در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با ظهور پدیدهای به نام شهرنشینی، ادبیات شفاهی و فلکلور در زندگی مردمان جوامع گوناگون رنگ باخت و مهجور شد و زمانه سیلی محکم فراموشی را بر صورت این شکل از ادبیات نواخت. با ورود تلویزیون و رادیو، قصههای جن و پری مادربزرگان جذابیت خود را از دست داد و مادران از فرط خستگی و مشغله کار دیگر برای کودکانشان لالایی نخواندند. تا جایی که امروز دیدن مادری که کودکش را در گهواره یا روی زانوانش در حال خواندن لالایی تکان میدهد، کیمیا شده است.
ترانه و شعر که در دنیای امروز جزو ادبیات مکتوب ما حساب میشود، بارزترین شکل ادبیات فلکلور و شفاهی همه تمدنهاست. انسان اولیه پیش از آنکه زبانی را برای ارتباط برقرارکردن با دیگران خلق کند، از طریق آوا با دیگران سخن میگفت و هنوز هم شعر و ترانه که ماحصل تکامل آواهای اولیه است، بیش از هر چیز ارتباط حسی و عاطفی میان مردمان برقرار میکند. لالایی نیز نوعی شعر است، نغمهای ابدی است که در آن احساسات جاوید مردم جوامع مختلف سروده شده است.
زنان به شعر از مردان نزدیکترند. این حس و حال زاده طبیعت و زنانگی آنهاست و سبب ابراز احساسات، علاقه به پرورش فرزندان و ایجاد ارتباط صمیمانه میشود.
تاریخچه لالایی
لالایی در زبان اطفال معنی میدهد و صوتی است که به وسیله آن کودک را در گهواره میخوابانند و در واقع آواز خواندن مادران و دایگان برای خوابانیدن طفل شیرخواره است. لالایی نخستین پیمان آهنگین و شاعرانهای است که میان مادر و کودک بسته میشود. رشتهای است نامرئی که از لبهای مادر تا گوشهای کودک را نوازش میدهد و تاثیر جادویی آن، خواب ژرف و آرامی است که کودک را فرا میگیرد. رشتهای که حامل آرمانها و آرزوهای صادقانه و بیوسواس مادر است و تکانهای دمادم گهواره بر آن رنگی از توازن و تکرار میزند.
این آرزوها آنچنان بیتشویش و ساده بیان میشوند که ذهن شنونده در درک حقیقیت آنها، بیتصمیم و سرگردان میماند. تنوع و کیفیت لالایی، هنگام روز یا شب و هنگام اشتغال به کار یا فراغت، از نظر متن و نوا متفاوتند. ترانهها بسیار سادهاند و کلمات و اصطلاحاتی که در آنها به کارگرفته شده نیز سادهاند. بار موسیقی لالاییها با اهمیت و تاثیرگذاراست. مادران در گوشه و کنار ایران زمین برای ناز و نوازش کودکان خود ترانههایی خاص ساخته و پرداختهاند که مانند همه ترانهها، زاییده ذوق و تخیل و بیان حس و حال خودشان است.
این ترانهها بسیار زیبا و سادهاند و کلماتی که در آنها به کار رفته نیز درخور سن کوکان است. در قدیم که مردان عازم جنگ یا شکار میشدند، زنان برای آرام کردن دل خود و بهانههای کودکشان برای پدر لالایی میخواندند. لالاییهای هر دیاری تحت تاثیر محیط جغرافیایی، آب و هوا و ویژگیهای اقلیمی و منطقهای و نحوه زندگی مردم آن دیارند. ترانههای مردم گرمسیری با مناطق سردسیری متفاوت است و حتی نحوه بیان احساسات در آنها فرق دارد. یک ترانه گرمسیری سوزنده، پرالتهاب، عمیق و آتشین و یک ترانه سردسیری آرام، ملایم و لطیف است. ناله و شکوه و شکایت از روزگار و ستمهای زمانه و رنجهای ناگفتنی و سوزنده در لالاییها به حد وفور به چشم میخورد.
لالایی در انحصار زنان
در لالایی خصلتی است که آن را تنها روان زنانه دریافت میکند. مادر لالایی را از خود آغاز میکند و در آن لحظه به جز کودک و گهواره و حال دل خویش به چیز دیگر نمیاندیشد. او روایت دل خود را میخواند، ممکن است این روایت قصه جامعه باشد، ممکن است نباشد. حتی اگر هم باشد این مادر نیست که آن را به جامعه تعمیم میدهد، بلکه خود لالایی است که قصه دیگران هم میشود. براساس کتاب زنان و سرودههایشان در گستره فرهنگ مردم ایرانزمین نوشته صادق همایونی بسیاری از شاعران مرد که سعی کردهاند، لالایی بسرایند، در این زمینه موفق نبودهاند، چرا که لالایی را از اجتماع آغاز کردهاند یا به زبان سادهتر لالایی را دستاویز گفتههای اجتماعی خود کردهاند که از خصلت این ترانههای ساده بیرون است.
نکته: در لالایی خصلتی است که آن را تنها روان زنانه دریافت میکند. مادر لالایی را از خود آغاز میکند و در آن لحظه به جز کودک و گهواره و حال دل خویش به چیز دیگر نمیاندیشد. او روایت دل خود را میخواند
لالاییها به گونههای متفاوت تقسیم میشوند و از آنجا که این ترانهها با محوریت ارتباط زنان با فرزندانشان سروده میشود، موضوع اصلی آنها آرزوهایی است که زنان برای فرزندانشان دارند، مثلا لالاییهایی که مادر آرزو میکند کودکش تندرست بماند و او را به مقدسات میسپارد یا لالاییهایی که مادر آرزو میکند، کودکش بزرگ شود، به مکتب برود و باسواد شود، ترانههایی که مادر آرزو میکند کودکش به ثمر برسد، لالاییهایی که مادر در آنها به کودک میگوید با وجود او دیگر بیکس و تنها نیست یا مادر آرزو میکند کودکش بزرگ شود و همسر بگیرد یا شوهر کند و او عروسیاش را ببیند. لالاییهایی که مادر آرزو میکند هنگامیکه کودکش بزرگ شد قدرشناس زحمات او باشد و البته برخی لالاییها که مادر در آنها از نحسی کودک و از اینکه چرا نمیخوابد گلایه میکند. این لالاییها گاه لحنی ملامت بار و گاه عصبی و گاه طنزآمیز دارد.
افول لالایی
ظهور پدیده شهرنشینی و در پی آن رشد و نفوذ تکنولوژی و همچنین دنیای پررنگ و لعاب رسانههای گوناگون، انسانها را به سوی آینده میکشاند و گذشته را محتوم به فراموشی میکند. در دنیای امروز که زنان پا به پای مردان در جامعه کار میکنند و شب خسته و با هزاران دلمشغولی راهی خانهها میشوند و گاه حتی مجال در آغوش کشیدن فرزندان خود را نمییابند، خواندن لالایی امری محال به نظر میرسد. علی انتظاری، جامعهشناس در این باره میگوید: «در گذشته مضمون اکثر لالاییها به عدم حضور پدر در خانه مربوط میشد.
مردان برای جنگ و شکار بیرون میرفتند و ممکن بود دیگر به خانه بازنگردند، مادران برای آرام کردن خود و کودکی که مدام بهانه پدرش را میگرفت، لالاییهای پرامید میسرودند که محتوای آنها حکایت از پیروزی و بازگشت پدر داشت. امروز با تغییر نقشها زنان نیز در کار و فعالیت بیرون از خانه سهم دارند و شرایط زندگی قالبی نسبتا امن و عقلانی به خود گرفته است.» از طرفی آشنایی کودکان با انواع بازی کامپیوتری، اینترنت، فیلم و تفریحات متنوع باعث شد تا اهمیت و جذابیت لالایی برای خانوادهها و فرزندانشان از بین برود. انتظاری این عوامل را در مهجور شدن لالاییها موثر میداند و میافزاید: «کودکان با تلویزیون و بازیهای کامپیوتری بیش از خانوادهشان رابطه دارند و گاهی مواقع هنگام دیدن فیلم یا گوش دادن به موسیقی خوابشان میبرد، از طرفی سرعت زندگی بالا رفته و مادران حوصله و فرزندان صبوری و علاقهای به گوش دادن لالایی ندارند.»
با پیشرفت تکنولوژی و تغییر زندگی و نیازهای زندگی افراد جامعه، نوع معیشت آنها تغییر میکند، اما ادبیات فلکلوریک جزو میراث فرهنگی تمدنهای گوناگون به حساب میآید و این دگرگونیها هرچند شکل کاربردی خود را از دست میدهند، باید با کمک پژوهشگران و تاریخشناسان از خطر فراموشی نجات پیدا کنند. امروز میتوان با استفاده از این لالاییها که زمانی تنها به منظور ابراز احساسات و خوابانیدن کودک سروده میشدند، سبک جدیدی از موسیقی را به وجود آورد و در تجدید حیات این اشعار کهن قدمی برداشت و از یاد نبریم این ترانهها از همان آواهایی برمیخیزد که اجداد ما درگذشته از طریق آن کلام را یافتند.
تهمینه مفیدی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: