پادشاه در بنای شهر اصفهان و ابنیه آن سعی و اهتمام بسیار کرد تا زیبایی و عظمت آن توجه مسلمانان کشورهای اسلامی و سایر ملل را به اصفهان و نه استانبول (پایتخت عثمانیان) به عنوان پایتخت جهان اسلام معطوف کند. لذا مسجد امام نیز میبایست بنایی با اهمیت بیشتر نسبت به مساجد عثمانی در استانبول میبود. چنانچه اسکندر، منشی مورخ دربار شاهعباس در مورد این مسجد مینویسد: «هیچ بنایی در ایران یا حتی در سراسر جهان متمدن قابل قیاس با این بنا نیست» و ادامه میدهد: «شاه میخواست که این بهترین مسجد از نوع خود باشد و رقابت کند با بنای کعبه و مسجد اورشلیم.»
به راستی هم در احداث این اثر فاخر، بنایی را خلق کردند که معرف اوج یکهزار ساله مسجدسازی در جهان اسلام گشت و نقشهاش از نوع کهنتر و سادهتر با طرحی آشنا در معماری ایرانی به شکل 4ایوانی به آرامی کمال یافت و با تکیه بر تجربیات بنایان و هنرمندان در طرح و تزئینات به نهایت تحول معماری مساجد در ایران و جهان نایل آمد.
نکته: اگر چه نقشجهان پیشینهای کهنتر از دوره صفوی دارد، اما میدان به شکل امروزین در دوره سلطنت شاهعباس صفوی (1020 هجری قمری) که دوران فرمانرواییاش اوج اعتلا و عظمت دولت صفوی را در برداشت، پایهگذاری شد
ایوانهای متعادل سر به فلک کشیده، سر در ورودی مرتفع 42 متری مزین به آرایههای تزئینی که حالتی دعوتکننده برای نمازگزاران داشته، تالار مربع گنبددار، شبستانی عالی، گنبد عظیم دوپوش 52 متری فیروزهای و گنبد شمالی، منارههای جنوبی اطراف ایوان ورودی که به میدان رونقی خاص بخشیدهاند، صحن چشمگیر و حوضی مسحورکننده، دالانها و دهلیزها، طاقچه و طاقنماهای متقارن، تودههای مقرنس پوشیده از کاشیهای معرق، منارههای داخلی، مدارس ناصری و سلیمانیه در طرفین مسجد، سنگابهای بیمانند و ارزنده، درهای نقرهپوش با نقشهای تزئینی و اشعار فارسی به خط زیبای نستعلیق، کتیبههای متعدد به خط بزرگترین خوشنویسان این دوره مانند علیرضا عباسی و محمدرضا امامیکه صفویان به وجودشان مفتخرند، ستونهای سنگی و ازارههای مرمری و به طور کل دیوارهها، گنبدها و منارههایی که بسیار زیبا آراسته شدهاند و در میان نقوش گل و بوتههای باغ مانندی میان انبوهی از کاشیهای هفترنگ و معرق الوان گم میشوند و در یک جمله مهندسان بر پایه اعتقادات مذهبی، معماری را در اینجا به مقبولترین شکل، جولانگاه عرصه تخیلات مهارناپذیر عارفانه قرار دادهاند.
کیفیت مصالح و معماری، نحوه اجرای تزئینات و کاشیها، طرح یکپارچه و متوازن و قرینگی، ارائه شعایر و مفاهیم دینی و الگوپذیری از سنتهای قدیمی در اجرای پلان به مرحله عمل کشاندن عناصر بزرگ ساختمانی در کنار هم، تسهیل در حرکت و ارتباط در همه جا به علت نبود هیچ مانعی مانند نرده، پله و صفهای و مهمتر از همه نبود هیچگونه سلسله مقامات دینی و سیاسی در مسجد از طریق عدم احداث فضاهای اختصاصی و جایگاه ممتازی که برابری و برادری را به بهترین شکل ممکن به نمایش میگذارند از نکات قابل تامل در این مسجد است.
از موارد ویژه بنا، هماهنگی و تطبیق ورودی مسجد با محور میدان است که بسیار جالب توجه است. به این مفهوم که سازندگان به جهت عدم تطبیق جهت قبله با میدان، سردر را با ایجاد دهلیزی مورب 45 درجه بدون اینکه احساس بصری ایجاد شود، به سمت جنوب غربی (جهت قبله) منحرف کردند به طوری که نمیتوان مستقیم وارد مسجد شد.
بازتاب صدا
از خصایص دیگر بسیار مُسَخرکننده و منحصر به فرد این مکان که در نتیجه دو جداره بودن گنبد و فضای خالی 16 متری مابینشان بهوقوع میپیوندد، بازتاب صدا در مرکز گنبد جنوبی است که سبب شگرف بسیار است. همچنین محاسبه، تعبیه و نصب قطعه سنگ بزرگ و یکپارچه مرمری معروف به سنگ شاخص که ظهر شرعی را در هر 4 فصل از سال نشان میدهد از دیگر ابتکارات طراحان در آفریدن این اثر هنری تلقی میشود.
اما حرف و حدیثهایی که بتازگی ذهن دوستداران آثار فرهنگی را در مورد این اعتبار اصیل به خود معطوف داشته، اهمال مسوولان در انجام اعمال صحیح و اصولی مرمت و حفاظت این مجموعه تاریخی بالاحض در خصوص گنبد جنوبی و وضعیت ترکها و کاشیهایش است که با وجود بهسازیهایی که چندی قبل صورت پذیرفت، مجددا دچار چین خوردگی شده و باد کردهاند و در شرف ریزشاند. برای روشن شدن این مساله لازم دیدیم موضوع را از دیدگاه علمی و کارشناسانه بررسی کنیم تا رفع ابهامات موجود حاصل شود.
از آنجا که بر خلاف سایر ابنیه سنتی ایران که عملکرد خود را کم و بیش در گذر دوران از دست دادهاند و در حال اضمحلال و خرابی هستند، اما اغلب مساجد ایران با وجود گذشت صدها سال از نظر کالبدی در شرایط نسبتا خوبی قرار دارند که دلیل اصلی آن وجود اعتقادات اسلامیمردم و از بین نرفتن عملکرد این ابنیه است. البته مساجد زیادی در اثر زمین لرزه، سوانح طبیعی یا مرور زمان از بین رفتهاند و بسیاری نیز در اثر جنگهایی که شهرها را به ورطه نابودی کشیدند، از صحنه روزگار پاک شدهاند، ولی مردم همیشه در ترمیم و بازسازی شهرها و بناها بویژه مساجد کوشا بودند و شایان ذکر است که مرمت بسیاری از مساجد همچون مسجد امام طی چند دهه اخیر کمک موثری در حفظ مساجد قدیمی کرده است.
ولیکن در این حین گنبدها همیشه یک استثنا بودند و از آسیبپذیرترین عناصر بناهای کهن در طول تاریخ محسوب میشوند. چراکه از منظر علم مرمت و احیای سازهای، از آنجایی که این عنصر همواره در معرض تماس مستقیم با عوامل جوی همچون باد، باران (بویژه اسیدی)، یخزدگی، تابش اشعه خورشید و انواع تکنیکهای مختلف اجرا و تزئینات روبهروست، مشکل سازترین بخش از بناهای تاریخی را شامل و درصد آسیبپذیریاش در مقایسه با سایر ارکان یک بنا بسیار بالاست و به واقع همان طور که چشمگیرتر است از ضریب آسیبپذیری بیشتری نیز برخوردار است.
مهدیس نجفزاده / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: