پریا در خانهای بزرگ شده و رشد پیدا کرده که اولا همه معتاد بودند و متاسفانه اعتیاد باعث میشود که افراد نسبت به اطرافیان خود بیتفاوت باشند.
وجود مواد مخدر در خانه و چند فرد معتاد در خانواده حکایت از آن دارد که این فرد برای فرار از شرایط سختی که داشته است و برای اینکه بتواند با اعضای خانواده نقطهای مشترک پیدا کند به سمت اعتیاد رفته است.
دخترانی که به سمت اعتیاد میروند الگوی درستی در زندگی ندارند و عرف جامعه و اینکه دیگران در مورد آنها چه فکر میکنند برایشان اهمیتی ندارد چرا که اولین نهاد بازدارنده یعنی خانواده که قدرت زیادی هم در بازدارندگی دارد کاملا بیتفاوت عمل کرده است.
پریا به دلیل شرایطی که داشته و با توجه به گروه سنی که در آن قرار داشته یعنی نوجوان، به سمت نوجوانانی رفته است که اعتیاد داشتهاند و در واقع به نوعی همدرد او بودهاند.
افرادی که خودشان با توجه به مشکلاتی که داشتند نهتنها نمیتوانستند کمکی به او بکنند بلکه او را بیشتر به سمت نابودی میکشاندند.
نکته دومی که در زندگی پریا قابل بررسی است شرایط روحی این دختر است حس تنهایی و بیپناهی آن هم در شرایطی که پریا تصمیم گرفته زندگی سالمی را شروع کند آنچنان بر او غلبه کرده است که او نتوانسته تصمیم درستی در زندگیاش بگیرد و به محض اینکه کسی به او ابراز علاقه کرده او به خاطر پر کردن خلأ عاطفی که داشته پذیرفته و باز هم متاسفانه به بیراهه رفته است.نکتهای که در مورد دختران فراری وجود دارد و باید مورد رسیدگی قرار گیرد و در واقع به عنوان یک معضل مورد بررسی قرار گیرد این است که این دختران بعد از آزادی مورد حمایت قرار نمیگیرند.
آنها بعد از اینکه آزاد میشوند هر چند در کانون به آنها آموزشهایی داده میشود که میتواند برای آینده آنها مفید باشد اما چون خانوادهای آشفته دارند و حمایتی از سوی نهادهای مسوول این بچههای آسیبدیده نمیشود بنابراین دوباره به سمت مواد یا معظلی که گرفتارش هستند میروند. تا زمانی که نهادهای مسوول در این زمینه اقدام نکنند این مشکلات حل نخواهد شد.
عاطفه کشاورزی- روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم