مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
حد و اندازه عاشقی، جان باختن است و عاشورا همان روز حد و اندازه عاشقی است.میخواهم به همه اتفاقاتی که در این روز افتاده است سوگندت دهم مولا جان.
عزیز دلها! میخواهم تو را به جان حسین (ع) سوگند دهم که بیایی. میخواهم به روز عاشورا و خاک پاک کربلا سوگند دهم که ظهور کنی. مهدیجان! مولای جانها و دلهای عاشق، میتوانم به خون حسین (ع) سوگند دهم، خونی که خورشید را سرخگون کرد. تو را به خون ثارالله بیا.
باز عاشورا شد و یاد کربلا؛معشوق قلبهای شکسته! میتوانم به سر مبارک حسین (ع)، آن دلاور مرد عاشق، ملتمسانه بخواهم که بیایی؟!
علمدار کربلا، آن یل کار زار نینوا تنها مانده است. به او هم میخواهم سوگندت دهم.به دستهای بریده از تن او؛ به مشکهایی که برای شقایقهای عاشق در کربلا از علقمه آب پر کرده بود. به تن پاره پاره عباس (ع) که زیر «سم» اسبان اشقیا فتاده بود، بیا! اکنون عاشوراست. همه رفتهاند عاشقانه. زینب (س) و سجاد الائمه با اهل بیت تنها ماندهاند. به تنهایی زینب (س)، به یتیمی سجاد (ع)، به غریبی آن دو عزیز در میان دژخیمان خصم، به دل شکسته آنها سوگند، بیا.... و شقایق شد گل گلگون عاشقان و ما ماندیم و این نشان عشق و شیدایی عاشورایی. حد عاشقی جان باختن است و حسین (ع) این عاشقی را جانانه به جا آورد.
محمد صفری / جام جم
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.