واقعی ‌بودن را دوست دارم

پروانه معصومی:19 ساله بودم و دانشجو. برای تحصیل به آلمان رفته بودم. یادم می‌آید در یک سینمای کوچک محلی فیلمی دیدم که محصول همان کشور بود. ترجمه نام فیلم می‌شود «هنر ساختن زندگی». داستان مربوط به یک خانواده فقیر بود که اعضای آن با همه سختی‌ها و مشکلات سعی می‌کردند شاد زندگی کنند و در کنار هم باشند. صحنه‌هایی از فیلم را یادم است که همه خانواده با محبت از پدربزرگ فلجشان پرستاری می‌کردند و سعی می‌کردند اوقات خوشی را برای هم فراهم کنند.
کد خبر: ۳۷۳۳۵۸

همان روزها فیلم دیگری دیدم به نام «جنگ دکمه‌ها». یک فیلم سیاه و سفید فرانسوی درباره بچه‌ها که ‌300 بچه فرانسوی در آن بازی کرده بودند.

فیلم داستان زندگی این بچه‌ها بود که هر روز موقع تعطیلی از مدرسه و برگشت به خانه در مسیر با هم دعوا می‌کردند، دست به یقه می‌شدند و دکمه لباس هم را پاره می‌کردند و مادرها مجبور می‌شدند هر روز این دکمه‌ها را سر جایشان بدوزند و بعد از مدتی پی بردند که فقط خودشان نیستند که درگیر چنین مساله‌ای شده‌اند، بلکه همه مادران دهکده هر روز مشغول دوختن دکمه‌های از جا کنده لباس بچه‌هایشان هستند.

این دو فیلم را فقط همان یک بار دیدم. حالا سال‌ها از آن روزها می‌گذرد، اما سادگی و واقعی بودن داستان آنها باعث شد که بعد از این همه سال هنوز در ذهن من شفاف و زنده بمانند و تبدیل به بهترین فیلم‌های زندگی من شوند. 2 عاملی که این روزها کم‌کم داریم از آنها فاصله می‌گیریم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها