در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نسل سومیها اگر کمی به حافظه تاریخیشان فشار بیاورند حتما میتوانند صفهای طولانی پشت گیشههای سینما را در روزهای اکران فیلم «عروس» افخمی به یاد بیاورند. فیلمی که با معرفی 2ستاره جوان، فصل جدیدی را از به تصویر کشیدن دغدغههای جوانها، روی پرده سینماها برد. جوان سادهای که در رکود اقتصادی بعد از جنگ تحمیلی درگیر دلمشغولیهایش است و از اتفاق، دغدغه ازدواج با دختری را دارد که از بد حادثه، پدر ثروتمندی دارد. همان روزها بیژن امکانیان در فیلم «آواز تهران» به همراه ابوالفضل پورعرب، نقش 2جوان را بازی میکردند. یکی ساده، با کولهباری که از شهرستان با خود آورده و دیگری اهل خلاف و قاچاق که به نوعی زندگی این دو به هم گره میخورد و هر دو مثل قهرمان همه فیلمهای دیگر همقسم میشوند تا مردانه در مقابل نامردی بایستند. کمی بعد از آن با تغییر نسل و فضای حاکم بر جامعه و همچنین تغییر دغدغههای جوانی، فیلم «آواز قو» از سعید اسدی، بعد از کلی حرف و حدیث و اما و اگر اکران شد.
2جوانی که قربانی غرور و نگاه اشتباه جامعه میشوند و بعدترها هم شاهد فیلمهایی از رسول صدرعاملی بودیم که چهره جوانها را هر چه بیشتر به قاب سینما نزدیک کرد. اینها همه تصویری از جوانی در دورههای مختلف اجتماعی بودند که سینما به خاطر جایگاه رفیعی که در جامعه دارد، خود را موظف دانسته و میداند که به آنها بپردازد. آنچه اما این روزها ما را نگران کرده، ارائه تصویری غیرواقعی از جوانهای ما روی پردههای سینماهاست. امروز فیلمها پر شدهاند از تصویر جوانهای سرخوشی که بالاترین هدفشان رسیدن به یک عشق سطحی است. آنها با ظاهری غلو شده و غیرمرسوم در شرایط عادی جامعه، با روابطی که هیچ توجیه مقبولی برای آن وجود ندارد، یا در پی انتقام گرفتن هستند یا در حال چیدن برنامهای برای رو کم کردن. حال باید پرسید چند نفر از فیلمسازان مسوولان سینما، منتقدان و اهالی این هنر، این روزها به این مساله فکر میکنند که دغدغه واقعی جوانهای امروز ما چیست؟
رابطه گیشه با جوانان؟!
مجید برزگر، کارگردان جوان سینمای ما، سال گذشته فیلمی در جشنواره فیلم فجر داشت که با 2واکنش کاملا متفاوت روبهرو شد. در اواسط نمایش فیلم «فصل بارانهای موسمی»، نسل اولیها و دومیها سالن را ترک کردند اما نسل سومیها فیلم را تا آخر دیدند و بعد در گفتوگوهایشان از آن به عنوان یکی از بهترین فیلمهای جشنواره نام بردند. برزگر در گفتوگو با ما دلیل واقعی نبودن تصویری که این روزها از جوانان در سینما نشان داده میشود را اینطور بیان میکند: «محدودیتهایی در سینما وجود دارد که اجازه نمایش هر آنچه در جامعه اتفاق میافتد را نمیدهد. از طرفی نسل جوان با سرعت زیادی دارد پیش میرود که سینما یا نمیتواند یا نمیخواهد به آن برسد. مهمتر از همه اینها اما این است که سینمای ما سالهاست درگیر ظواهر شده و گویا فراموش کردهایم مسائل جدیتری هم هستند که باید به آنها بپردازیم.»
برزگر ادامه میدهد: «درست است که بخشی از سینما رویاپردازی است و حتما نباید همه فیلمها واقعگرایانه باشند، اما در سینمای جهان، رویاها هم نشانههایی از واقعیتهای روز را در خود دارند، اما در فیلمهای ما هیچ نشانهای از تاثیرپذیری از جامعه نیست.»
به هر حال اگر به آمار هم کاری نداشته باشیم، نگاهی به گیشه بلیتفروشی سینماها ثابت میکند در این کسادی بازار سینما، هنوز هم جوانها هستند که حاضرند مسیری را طی کنند، پولی بپردازند و 2 ساعت روی صندلیهای نافرم سالنهای سینما بنشینند و فیلم را در سالن تماشا کنند. باتوجه به رسالتی که سینما در مقوله فرهنگسازی و الگودهی دارد، نباید از این مساله غافل ماند که نمایش تصویر کاذب و نادرست از جوان در درجه اول منجر به تغییر سبک و سیاق فرهنگی و اخلاقی در جامعه میشود و در درجه دوم در صورت جذبنشدن تماشاگر، اعتماد او به هنر هفتم را از دست خواهیم داد و رفتهرفته شاهد سقوط سینما خواهیم بود.
مرسده بابایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: