در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این آلمانی جوان که حالا پا جای پای مایکل شوماخر بزرگ داشته، خیلی عجیب پیشرفت کرده و راننده اول جهان شده، اما هنوز در حال و هوای نوجوانی و جوانی است و رفتار و اخلاق و تفکرات نوجوانانه و حتی گاهی بچگانه ولی شیرین دارد. سباستین در حالی قهرمان جهان شده که مربی ندارد و خدا میداند چگونه یک راننده بسیار حرفهای آن هم در دنیای شگفتانگیز فرمول یک شده است. او حالا عنوان جوانترین قهرمان فرمول یک را دارد و قطعا سالهای درخشانی انتظارش را میکشد.
وقتی از او پرسیدند چگونه بدون مربی قهرمان جهان شده است، با خونسردی پاسخ داد: فکر میکنم پیش از من هم رانندگانی بودهاند که بدون مربی قهرمان شدهاند؛ مانند نیکی لائودا که 3 بار فاتح مسابقات قهرمانی جهان شد. او در مصاحبه با تلویزیون اتریش گفت: درست است که مربی ندارم اما در کارم با اعضای خانواده، دوستان و رانندگان با تجربه زیاد مشورت کردهام. اگر قرار است تصمیم مهمی بگیرید، با افرادی که میدانید آگاهند و خیر شما را میخواهند مشورت کنید. من این کار را انجام دادهام.
فرش فروش، کاشف قهرمان جهان
سباستین وتل از کودکی به مسابقات کارتینگ علاقه داشت. اما این که بیاید و در مسابقات بزرگ شرکت کند و روزی رانندهای موفق در فرمول یک شود، در ذهنش نمیگنجید. یک علاقهمند سرسخت مسابقات فرمول یک به نام گرد نواک که مغازه فرش فروشی دارد، او را دید و فهمید روزی رانندهای موفق خواهد شد. نواک، وتل را به دنیای مسابقات اتومبیلرانی برد. نکته در خور توجه اینکه همین آقای نواک، مایکل شوماخر را کشف کرد. او بود که به هر دو نفر از همان آغاز گفت به دنبال مربی نباشند. نواک گفت: مربیان واقعا به رانندگان فرمول یک صدمه میزنند و نمیگذارند آنها تمام خلاقیتهای خود را نشان دهند و با شهامت اتومبیل را در پیست هدایت کنند. وتل هم میگوید از اینکه مربی ندارد خوشحال است.
سباستین وتل در مصاحبه با سایت رسمی فرمول یک و روزنامه ایندیپندنت حرفهای جالبی درباره خود و مسابقاتش زده است:
پس از اینکه در ابوظبی مشخص شد قهرمان جهان شدهای، چه کارهایی انجام دادی؟
جشن کوچکی در ابوظبی گرفتیم و بدون درنگ و بیآنکه بخوابم، با اولین پرواز به اتریش رفتم که در آنجا استقبال گرمی از من شد و خبرنگاران سوالات بیشماری پرسیدند. عصر هنگام در یک مهمانی کوچک شرکت کردم و طبق برنامهای که تیم برایم تنظیم کرده بود، روز بعد به سالزبورگ و از آنجا به انگیس رفتم و چند روز بعد برای شرکت در مراسمی به ابوظبی برگشتم.
نوجوانترین ورزشکاری شدهای که قهرمان فرمول یک شده است. بنابر این یک رکورد شکستهای؟ این موفقیت چه تاثیری روی تو گذاشته است؟
واقعیت این است که اصلا برایم مهم نیست. مهم این است که فاتح رقابتهای فرمول یک سال 2010 شدهام. نمیدانم در آینده چه پیش میآید و آیا باز هم قهرمان میشوم. اما حالا از موفقیتی که کسب کردهام، خوشحالم.
میدانم مسنترین راننده در دنیای فرمول یک نیستم! نمیدانم اگر مسنتر شوم، مشکلاتم زیاد خواهد شد یا نه. به هر حال فردا را نمیتوان پیشبینی کرد.
شاید جوانانی که موفقیت تو را دیده و خود موفق نشدهاند، حسرت تو را بخورند و افسرده شوند. در اینباره چه میگویی؟
آنها شاید بیرون از میدان کار مرا میبینید و از فاصله دور قضاوت میکنند. شاید فکر کنند خیلی سریع و مثل برق و باد به این جایگاه رسیدهام. اما باید بدانند که سختی زیادی کشیده و گام به گام به جایگاه کنونی خود رسیدهام. وقتی بدانید فرمول یک چه معنایی دارد، آن وقت خواهید فهمید که رانندگان این بخش چه کار دشواری انجام میدهند. البته اعتراف میکنم سالها فقط تماشاگر رقابت قهرمانان در فرمول یک بودم و از پای تلویزیون دور نمیشدم. سپس به خانواده فرمول یک پیوستم و خیلی زود قهرمان جهان شدم. هنوز باورم نمیشود!
هدف بعدیات چیست؟
روزهای استراحت را میگذرانم و در کنار اعضای خانوادهام از این موفقیت لذت میبرم. مدتی دیگر تمرکزم را روی مسابقات فصل بعد میگذارم. هدف بعدیام دفاع از عنوان قهرمانی است.
چه عواملی زمینهساز قهرمانی در فرمول یک است؟ با اتکا به چه چیزی قهرمان شدی؟
در حال حاضر رانندگان زیادی در دنیای فرمول یک هستند که سطح کیفی بالایی دارند. اما در پایان هر مسابقه و در پایان فصل تنها یک نفر برنده میشود. سرعت تنها یکی از عوامل موفقیت است. تلفیق عوامل مختلف سبب قهرمانی میشود. شما باید در تمام فصل به خود شوک وارد کنید و هوشیار باشید و کارها را آنطور که فکر میکنید درست است، انجام دهید. اما مهمترین چیز که نباید آن را کنار بگذارم، داشتن اعتماد به نفس و اعتماد به کار خودتان است.
اگر راننده فرمول یک نمیشدی سراغ چه حرفهای میرفتی؟
سوال سادهای نیست. واقعا نمیدانم چه بگویم. 3/5 سال پیش که دانشآموز دبیرستان بودم، به این فکر میکردم که اگر به دانشگاه بروم در چه رشتهای تحصیل کنم. آن زمان رویایم این بود که راننده مسابقات اتومبیلرانی شوم. اما هرگز فکر نمیکردم در فرمول یک به بالاترین سطح جهان برسم. اگر به دانشگاه میرفتم به احتمال زیاد در رشته مهندسی مکانیک به تحصیل ادامه میدادم. برایم همیشه جالب بود که بدانم موتور ماشین چگونه کار میکند و چه اجزایی دارد و چگونه میتوان موتور را تعمیر کرد.
سریعترین راننده فرمول یک هستی؟
دوست دارم سریعترین باشم. اما بهتر بود این سوال را نمیپرسیدید. بهتر است این سوال را از دیگر رانندگان هم بپرسید. نمیخواهم با جواب خود آنها را ناراحت کنم. اما هدفم در دنیای ورزش این است که بهترین شوم و به همین علت در مسابقات باانگیزه زیاد رقابت میکنم. فقط نمیخواهم شرکتکننده باشم.
آیا درست است که در دوره کودکی در خانه روی دوچرخه ثابت مینشستی و به تماشای مسابقات توردوفرانس مشغول میشدی و در عالم خیال با قهرمانان دوچرخهسواری رقابت میکردی؟
از کجا به این موضوع پی بردید؟! بله کاملا درست است، هنوز هم این کار را انجام میدهم.
آیا از چیزی میترسی؟
من از موش خیلی میترسم.
واقعا میترسی؟
بله واقعا از موش میترسم. از مسابقه و راندن اتومبیل با بیشترین سرعت اصلا نمیترسم. نمیدانم چرا از موش اینقدر میترسم. در مسابقه رقیبان خود را میبینید و میشناسید و برای رقابت با آنها آماده میشوید. اما نمیدانید کی با موش روبهرو میشوید. این جانور ناگهان ظاهر میشود و شما را دچار وحشت میکند. زمانی که انتظارش را ندارید، موش میآید. پس تعجب نکنید که از موش میترسم.
تو همیشه شوخ طبع بودی و حرفهای خندهدار میزدی. آیا حالا روحیه شوخ طبعی خود را از دست میدهی؟
چرا؟
زیرا این روزها در وضعیتهای بسیار جدی و خاصی قرار گرفتهای. تو از یک جوان معمولی در مدت زمان کوتاهی به قهرمان فرمول یک جهان تبدیل شدهای و طبیعی است حالا فشار زیادی برتو وارد شود.
بله، میدانم حالا از من انتظار زیادی میرود اما به مسائل نگاه مثبت دارم و سعی میکنم حالتهای همیشگیام را حفظ کنم. وضع خود را خوب درک میکنم. باور کنید از حال و هوای دوره بچگی و نوجوانی بیرون نیامدهام. سال گذشته به تماشای مسابقات کارتینگ کودکان رفتم و کلی لذت بردم. با علاقه زیادی، ساعتها مسابقه آنها را تماشا کردم.
وقتی خودم بچه بودم، در مسابقات کارتینگ رقابت میکردم و برایم خیلی شیرین بود. حالا که در جایگاه تماشاگران مسابقات کارتینگ را تماشا میکنم، به لذت تازهای رسیدهام که این نیز خیلی شیرین و سرگرمکننده است.
باور کنید گاهی یادم میرود که بزرگ شدهام و درست مثل کودکان در مسابقات آنها هیجانزده میشوم. البته بچهها خوب میدانند که من راننده فرمول یک هستم و به من ابراز علاقه میکنند. اما یادم نمیرود که از کجا آمدهام. شروع کارم مسابقات کارتینگ بود. من همیشه به نشاط کاری که انجام میدهم توجه میکنم و از کارم لذت می برم. اگر حس شوخ طبعی داشتهام، مطمئن باشید این حس را همچنان دارم و باید آن را حفظ کنم. علتی وجود ندارد که شوخ طبعی خود را از دست دهم.
جهانگیر چراتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: