نکته روز

آفرینش تاریخ و الزامات آن

از ابتدای پخش سریال مختارنامه مباحث بسیاری در تایید یا نقد این مجموعه مطرح شده است. یکی از مهم‌ترین این نقدها، اعتبار تاریخی برخی وقایع و شخصیت‌پردازی‌های این سریال است. در این زمینه، برخی منتقدان تا آنجا پیش رفته اند که سازنده سریال را متهم به تحریف تاریخ می‌کنند.
کد خبر: ۳۷۸۸۸۶

راقم این سطور در اینجا نه قصد رد این اتهامات را دارد و نه تایید آنها. بلکه مقصود از این نوشتار، تدقیق در نگاهی است که پشت این اتهامات و مسائل اینچنینی که در مقابل این سریال و به طور کلی هر فیلم یا سریال تاریخی مطرح می‌شود وجود دارد. چرا که هر مساله مشروط به نگرش خاصی است که طراح مساله نسبت به موضوعی که در قبال آن برایش سوال ایجاد شده، داراست؟

از یک روایت تصویری از موضوعی تاریخی چه انتظاری می‌رود؟ وقتی اصلی‌ترین انتقادهای یک منتقد به یک سریال تاریخی، در باب اعتبار تاریخی وقایع مطرح در سریال است، به نظر می‌رسد انتظار این منتقد از یک اثر تصویری درباره موضوعی تاریخی، صرفا روایت دقیق واقعیت عینی است. اما این انتظار، به 2 دلیل انتظاری بیجاست: اول این‌که یک سریال تلویزیونی در درجه اول یک اثر هنری محسوب می‌شود و نه یک سند تاریخی. در آفرینش یک اثر هنری، آنچه بیش از همه برای پدید‌آورنده اثر حجیت دارد، نگاهی است که خود به موضوع مورد نظر دارد و برای به تصویر کشیدن این نگاه در اثر هنری، هنرمند هرکاری لازم بداند انجام می‌دهد.

نقاش مسیحی‌ای که رستاخیز مسیح را به تصویر کشیده، هرچند علی‌الظاهر واقعه‌ای را از یک برهه تاریخی ـ که البته برخی بدان باور دارند و برخی بدان بی‌اعتقادند ـ را به تصویر می‌کشد ولی درواقع آنچه او در این اثر خلق می‌‌کند، تصویری از ایمان و باور و نگاه او به مسیح است و نه لزوما واقعیت عینی تاریخی.

اما دلیل دوم این است که روایت کاملا دقیق حوادث تاریخی‌ای که ظرف زمانی آنها قرن‌ها پیش است، محال است. شاید به جرات بتوان گفت در مورد هیچ حادثه تاریخی‌ای اسناد کاملا معتبری که آن حادثه را دقیقا و با تمام جزئیات شرح داده باشد، وجود ندارد. تاریخ‌نویسان در هر زمان، وقایع مهم زمانه خود را می‌نوشتند و نه همه وقایع را، چرا که نگارش همه وقایع حتی در زمانه ما هم ناممکن است. اما مشکل اینجاست که تاریخ‌نویس همواره اهمیت همه وقایعی را که در زمانه خود حادث می‌شود بدرستی نمی‌داند و بنابراین بسیاری از حوادث مهم تاریخ، در هیچ کتابی ثبت نشده‌اند. بنابراین فردی که پس از قرن‌ها بخواهد روایتی از حادثه‌ای را که قرن‌ها پیش از او حادث شده به تصویر کشد، به کسی می‌ماند که می‌خواهد قطعات یک پازل را مرتبط کند، ولی در میانه کار متوجه می‌شود که بسیاری از قطعات کلیدی پازل، مفقود شده‌اند. حال تکلیف این فرد چیست؟ او مجبور به حدس زدن و ساختن قطعات گمشده بر اساس حدسیات خود است. تصویرگر تاریخ نیز چاره‌ای جز حدس زدن و فرضیه ارائه کردن ندارد. شاید در هیچ سند تاریخی، نامی از هیچ ایرانی به نام کیان که با مختار دوستی نزدیک داشته، وجود نداشته باشد. شاید هیچ جای تاریخ صریحا انگیزه مختار از بیعت با عبدالله بن زبیر را ذکر نکرده باشد. شاید هر دوی این موارد جزو حدس‌های کارگردان باشد.

اما گریزی از این حدس‌ها نیست. این حدس‌ها مولود مسائلی است که کارگردان پاسخ صریح آن را از متن تاریخ نگرفته است (مثل مساله حلقه مفقوده‌ پیونددهنده ایرانیان به مختار در قیام مختار، یا مساله چگونگی سازگاری بیعت مختار با عبدالله بن زبیر و همچنین عدم همراهی مختار با امام حسن (ع)‌ برای جنگ علیه معاویه، با تصویر شیعی‌ بخش اعظم دوران زندگی مختار که اسناد تاریخ گواه آن است) ولی نمی‌تواند در اثر هنری خود نیز این مسائل را بی‌پاسخ بگذارد.

کارگردانِ کاردان به جای بی‌پاسخ گذاشتن مسائل مهم، در اثر هنری خود، به دنبال بهترین حدس‌ها خواهد گشت و بهترین حدس‌ها را در اثر خود به تصویر خواهد کشید. تنها چیزی که این حدس‌ها را توجیه می‌کند این است که آنها بهترین تبیین ممکن برای حوادث تاریخی باشند. شاید هنرمندی دیگر بتواند با حدس‌هایی متفاوت تبیینی بهتر ارائه کند، در این صورت اثر او توفیق بیشتری نسبت به هنرمند قبلی خواهد یافت. همان طور که آثار سینمایی متفاوتی که از زندگی مسیح ساخته شده‌اند، همگی توفیق یکسانی نداشته‌اند. شاید کارگردان برای به تصویر کشیدن حدس‌های خود، مجبور شود، شخصی را که نامی هم از او در تاریخ نیست، در فیلم یا سریال خود خلق کند؛ اما چه باک، چرا که هنرمند اساسا یک آفریننده است؛ آفریننده‌ اثر هنری و البته نه سند تاریخی.

حسین شقاقی / گروه اندیشه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها