بعد از سلام

شاعرانه یا عالمانه

پرواز از نظر یک شاعر با پرواز از نظر یک فضانورد یکی است؟ وقتی یک شاعر می‌گوید پرواز، احتمالا تصویری از یک انسان با دستان گشوده یا با دوبال نازک آن هم سپید در نظرش نقش می‌بندد.انسان ـ پرنده در یک اقدام شاعرانه جاذبه را بی‌خیال می‌شود و پاهایش نم نمک از زمین جدا شده و راهی بالا بالاها می‌شود.
کد خبر: ۳۷۴۶۳۲

شما یک کمی نسیم را هم در این منظره پرواز تصور کنید تا شاعرانگی را کامل کنیم؛ به اندازه‌ای که کمی موی انسان ـ پرنده ما تکان بخورد.

خوب حالا از آن بالا چیزهایی می‌بینیم؛ رود‌ها جاری است، مرغابی‌ها در ارتفاع کمتری پرواز می‌کنند و ابرها هم گاه گاه تصویر را تار می کنند. یک دسته آهو هم آن طرف در حال جست و خیز است.

اما یک فضا نورد به همین راحتی پرواز نمی‌کند. پرواز برایش با آزمایش‌ها و تمرین‌های سخت شروع می‌شود.

وزنش حداقل به اندازه لباس‌های غول پیکر است ـ که از آلیاژ فلان و جنس بهمان و با یک فرمول پیچیده تهیه می‌شودـ نه به اندازه دوبال سفید کوچک. بعد هم احتمالا کارشان حفظ کردن یک مشت دکمه و کلید است که روی پیشخوان سفینه ردیف شده.

اگر این خانم و آقای فضانورد بخواهند توی فضا قدمی بزنند اولا یک کوله پشتی حاوی یک عدد جـــت پک را باید با خودشان ببرند و یک نوار فــولادی را هم به خودشان ببندند کــه البته باز هم ممکن است این نوار پاره شـــود و این آخرین پروازش بشود.

اما فضانوردان از آن بالا، لایه‌هایی از غبار آلاینده‌های زمینی را می‌بینند و سوراخ لایه ازن را که چقدر نسبت به سفر قبلی بیشتر شده است. آنها احتمالا مقدار زیادی هم زباله‌های فضایی می‌بینند که به لطف همکارانشان در آسمان ولو شده (شاید سر ساعت بیرون در نگذاشته‌اند!) و خلاصه گزارش مبسوطی هم از این چیزهای ناخوشایند و فرمول‌های تازه و محاسبات جدید هم به آن اضافه می‌کنند تا به مسوولان زمینی گزارش دهند.

اینجا تفاوت در نگاه کردن از دو دریچه به یک واقعیت است. دریچه علم و دریچه هنر. ما می‌توانیم از هر کدام از این چشم‌اندازها به واقعیت‌های اطرافمان نگاه کنیم.

اما یک چیزی را هم فراموش نکنیم هر دو این چشم‌اندازها، حاصل رویاهای بشر است برای رسیدن به چیزهایی که برایش دست نیافتنی می‌نموده. اول آنها را تخیل کرده و بعد تصاحب.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها