در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش ایسنا، سایت اینترنتی الجزیره، در تحلیلی به قلم عدنان ابوعامر تحت عنوان "منفعت اسراییل از جدایی جنوب سودان" نوشته است:
«در حالی که سودانیها، اعراب و کل جهان منتظر تشکیل یک کشور جدید در جنوب سودان هستند و با توجه به رویکردهای سیاسی، اصول نژادی و گرایشهای فکری و ایدئولوژیکشان محتاطانه به این موضوع نظر دارند، به نظر میرسد اسراییل دچار شعفی وصف ناشدنی شده زیرا شاهد تولد کشوری خواهد بود که از سالهای دور برای تشکیل آن برنامهریزی نموده و از آن حمایت کرده است.
سخن گفتن از نقش سیاسی یا اقتصادی اسراییل در جنوب سودان بدون بررسی عملکرد امنیتی و اطلاعاتی سازمان اطلاعات اسراییل در این کشور عربی، سطحی به نظر میرسد.
مسلما این مداخله اسراییل ناگهانی و خودجوش نبوده بلکه استراتژی است که اسراییل از همان آغاز شکلگیریاش آن را دنبال میکرد. همان چیزی که دیوید بن گوریون، بنیانگذار اسراییل نیز یادآور شده و گفته بود "ما مردم کوچکی هستیم با امکانات و منابع محدود لذا باید برای پر کردن شکاف در تعاملان با دشمنان عرب از طریق تشخیص نقاط ضعف آنها به ویژه روابط بین گروههای نژادی و اقلیتهای طایفهایشان تلاش کنیم و در دامن زدن به اختلافات و مشکلات بین آنها سهیم باشیم و نهایتا آن را به معضلاتی لاینحل تبدیل کنیم".
تماسهای اسراییلیها با جنوبیهای سودان از کنسولگری اسراییل در آدیسآبابا، پایتخت اتیوپی آغاز شد و شرکتهای این رژیم نقش پوشش را برای برقراری این ارتباطات و تماسها ایفا کردند و قبیله "دینکا" به عنوان قویترین قبیله منطقه تبدیل به دری برای ورود و نفوذ اسراییل به جنوب سودان شد.
از این پس روابط اسراییلیها با جنوب را باید در چند مرحله تاریخی بررسی کرد که مهمترین آنها عبارتند از:
1- ارائه کمکهای بشردوستانه همچون دارو، موادغذایی، پزشک و حمایتهای امدادرسانی.
2- سرمایهگذاری قبیلهای بین جنوبیها و تعمیق شدت بحران با شمالیها.
3- سرازیر شدن قراردادهای تسلیحاتی اسراییل به جنوب و گسترش آموزش شبه نظامیان جنوب در اوگاندا، اتیوپی و کنیا.
4- ازسرگیری حمایت از شورشیان، تجهیز جنبشهای جداییطلب سودان به سلاح پیشرفته، آموزش دهها خلبان برای هدایت جنگندهها جهت حمله به مراکز دولتی در جنوب و افزایش تصاویر ماهوارهای گرفته شده از مواضع نیروهای دولتی سودان.
5- اعزام برخی کارشناسان اسراییلی برای ایجاد طرحها و مبارزه در کنار جداییطلبان و مشارکت برخی از آنها در عملیاتی که به اشغال برخی از شهرهای جنوب سودان منجر شد.
آنچه که بیش از همه حائز اهمیت است، این است که این ارتباطات و آموزش سودانیها در جنوب توسط نیروهای موساد و سازمان اطلاعات نظامی اسراییل انجام شده و این بدان معناست که حمایت سیاسی به عمل آمده از جنوبیها اساسا اطلاعاتی و امنیتی بوده است؛ حقیقتی که باید برای درک اهداف اسراییل جهت تحقق جدایی جنوب سودان از آن مطلع بود.
بیشک این توضیح تاریخی در خصوص گسترش نقش اسرائیل در جنوب سودان، بستر را برای درک آسان تمایل اسرائیل جهت فرارسیدن مرحله بعد از جدایی این منطقه به منظور اعلام آشکار سیاستها و رویکردهایش هموار میکند.
در حالی که از یک سو نماینده جنوب سودان در واشنگتن علنا به حتمی بودن رابطه با اسراییل اشاره میکند، حرف و حدیثهایی محرمانه از تحکیم روابط با تل آویو و انجام دیدارهایی بین مسئولان وزارت سرمایهگذاری دولت جنوب سودان با همتاهای اسراییلیشان با هدف ایجاد توافق بر سر گشودن فرودگاههای جوبا مقابل شرکت هواپیمایی "العال" اسراییل نیز انجام میشود.
اما موضوع مورد اهمیت، به استراتژی اسراییل در جنوب سودان پس از جدایی مربوط است که با وجود وفور منابع طبیعی در این منطقه مسلما تنها به منافع اقتصادی منحصر نخواهد بود، بلکه به منافع سیاسی و امنیتی بزرگ اسراییل به ویژه در رویارویی با احتمال بازگشت جایگاه مصر در جهان عرب و ایفای نقش عملی این کشور بین اعراب باز میگردد.
ورود هیاتهای بزرگ کارشناسان اسراییلی به جوبا، مرکز جنوب سودان، با هدف آمادگی جهت سیطره بر این کشور احتمالی نوپا، از دیگر موارد تلاشهای فاش نشده اسراییل برای مداخله در جنوب سودان است.
افقهای سیاسی و استراتژیک اسراییل در ترغیب به جدایی جنوب سودان بسیار فراتر از این منطقه جغرافیایی است و به پایتختهای همجوار عربی میرسد؛ مناطقی که اسراییل معتقد است باید زیر ذره بینش باشند و به نظر میرسد که مصر به دلیل تاریخ و نقشی که دارد نه به دلیل حکومتش، مهمترین هدف اسراییل است.
مهمترین راه ورودی برای اسراییل آبهای نیل است و شکی نیست که نیل برای مصر نیز از اهمیت زیادی برخوردار است و شریان حیات آن محسوب میشود. کنیا، اتیوپی و اوگاندا کشورهای منبع نیل هستند و سودان نیز گذرگاه اصلی آن است و از همین مساله اهداف اسرائیل مشخص میشود.
اگر تاکنون تمامی دولتهای روی کار آمده در سودان از زمان استقلال تا به امروز به هر دلیلی از آبهای رود نیل و سهم سودان که داوطلبانه به مصر میرود بهرهبرداری نکردهاند، باید گفت که اوضاع در جنوب سودان متفاوت است و این منطقه رابطهای مثل شمال سودان با مصر ندارد و از آنچه که پیش از همهپرسی برمیآید، به نظر میرسد که تصمیمهای سیاسی آن از تل آویو، واشنگتن و بروکسل صادر میشود لذا عجیب نیست که اسراییل طی سالهای اخیر بر نیل متمرکز شده است تا از آن به عنوان قویترین اهرم فشار علیه مصر استفاده کند تا جایی که حتی چند ماه قبل وزیر امور خارجهاش را به سه کشور مهم منبع رود نیل که مخالف توافقهای آبی امضا شده با مصر و سودان هستند اعزام کرده است و وی به عنوان اولین مسئول اسراییلی که پس از 20 سال به آفریقا سفر کرده توافقنامهای را با دولت کنیا در خصوص طرحهای مربوط به ادارهی آبهای نیل منعقد کرده است.
از سوی دیگر، هرچند که جنبش جداییطلب جنوب سودان از موفقیت خود سخن میگوید، اما نباید این حقیقت خطرناک و دردناک را فراموش کرد که این جنبش ابزار اسراییل برای تحقق هدف استراتژیکش یعنی تضعیف مصر و تهدید آن است.
در کنار اعمال فشار بر قاهره، تمرکز اسراییل بر خارطوم نیز بخشی از استراتژی اسراییل در قبال دریای سرخ است که اسراییل از ابتدا آن را معبری حیاتی برای خود میدانست و تلاش میکرد تا آن را مقابل کشتیهایش باز نگه دارد. اسراییل همواره نگران است که دریای سرخ به یک دریاچه عربی تبدیل شود و از آن برای محاصره تل آویو استفاده گردد؛ همانند آنچه که در جنگ سال 1967 و 1973 روی داد و طی آن اعراب تنگههای تیران و باب المندب را به رویش بستند.
همچنین اسراییل از یک سو تلاش میکند تا پایگاههایی نظامی را علیه کشورهای عربی در ورودی جنوبی دریای سرخ ایجاد کند و از سوی دیگر پایگاههایی هوایی را در اتیوپی، کنیا، غنا و چاد بویژه در مناطق مجاور مرزهای سودان ایجاد کند و به نظر میرسد که ماموریت این پایگاهها، نظارت بر مرزهای لیبی و سودان و امکان استفاده از آنها علیه مصر برای ضربه زدن به اهداف برگزیده اسراییل در مصر است.
نهایتا باید گفت که منافع استراتژیک اسراییل، در ایجاد کشوری در جنوب سودان است و این در واقع خنجری دیگر به این کشور عربی محسوب میشود؛ به ویژه آن که جدایی جنوب سودان از حمایت قدرتمند راستهای صهیونیست در آمریکا برای پایان دادن به نفوذ عربی و اسلامی در قاره آفریقا برخوردار است. این بدان معناست که جدایی جنوب سودان به سود اسراییل خواهد بود و نهایتا کشور جنوب به پایگاهی نظامی برای اسراییل تبدیل خواهد شد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: