گفت‌وگو با رسول نجفیان به بهانه انتشار آلبوم ذوالجناح می‌آید... بی‌سوار

نوحه‌نواها، تکیه‌گاه موسیقی ایرانی هستند

رسول نجفیان بیشتر به عنوان بازیگر و کارگردان تئاتر، تلویزیون و سینما شناخته شده است. در نویسندگی و پژوهش هم دستی دارد و بویژه در حوزه فرهنگ مردم کارهای زیادی انجام داده است.
کد خبر: ۳۷۴۱۹۶

این هنرمند در عرصه موسیقی هم چندین آلبوم منتشر کرده است. «بی‌بی‌جان» با قطعه معروف «رسم زمونه»، مهم‌ترین اثر موسیقایی نجفیان است که از پرفروش‌ترین آلبوم‌های 2 دهه اخیر به شمار می‌آید.

«الفبا را با شعر و موسیقی بیاموزیم»، «حسن کچل» و «پینوکیو» از دیگر آثار موسیقایی این بازیگر باسابقه است. نجفیان در ابتدای ماه محرم، آلبوم «ذوالجناح می‌آید ... بی‌سوار» را به بازار عرضه کرد که به همین دلیل به سراغش رفته‌ایم و با او گفت‌وگو کرده‌ایم.

با کار زیاد در عرصه بازیگری و کارگردانی تئاتر و تلویزیون، چگونه وقت آن را پیدا کردید که دست به جمع‌آوری الحان و نغمات عاشورایی از گوشه و کنار کشور بزنید و با تدوین و اجرای مجدد آنها، آلبوم ذوالجناح می‌آید ... بی‌سوار را منتشر کنید؟

اتفاقا همین کارها در عرصه سینما و تلویزیون خیلی در این زمینه به کمک من آمد. واقعیتش در سفرهای متعددی که طی سال‌های گذشته در کسوت کارگردان و بازیگر به نقاط مختلف کشور داشتم، از هر فرصتی در بین کار استفاده می‌کردم و به ضبط و جمع آوری آواها و نواهای محلی می‌پرداختم. آنچه در این آلبوم آمده، تنها بخشی از آن مجموعه است که به نوحه‌نواهای عاشورایی مربوط می‌شود.

در واقع با این آلبوم، نخستین بخش از الحان و نغمه‌های نواحی گوناگون ایران را که گرد آورده‌اید، بازخوانی کرده‌اید؟

خب من هر وقت سفر می‌روم، به دنبال زیرخاکی می‌گردم. البته این گنج‌هایی که می‌یابم، زیر زمین مدفون نیست و بلکه در دل، قلب و خاطره انسان‌ها قرار دارد.

تاکنون مجموعه‌هایی چون لالایی‌های مادران، شادی‌خوانی‌ها، سوگ‌خوانی‌ها، نواهای مذهبی و نظیر اینها را جمع‌آوری کرده‌ام که امیدوارم بتوانم به مرور آنها را منتشر کنم.

چرا از میان مجموعه موسیقی نواحی که جمع‌‌آوری کرده‌اید، ابتدا به سراغ انتشار نوحه‌نواها رفتید؟

از 2 جهت این کار را کردم. ابتدا دیدم که نوحه‌نواها در روستاها جایگاهی بس ارزشمند در میان مردم دارند و دوم آن که لازم دانستم در شرایطی که متاسفانه مراسم عزادارای محرم مورد هجوم موسیقی وارداتی و در برخی مواقع آهنگ‌های مبتذل قرار گرفته، نمونه‌هایی اصیل را در این حوزه ارائه کنم.همین جا بگویم که من دست همه مداحان و نوحه‌سراهای عزای حسینی را می‌بوسم و مطمئن هستم اگر آن چه در این مراسم خوانده می‌شود، به بیراهه رفته، دلیل اصلی‌اش ناآشنایی و کم اطلاعی از پیشینه غنی موسیقی ایرانی بوده است و نه چیز دیگر.

برای همین آلبوم ذوالجناح می‌آید... بی‌سوار را متواضعانه تقدیم به کسانی می‌کنم که در این وادی گام برمی‌دارند و آن را کاری کوچک می‌دانم که دیگران بی‌شک آن را توسعه خواهند داد.فراموش نکنیم که نوحه‌نواهای عاشورایی، میراث فرهنگی و معنوی کشورمان هستند و علاوه بر آن که نباید بگذاریم فراموش شوند، باید زمینه‌های احیا و استفاده دوباره از آنها را فراهم کنیم.

چند بار از ترکیب نوحه‌نوا استفاده کردید. منظورتان به طور دقیق چیست؟

می‌خواهم بیشتر بر آهنگ این نوحه‌ها تاکید کنم تا بر شعری که خوانده می‌شود. اگرچه همه نوحه‌ها آهنگین هستند، اما مرادم و تاکیدم بیشتر بر مرثیه‌های سوگوارانه‌ای است که با همراهی‌ساز خوانده می‌شوند.

آلبوم «ذوالجناح می‌آید... بی‌سوار» دربرگیرنده 9 قطعه است که با توجه به سازبندی و دستگاهی که در آن نواخته می‌شوند، نمی‌توان مشخص کرد دقیقا به کدام ناحیه از ایران تعلق دارند. چرا؟

چون نوحه‌ها در مناطق و نواحی مختلف ایران بسیار شبیه هستند. برای مثال قطعه اول آلبوم با نام «من از ره دور آمدم» هم در بخش‌های مختلف خراسان بزرگ و هم ایل بختیاری خوانده می‌شود، یا قطعه «کو شهیدم کفن است» در گستره وسیعی از جمله استان‌های مرکزی، همدان، لرستان، خوزستان و ایل بختیاری رواج دارد. برای همین من سازهای نواحی گوناگون را کنار هم قرار دادم و سعی کردم به قطعه‌ای برسم که برآیند مناطق مختلف باشد.

شعرها را هم که از لهجه محلی درآورده‌‌اید.

نجفیان: در شرایطی که مراسم عزاداری محرم مورد هجوم آهنگ‌های وارداتی قرار گرفته، با انتشار این آلبوم خواستم نمونه‌های اصیل موسیقی عاشورایی نواحی ایران را به عنوان الگو ارائه دهم

شعرهای مشترکی هستند که در نواحی گوناگون با لهجه همان محل خوانده می‌شوند، چون نمی‌خواستم یکی از آن لهجه‌ها را انتخاب کنم، شعرها را به زبان فارسی سره و امروزی تبدیل کردم که برای همه اقوام قابل شنیدن باشد.

درباره ویژگی تصویرسازی و روایتگری این اشعار توضیح دهید.

این نوحه نواها به‌طور شگفت‌انگیزی در ذهن مخاطب تصویرسازی می‌کنند. از میان نواهای برخاسته از سازها، شما بخوبی تصویر حرکت کاروان، صحنه نبرد، لحظه شهادت و سوگواری بازماندگان را بازسازی می‌کنید.

علاوه بر این احساس پرشور حماسی یا حزن و اندوه ناشی از مصیبت به مخاطب منتقل و او را منقلب می‌کند.

مردم بیشتر شما را با قطعه «رسم زمونه» می‌شناسند. آن کار و این آلبوم هر دو سوگمندانه و حزن‌آور هستند. خودتان بیشتر این حال و هوا را می‌پسندید؟

اگر نه در عرصه موسیقی، اما در دیگر هنرها من کارهایی با موسیقی شاد داشته‌ام. برای مثال نمایش رستم و سهراب را به دلیل آن که تراژیک است، با موسیقی سنگین و حزین‌ روی صحنه بردم و در عوض نمایش بیژن و منیژه را که پایانی خوش دارد، با موسیقی شاد اجرا کردم. در مجموعه برنامه از قربان تا غدیر که ماه گذشته اجرا کردم، دیدید که در آن 7 شب تمام موسیقی به فراخور آن اعیاد شاد بود و اثری از حزن و اندوه در آنها دیده نمی‌شد.

اصولا موسیقی نواحی ایران هم همین‌طور است و در آن هم شادی‌نوازی و هم سوگ‌نوازی دیده می‌شود. در مجموعه «لالایی‌ها» هم که در آینده منتشر خواهم کرد، هم نمونه‌های غمناک و هم قطعات شاد یا حماسی وجود دارد.

اشاره به انتشار آلبوم‌ لالایی‌ها‌ در آینده کردید. کار دیگری را هم در دست تهیه دارید؟

به دنبال آن هستم تا لوح فشرده صوتی و تصویری نمایش و موسیقی بیژن و منیژه را هم منتشر کنم.

این پیشینه موسیقایی نواحی که بخشی از آن در آلبوم ذوالجناح می‌آید... بی‌سوار تجلی پیدا کرده، چه تاثیری در تولیدات امروز ما می‌تواند داشته باشد؟

خیلی زیاد. اگر به آثار بزرگانی چون بتهوون، باخ و موتزارت نگاه کنید، می‌بینید که بسیاری از قطعات معروف آنان براساس موسیقی بومی و محلی کشورشان ساخته شده است. علاوه بر این موسیقی مذهبی و کلیسا، زیربنای بسیاری از آثار آنان بوده که در ایران ما چندان این مسیر را طی نکرده‌ایم.

شما اشاره به موسیقی ارکسترال داشتید. این در مورد دیگر شاخه‌های موسیقی نیز صدق می‌کند؟

چرا که نه. اصولا هر هنری تکیه‌گاهی می‌خواهد، اگر نه به بیراهه می‌رود. موسیقی پاپ ما نیز مثل آثار ارکسترال باید به موسیقی نواحی به عنوان یک منبع الهام و چشمه‌ای زاینده نگاه کند و از آن بهره ببرد.

در بازاری که بیشتر موسیقی پاپ و عامه‌پسند طرفدار دارد، فکر می‌کنید آلبومی چون ذوالجناح می‌آید... بی‌سوار بتواند فروش خوبی به دست بیاورد؟

وقتی آلبوم «بی‌بی‌جان» را منتشر کردم، کمتر کسی تصور می‌کرد مورد استقبال قرار بگیرد و امروز هم بعد از 14 سال جزو پرفروش‌ها باقی بماند. فکر می‌کنم کاری که بتواند ارتباط حسی خوبی با مخاطب برقرار کند، همیشه شانس موفقیت دارد. آن کار را با بخش خصوصی منتشر کردم و این آلبوم هم با همت مهدی مظاهری درآمده است که امیدوارم نظر موافق مردم را جلب کند.

مهدی یاورمنش‌
‌ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها