ذبیحالله پورشیب (پورشب) جوان 22 ساله و بلندبالای ایلامی کاراته ایران با اقتدار خاصی توانست سیزدهمین مدال طلای بازیهای آسیایی و نخستین طلای کاراته را برای ایران به ارمغان آورد. همان ورزشکاری که حدود 2 ماه پیش از شروع بازیها، توانست با خلق یک شگفتی بزرگ، در 2 دیدار تدارکاتی که در شهر انزلی برگزار شد سعید فرخی، قهرمان نامی کاراته جهان و آسیا و دارنده طلای امسال المپیک ورزشهای رزمی جهان را شکست دهد و پیراهن سنگین وزن (84 + کیلوگرم) ایران را بر تن کند.
پورشیب که در 17 سالگی و نخستین حضور بینالمللی خود مدال برنز رقابتهای قهرمانی جهان را در قبرس برای کشورمان به ارمغان آورده بود در 19 سالگی مدال طلای امیدهای جهان را در ترکیه به دست آورد و در 20 سالگی طلای امیدهای آسیا در مالزی را کسب کرد. او در 21 سالگی و در نخستین حضورش با پیراهن تیم ملی بزرگسالان، صاحب طلای قهرمانی آسیا در کشور چین شد و امسال در 22 سالگی خود را به عنوان برترین کاراتهکای وزن آخر و صاحب مدال طلای بازیهای آسیایی گوانگجو معرفی کرد.
سایت بازیهای آسیایی و تلویزیون چین شما را ذبیحالله پورشب معرفی کرد در حالی که در داخل کشور با نام پورشیب شناخته میشوید...!
بله. فامیلی من پورشب است ولی برخی دوستان در سالهای پیش، پورشیب تلفظ کردند که به مرور هم این نام جا افتاد. الان برایم تفاوتی ندارد و شما و دیگر دوستان هر کدام را که مایلید و راحتترید بنویسید یا تلفظ کنید.
با وجود توقع بالا از مدالآوری کاراته در بازیهای آسیایی گوانگجو، طلای شما کمی غافلگیرکننده بود.
اما من این هدف را از 5 سال پیش تعقیب میکردم و برنامه و تلاشی مستمر برای تحقق آن پیاده کردم.
ولی شما 2 سال است که ملیپوش شدهاید و خوشبختانه در این 2 سال، 2 طلای آسیایی هم به ارمغان آوردهاید.
بله و البته 2 سال قبل از آن هم ملیپوش تیم امید بودم که حاصل آن 2 طلای آسیایی و جهانی در این رده سنی بود. 5 سال پیش من عضو تیم جوانان بودم و در اولین اعزام، راهی رقابتهای قهرمانی جوانان جهان در قبرس شدم که حاصل آن اولین حضور، یک مدال برنز بود. بنابراین نمیتوانستم در حضور ترکزاد که نفر سوم بزرگسالان جهان بود، جایی برای خود در بازیهای آسیایی دوحه قطر در نظر داشته باشم. پس هدفم را کسب طلای گوانگجو قرار دادم. به خاطر میآورم شعاری که آن زمان، مسعود رهنما (مربی وقت تیم و سرمربی کنونی تیم ملی) بر سر زبان ما انداخت این بود که «ما قهرمانیم ـ تا چین میمانیم».
موفقیت چشمگیر کاراته در بازیهای آسیایی دوحه و اینکه این رشته یکتنه توانست رتبه دو رقمی کاروان ایران را به مکان ششمی ورزش آسیا ارتقا دهد، انتظارها را از این رشته در گوانگجو خیلی بالا برده بود. فکر میکنید تیم ما پاسخ مناسبی به این توقعها داد؟
تیم اعزامی به دوحه از بازیکنان بسیار پرتجربهای سود میبرد. مثلا ترکزاد و فرخی که از آن مسابقهها صاحب مدال برنز شدند، ماه پیش از آن مسابقهها در رقابتهای جهانی هم صاحب برنز شده بودند یا ویشگاهی و حسین روحانی که در دوحه طلا گرفتند صاحب طلای قهرمانی جهان هم بودند. تیم امسال ما کاملا جوان بود و جز ویشگاهی هر یک از ما بین 20 تا 22 سال داشتیم و بیش از یکسال، سابقه حضور در تیم ملی بزرگسالان را نداشتیم. با این حال از روز نخست مسابقهها با هدف کسب هر 4 طلا به میدان رفتیم و نتایج به دست آمده هم قابلقبول بود. به این ترتیب که قاسمی 20 ساله در روزی که واقعا روز او نبود بدشانسی آورد. مهدیزاده 21 ساله هم واقعا با حقخوری مواجه شد. به نظر من او حتی شایستگی دریافت طلا را داشت.
سنگین وزنهای تیم ملی هم که طلا گرفتند. به طور کلی به دلیل المپیکی نبودن کاراته، سطح کیفی بازیهای آسیایی خیلی بالاست و تیمهای این قاره، اولویت را به این رقابتها میدهند و تیم دوم خود را به رقابتهای قهرمانی جهان اعزام میکنند.
خود شما چگونه طلا گرفتید؟
من برای رسیدن به طلا، دو فینال زودرس را پشت سر گذاشتم که به مراتب دشوارتر از فینال واقعی بود. به این ترتیب که ابتدا احمد معین کویتی برنده مدال طلای بازیهای آسیایی بوسان را شکست دادم و بعد حریف قزاق را که برنده طلای بازیهای آسیایی دوحه بود از پیشرو برداشتم تا در دیدار پایانی با شکست حریف اندونزیایی که دارای عناوین آسیایی بود به مدال طلا برسم. البته در این مسیر، واقعا مربیان تیم ملی با پیدا کردن نقاط ضعف و قوت حریفان، کمک شایانی به من کردند و اگر حمایت کامل فدراسیون و مسوولان ورزش نبود، چنین توفیقی به دست نمیآمد. به عنوان نمونه همین که پیش از شروع بازیها، به همه اعضای تیم اعم از برنده و بازنده پاداشی 5 میلیون تومانی تعلق گرفت، سهم بسزایی در ارتقای روحی ما داشت و البته اهدای سریع پاداش قهرمانی و کسب مدال طلا هم که جای خود داشت.
ایرادی که نهتنها به شما بلکه به دیگر ملیپوشان ما هم وارد شده بود کم دقتی در کنترل ضربات خود به صورت حریفان بود که بعضا موجب صدمه آنها حین مسابقهها میشد. این موضوع را میپذیرید؟
پورشیب: من گوانگجو را یک خاطره فرض میکنم و دیگر به آن فکر نمیکنم و گر چه رشته کاراته المپیکی نیست ولی آرزویم این است که روزی این ورزش المپیکی شود و فاتح مدال طلای آن بازیها شوم
آسیبدیدگی در ورزشی مثل کاراته امری متداول و گریزناپذیر است. این که ضربهای با سرعت و قدرت زده شود و کنترلی بر آن نباشد به مراتب سادهتر از این است که با ملاحظه و کنترل همراه شود. در کاراته بسیار پیش میآید که حریفان به طور تصادفی و در حالتی نامتعادل ضربه سنگینی از حریف دریافت کنند ولی این نکته کاملا غیرتعمدی است و هیچیک از ملی پوشان ما در این زمینه کمدقت و بیملاحظه نیستند. خود من هم در طول بازیهای آسیایی گوانگجو تنها یک اخطار گرفتم که آن هم توام با امتیاز بود.
بر خلاف ویشگاهی که واقعا قهرمان شاخصی است ولی با مصدومیتهای زیادی روبهرو میشود خوشبختانه شما چندان دچار مصدومیت نمیشوید... .
به طور کلی در کاراته سنگین وزنها بیشتر آسیب میبینند. بر همین اساس من هم مصدومیتهای زیادی بویژه دررفتگیهای زیاد انگشتان دست و پا را تجربه کردم ولی مسعود رهنما به عنوان سرمربی تیم ملی نقش موثری در کمرنگ کردن این مصدومیتها در عملکرد من داشت. او هر ملیپوش را به طریق و شیوه مخصوص خود او دارای انگیزه و شرایط مناسب روانی میکرد. ازجمله به من مرتب تلقین میکرد که تو قدرتمندی پس نباید تو را خسته و آسیبدیده ببینم. به طور کلی اگر ورزشکاری به آسیبهایش فکر کند و تحت تاثیر آنها قرار گیرد، حتما در عملکرد او تاثیر منفی خواهد گذاشت.
همواره در سالهای اخیر حرف و حدیثهای زیادی حول و حوش انتخابهای تیم ملی کاراته وجود دارد. مثلا گفته شده مربیان، شاگردان باشگاهی خود را گزینش میکنند. نظر شما در این مورد چیست؟
من اصلا چنین عقیدهای ندارم و مطمئنم مربیان، بیش از هر چیزی دغدغه حفظ آبروی حرفهای خود و افتخارآفرینی برای کشور را دارند. اگر ادعای این دوستان صحیح بود آقای رهنما، نام وحید حسنیپور را به عنوان خواهرزاده خود از تیم ملی خط نمیزد. حسنیپور با وجود آن که مدال طلای قهرمانی جوانان جهان را به دست آورده بود، اما در رقابتهای انتخابی وزن 55 ـ کیلوگرم مغلوب قاسمی شد و رهنما برای حفظ عدالت، پیراهن ملی را به تن قاسمی کرد.
برای گزینش ملیپوشان، چند مرحله رقابتهای انتخابی برگزار میشود و افرادی که برتریهای خود را اثبات کرده باشند به عضویت تیم ملی درمیآیند.
شما عضو کدام باشگاه هستید؟
مقاومت قم که باشگاه بسیار خوب و بیحاشیهای است.
فکر میکنم قم یکی از قطبهای کاراته دنیا محسوب میشود چون در سالهای گذشته تعدادی از قهرمانان جهان از همین شهر معرفی شدهاند. دلیل این موضوع چیست؟
یک مربی و استاد برجسته نقش بسیار موثری در تربیت شاگردان خود دارد. فکر میکنم حضور دباغیان چنین شرایطی را در کاراته قم به وجود آورده است. من خیلی نکات ناب و بکر را از او آموختهام. من اهل شهر ایلام هستم و کاراته را در شهر خودم از کریمی راد آموختهام. ضمن این که از دانش رهنما و هروی هم خیلی بهره بردهام، ولی در کنار احترام و دین به تمام این عزیزان، احترام ویژهای به مکتب کاراته قم و کارکشتگی دباغیان قائلم.
وضعیت سوپرلیگ کاراته به لحاظ مالی چگونه است؟ گویا درآمد قابل ذکری در این لیگ پرکیفیت وجود ندارد.
واقعا از مسوولان کشور تقاضا میکنم، زمینه حضور اسپانسرهای قوی در این رشته را فراهم کنند، چون کاراته بارها نشان داده در میدانهای مهم جهانی و بازیهای آسیایی میتواند اعتبار بالایی برای کشورمان به ارمغان آورد. الان اگر حسین روحانی و جاسم ویشگاهی را به عنوان قهرمانانی که بارها طلای جهانی را کسب کردهاند از بقیه مجزا کنیم، یک کاراتهکای خوب لیگی بین 2 تا 18 میلیون تومان در طول سال دریافت میکند. این در حالی است که ویشگاهی و روحانی هم بیش از 25 تا 30 میلیون تومان در سال نمیگیرند. این ارقام به نسبت کیفیت کار، بسیار کم و ناعادلانه است. چون با اذعان به تمام زحماتی که تمام ورزشکاران رشتههای تیمی میکشند من فکر میکنم زحمت ورزشکاران رشتههای انفرادی از آنها بیشتر است، چون اگر فردی در یک رشته تیمی دچار کمکاری شود، در کنار تلاشهای بقیه، کمتر نمود پیدا میکند، ولی در رشته انفرادی، ناآمادگی یک ورزشکار کاملا به چشم میآید.
هدف بعدی و آرزوی شما در ورزش حرفهای چیست؟
من گوانگجو را یک خاطره فرض میکنم و دیگر به آن فکر نمیکنم. در حقیقت از هماکنون اهدف بعدی را دنبال میکنم. با وجود آن که ورزش کاراته المپیکی نیست ولی آرزویم این است که روزی این ورزش المپیکی شود و فاتح مدال طلای این بازیها شوم. هدف بعدی من هم که دقیقا برای آن برنامهریزی کردهام طلای مسابقههای قهرمانی جهان است که سال 2012 در پاریس برگزار میشود. فکر میکنم با تمرین درست و نیت پاک میتوان چنین موفقیتی را به دست آورد.
مجید عباسقلی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم