چهره‌ها‌‌ و‌ حادثه‌ها

گوشتم روی شاخه درخت مانده بود

برخی از بازیگران هستند که حتی اگر کمتر آنها را در فیلم و سریالی ‌ببینیم، اما در حافظه ما ماندگار هستند؛ هم نامشان و هم برخی نقش‌هایی که ایفا کرده‌اند.کاظم افرندنیا از جمله این بازیگران است که زمانی اکثر نقش‌های بد تلویزیونی و سینمایی را بازی می‌کرد و حضور پررنگی در تلویزیون داشت.
کد خبر: ۳۷۹۶۴۲

به غیر از نقش خالد در فیلم «سفیر»، یکی از نقش‌های ماندگاری که از او در ذهن داریم به سریال «خاله سارا» برمی‌گردد که وی نقش صفدر زالو را بازی می‌کرد.

افرندنیا دارای مدرک تحصیلی دپیلم از هنرستان هنرهای زیبا است. او فعالیت هنری خود را در سال 1350 از تئاتر شروع کرده و از همان سال با فیلم عاصی به کارگردانی سعید مطلبی و در نقش یک افسر انگلیسی جلوی دوربین سینما قرار گرفت .جمعه، از فریاد تا ترور، مفسدین، سفیر، میرزا کوچک خان، تفنگ شکسته، سردار جنگل، پیراک، کفش‌های میرزانوروز، شبح کژدم، کانی مانگا، مرگ پلنگ، سگ کشی، چپ دست و... از جمله کارهای اوست. خاک و آتش آخرین کارسینمایی اوست به کارگردانی مهدی صباغ‌زاده که فیلمبرداری در چابهار ادامه دارد و کاظم افرندنیا در این فیلم نقش یک خان بلوچ را بازی می‌کند.

کاظم افرندنیا برخلاف چهره جدی و خشمگین و نقش‌های منفی ای که بازی کرده، مهربان و صمیمی است و البته با درددل‌های فراوان از سینما و عالم بازیگری. او از خاطراتش در سریال میرزا کوچک خان برای ما می‌گوید: سر سریال میرزا کوچک خان بودم، سکانسی را داشتیم که من باید پیاده از محلی رد می‌شدم که خیلی لغزنده بود و باران هم بشدت می‌بارید. لباس‌هایی که برتن داشتم لباس‌های سنگینی بودند به اضافه این‌که تفنگ و تجهیزات دیگری را نیز باید با خودم حمل می‌کردم. کفش‌هایم هم یک جفت کفش سبک بود که فقط یک تخته زیرش داشت.

قبل از این‌که این سکانس را بگیرند به عوامل فیلم گفتم این کار خطرناک است چون تمام مسیر لیز و لغزنده است. آنها هم گفتند که نگران نباش و چیزی نمی‌شود. یادم نیست قدم اول یا دوم را که برداشتم سر خوردم و چون نزدیک دره بودم مجبور شدم شاخه درختی را بگیرم که شاخه در دستم فرو رفت و حدود 15 سانتی‌متر از دست من را برید. طوری دستم بریده شده بود که تکه‌ای از گوشتم روی شاخه درخت مانده بود.

بلافاصله رفتم بیمارستان و بخیه به دستم زدند و با دست مجروح و بسته آمدم سرکار،ولی چیزی که در آن زمان برایم خیلی دردناک و سخت بود این بود که ما سر این پروژه بیمه نبودیم و وقتی هزینه 120 هزار تومانی بیمارستان را مقابل آقای تهیه‌کننده گذاشته بودند، گفته بود: به من ربطی ندارد و باید خودش مراقب بود. خب شنیدن این جملات برایم خیلی سنگین تمام شد و از آن پس در صحنه‌های بعد دیگر خیلی مواظب بودم تا بلایی سرم نیاید.

او در ادامه می‌گوید: من در این راه اتفاقات و حادثه‌های زیادی را به چشم خودم دیدم که اصلا بازگوکردنی نیستند. من فقط 6 سال بخاطر یک حرف از کار و حرفه‌ام در حالی کنار ماندم که بیمه و حقوقی نداشتم.

گفت‌وگوها: سولماز خیرخواه و پویان امیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها