در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لوئیس فیگو به فراخور این شغل دائما به سفرهای خوبی میرود و در هیات سفیر اینترمیلان ارتباطات جهانی فاتح هر 5 دوره گذشته کالچو را تقویت میکند.
با این حال اینتر بعد از رفتن خوزه مورینیو پرتغالی و آمدن رافا بنیتس اسپانیایی به این باشگاه، درخشش فصل پیش را ندارد و آثمیلان و لاتزیو در سری A آن را پشت سر نهادهاند. با این حال لوئیس فیگو که 38 ساله شده، میکوشد با حرفهایی سیاستمدارانه نزول آبی و سیاههای شهر میلان را یک فرآیند ساده و رایج ورزشی جلوه داده و وعده حل آن در آینده نزدیک را بدهد.
بگویید اوضاع زندگیتان بعد از آویختن کفشها و انتصاب به این سمت در اینتر چه بوده است. آیا این تحول راضیکننده بوده است؟
شرایط بد نیست و با وظایفم در این پست خو گرفتهام. من باید در تمامی مجامع بینالمللی که از اینتر دعوت میشود، حاضر و حافظ و بسطدهنده منافع و گویای خواستههای باشگاه باشم. اخیرا در قرعهکشی مرحله حذفی جام قهرمانان اروپا و همچنین محل برگزاری جام باشگاههای جهان حضور داشتم و سعی کردم به اینتر لطمهای وارد نشود و اتفاقات، مسیر عادی خود را داشته باشد.
من در پروژه بزرگ اینتر کامپوس اینتر هم شرکت دارم که وظیفه آن، جاانداختن هرچه بیشتر فوتبال در طبقات سنی پایین و کمک به رشد سیستماتیک و اعتلای فنی آنها طبق روال و اصولی مشخص است.
اوضاع در امارات و در جریان جام باشگاههای جهان چگونه گذشت؟
این اولین باری بود که اینتر در جام باشگاههای جهان حضور داشت و همین مشخص میکند که ما چه اهمیت بزرگی به این رقابتها میدادیم. حضور در این جام، محصول و پیامد قهرمانیمان در جام باشگاههای اروپا بود و باید متذکر شوم، جام باشگاههای جهان از معدود افتخاراتی بود که جایش در فهرست افتخارات اینتر خالی بود. به همین سبب بود که با ساز و برگ کافی به امارات رفتیم و خود من برای رتق و فتق امور و برجستهتر شدن وجه خارجی و بینالمللی حضورمان در آنجا، هر کاری از دستم برمیآمد، انجام دادم. جدای از تلاش فراوان برای فتح جام، من و اینتر کوشیدیم تصویر خوب و مثبتی از باشگاه در نقش میزبان، سایر حاضران و میهمانان و تمامی ناظران و تماشاگران جام باقی بگذاریم.
این یک حقیقت است که با رفتن خوزه مورینیو و آمدن رافا بنیتس، اینتر بسیار تضعیف شده است. به عنوان کسی که 3 سال برای اینتر بازی هم کرد و در عصر طلایی باشگاه مشارکت داشت، بگویید راهحل این نقصان چیست؟
باید به بنیتس باز هم فرصت بیشتری داد. هر مربی جدیدی که میآید، سعی در جاانداختن سیستم فنی دلخواهش در تیم دارد و برای بازیکنان که به سیستم قبلی خو گرفتهاند، این کار بسیار سخت است و برای این مهم به زمانی بیشتر نیاز است. قدر مسلم اینکه باشگاه اینتر هرچه از دستش برمیآید، برای اوجگیری مجدد انجام میدهد. از حق نباید گذشت که بنیتس هم آدمی کوچک نیست و برعکس، یک مربی کارنامه داد و موفق است و به جامهای بزرگی رسیده است. ما از جذب او هنوز و همچنان راضی هستیم.
حالا که صحبت مربیان شد، از پائولو بنتو، همتیمی سابقتان در اردوی ملی که دو سه ماهی است سرمربی تیم ملی پرتغال شده، بگویید، ظاهرا موفق هم بوده است.
او را به طور کامل میشناسم، زیرا با هم در تیم ملی توپ میزدیم. میتوانم به شما اطمینان بدهم که وی یک حرفهای کامل در دنیای فوتبال و در حیطه کار و وظایف محوله است. امیدوارم موفقیتهای بزرگی که با آمدن او به تیم ملی پرتغال روی کرده، استمرار یابد. آرزوی من این است که با هدایت وی، پرتغال صاحب بردهای بزرگ تازهای شود و به شادمانی بیشتری برسد.
خود شما کی مربی خواهید شد؟
فعلا چنین چیزی را نخواهید دید، زیرا از کار و پستی که اینک دارم، راضیام و از آن لذت میبرم. برنامه من در آینده کوتاهمدت، مربی شدن نیست و چیزهای دیگری در ذهنم جای دارند.
مثلا؟
مثلا کمک به نیازمندان و انجام کارهای عامالمنفعه و امور خیریه برای افرادی که در این زمینه محتاجاند و نایل کردن آنها به یک زندگی راحتتر و مرفهتر. من مالک و موسس یک بنیاد خیریه هم هستم که کارش دستگیری از مستمندان و کمک به آنها در راههای دشوار زندگی است، بخصوص هدف ما کمک به نسل جوان و دور ساختن آنها از مسائل تباهکننده است.
شما از افرادی بودید که کوشش میکردید میزبانی جام جهانی 2018 به کشورتان و اسپانیا که درخواستی مشترک به فیفا داده بودند، برسد. مشارکت و حرکت در یک مسیر، واقعا برای دو کشور چقدر مهم و حقیقی است؟
یقین دارم که هر چیز مورد نیاز برای میزبانی جام جهانی در اختیار پرتغال و اسپانیا بوده و هست و عشق فراوان دو ملت به این ورزش، سلاح بزرگ دیگری بود که ما داشتیم. اضافه بر آن به لحاظ کار تشکیلاتی و امور سختافزاری شامل داشتن استادیومهای لازم نیز کمبودی در دو کشور به چشم نمیخورد و همه چیز مهیا بود تا ما میزبان شویم، اما فیفا به سود روسیه رای داد که برای ما عجیب بود. اگر اجازه میدادند یک جشنواره کمنظیر ورزشی در پرتغال و اسپانیا برگزار میشد و این برای ما بسیار مهمتر از اسپانیا بود، زیرا اسپانیا یک بار سال 1982 این مسابقات را بهتنهایی برگزار کرده، اما ما هرگز چنین نکردهایم.
یک اینتری و بواقع یک همتیمیتان ـ وسلی اشنایدر ـ به فهرست نهایی کاندیدای توپ طلایی راه نیافت. آیا این یک ظلم به این هلندی درخشان نبود؟
نهتنها ستم به او بود بلکه به کل باشگاه اینترمیلان هم بود، زیرا اسپانیاییها و بارسلونیاییها را درصدد انتخابات نشاندند و به برترین کارنامه تاریخ حیات اینترمیلان و فتح 3 جام بزرگ در یک فصل و یکی از بارزترین نمادهای آن بیاعتنایی کردند. اشنایدر علاوه بر مشارکت در صید این سه جام، در جام جهانی هم با هلند نایب قهرمان شد و حذف نام او از 3 رتبه اول جدول به مثابه چشم بستن بر اکثر حوادث مهم سال بود که جای تاسف عمیق دارد. با این حال فوتبال یک ورزش بهغایت بیرحم است و قدر مسلم اینکه اشنایدر آخرین ضربه خورده و قربانی آن به حساب نمیآید و از این ماجراها در آینده هم فراوان خواهیم داشت.
منبع: UeFa.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: