در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه این عوامل درون سینمایی و عناصر تکنیکی در کنار مؤلفههای معنایی و اخلاقی یک اثر تاریخی که واجد سویه دینی و مذهبی هم هست، آن را به یک فرآیند و متن رسانهای تبدیل میکند که در کنار وجوه هنری و نمایشیاش در عین اینکه سرگرمکننده است برآیندی از توان و ظرفیت سینمایی ما را نیز روشن میسازد و برهمین اساس میتوان قدرت رسانهای آن را هم سنجید. این قدرت البته به امتیازات تکنیکی و تجهیزات فنی اثر برنمیگردد و بیش از آن به چگونگی روایت قصه و هدایت و رهبری این پروژه وابسته است.
قسمت اول سریال مختارنامه، نشان داد که داوود میرباقری از پس این رهبری خوب برآمده و الگوی موفقی از مدیریت هنری را تصویر کرده است. به عبارت دیگر این سریال میتواند یک مدل آموزشی برای فیلمسازانی باشد که میخواهند سریال تاریخی بسازند. البته کارگردانی میرباقری صرفا به این ویژگی محدود نشده و مختارنامه سرشار از امتیازاتی است که از همین حالا میتوان حدس زد که به یک سریال ماندگار در حافظه تاریخی مخاطب و تاریخچه تلویزیون تبدیل شود. شاید اولین امتیاز مختارنامه به قصه و قهرمان آن برگردد که اگرچه شاید نسبت به سریالهای دینی قبلی کمتر شناخته شده است یا از حیث مذهبی منزلتی کمتر از امام علی(ع) دارد اما بهواسطه ارتباط قیام مختار به ماجرای کربلا و قصه عاشورا، فارغ از ظرفیتهای دراماتیکی به لحاظ ایدئولوژیکی و اعتقادی، در نزد مخاطبان ما ارزشمند و جذاب است و میتواند کنجکاوی آنها را برانگیزد. دقیقا به همین دلیل و ریشهدار بودن اعتقادات و احساسات عمیقی که نزد ایرانیان نسبت به واقعه کربلا وجود دارد، مختار میتواند نه فقط یک قهرمان سینمایی که به عنوان یک قهرمان واقعی نزد آنها محبوبیت پیدا کند. این همذاتپنداری صرفا دراماتیک نیست بلکه اعتقادی و ایمانی است. کشته شدن شمر و حرمله توسط مختار، مهمترین دلیل این همذاتپنداری اعتقادی است.
از حیث نمایشی نیز این سریال یک قهرمان جنگجو و دلاور دارد که جای آن خیلی وقت است که در سینمای ایران خالی است. ضمن اینکه مختارنامه از این امتیاز برخوردار است که میتواند نسبت به سریالهای دینی دیگر، تصویر قهرمان خود را نشان دهد و به تصویرسازی مخاطب از یک قهرمان تاریخی کمک کند.
مختارنامه نه فقط یک سریال تاریخی که تصویری از تاریخ شیعه نیز بوده و ارزشها و اندیشههای شیعی را میتوان در قیام مختار بازشناسی کرد و نشان داد.
از امتیازات دیگر این سریال باید به جلوههای بصری و استفاده از تجهیزات و عناصر فنی اشاره کرد که جلوه جذابتری از قصه و رخداد تاریخی را به نمایش میگذارد و بیننده در این سریال میتواند شاهد تصاویر باشکوهتری از یک موقعیت تاریخی باشد. مثلا تصاویری که از جنگ و نبرد در این سریال میبینیم از حیث اکشن بودن و کیفیت تصویری و نمایشی بیش از آثار مشابه واجد جذابیت بوده و خیلی واقعیتر به نظر میرسد. به این عناصر اضافه کنید نوع چهرهپردازی، طراحی دکور و صحنه و لباس و ساخت ماکت بناهای تاریخی که تصویر بیرونی اثر را چشمگیرتر کرده است. مثلا در قسمتهای بعدی، شمایلی از کعبه یا آتش کشیدن آن به نمایش درمیآید که با قدرت بصری درخشانی قابل رویت است. مختارنامه از این صحنهها کم ندارد؛ صحنههایی که کمتر در یک سریال تاریخی شاهد آن بودیم. صحنههایی که کمک میکند یک رخداد تاریخی بشدت در ذهن و حافظه مخاطب ماندگار شود. در تثبیت این ماندگاری البته باید به نقش آفرینی بازیگران بزرگ، موسیقی دلنشین سریال و حتی تیتراژ متفاوت آن هم اشاره کرد.
نخستین تصاویری که از مختارنامه به رویت رسید، تصویری از مزرعه گندم و کشاورزی و زراعت مختاربود که همگی زندگی و نظام معیشتی آن دوره و قهرمان داستان را روایت میکرد و در همین روایت نیز میشد جنگاوری، مهارت و اقتدار شخصیتی مختار را احساس کرد. ورود گراز به مزرعه و شکار آن توسط مختار، فارغ از قابلیتهای بصری و دراماتیک، شمایلی از وی را ترسیم میکرد که جاذبه و دافعه او را بازتاب میداد. ضمن اینکه خود نمادی از موقعیت تاریخی و اجتماعی روزگار مختار نیز بود. مزرعهای که با آفت و حیلت گراز در معرض آسیب و تهدید قرار گرفته و به حفاظت نیاز دارد.
در ادامه قصه نیز با نشان دادن مدائن آن زمان وحکایتی که در کوفه بر سر امام حسن(ع) رفته است و هزار دینار شاهی و یکی از دختران معاویه که به عنوان پاداش برای کشتن امام گذاشته شده و نگرانی پیروان و یاران با وفای امام از این وضعیت میتوان آن صحنه حمله گراز به مزرعه و شکارش توسط مختار را نشانه شناسی کرد و با شرایط تاریخی آن دوره تطبیق داد.
مختارنامه ابتدا میکوشد وضعیت تاریخی قهرمانش را ترسیم کرده تا برای قیام مختار هم دلایل جامعه شناختی و هم علتهای ایدئولوژیک آماده و در مقدمه روایت رخداد تاریخی مهمی مثل قیام مختار را پایهریزی و صورتبندی نماید. تصویری که در مختار در همین ابتدا میبینیم، مردی با صلابت و پر تلاش است که کار کردن برای معاش را کمتر از جنگیدن در راه خدا نمیداند و با ارجاع به حدیث نبوی از عمل خویش دفاع میکند اما با توصیفی که عمویش در کوشک سفید از شرایط حساس تاریخی ـ سیاسی دوران ارائه میکند و از اعتماد امام حسن( ع) به آنها که حتی برای مداوای زخمش تن به تیغ طبیب این کوشک میدهد، مختار درمییابد و قانع میشود زمانی که دین در خطر است و مفسر دین در معرض تهدید تلاش برای معاش، اولویت خود را از دست میدهد و باید به جای داس برای برداشت گندم دست به شمشیر برای اصلاح جامعه برد. همینجا بد نیست که به انتخاب درست میرباقری در برگزیدن فریبرز عربنیا در نقش مختاراشاره کنیم. خطوط چهره و نوع نگاه و ساختار بصری صورت او تناسب زیادی با شمایلی که از مختار و شخصیت او گفته شده، دارد و هرچه قصه به جلوتر میرود، پذیرش ذهنی ـ روانی قهرمان قصه برای مخاطب عمق بیشتری پیدا میکند. با این حال اگر مختارنامه تا اینجای کار از حیث بازیگری یک نقطه عطف داشته باشد، بازی قدرتمند و چشمگیر فرهاد اصلانی در نقش ابن زیاد است که بدرستی توانسته چهره درونی و باطنی وی را به تصویر بکشد.
از جمله شخصیتهایی که در مختارنامه حضور برجسته و پر رنگی دارد و این نه به درام که به واقعیت تاریخی ماجرا قابل استناد است، شخصیتی ایرانی به نام کیان است که رضا رویگری ایفاگر نقش اوست. ایرانیان از یاران و همراهان باوفا و شجاع مختار بودند که در پیروزی او نقش موثری داشتند.
نقطه قوت این شخصیت در همین ابتدا از حیث سینمایی، نوع گریم و چهرهپردازی رضا رویگری است که کاملا ایرانی و قابل تشخیص از شخصیتهای عرب قصه است. کیان که برای یاری امام حسن(ع) در لشگر او شمشیر میزند از دوستان قدیمی مختار است و میان آن دو رفاقت و اخوت محکمی برقرار است. او از کوفه به مدائن آمده تا در سپاه حق قرار بگیرد و امام حسن(ع) را یاری کند. لحظه رویارویی او با مختار از بخشهای جذاب قسمت اول سریال بود و دیالوگهایی که بین کیان و مختار ردل و بدل میشود، نشان از ریشه دار بودن اخوت آنها و رفاقت عرب و عجم است؛ زمانی که نه نژاد و زبان که ایمان و عقیده، رشته این پیوند قرار میگیرد. دوستی یک عرب با صفا با یک ایرانی با وفا هنگامی که آنها یکدیگر را در آغوش میگیرند و دست یکدیگر را به محبت میفشارند، صورت زیباشناختی به خود میگیرد و البته شمایلی از تصویر ایرانیان با ایمان و معتقد را ترسیم میکند که همچون اهل کوفه بیوفا و ناجوانمرد نبودند و جان خویش را به پای ایمان خود میگذاشتند. از حیث دراماتیک نیز این بخش از قصه میتواند برای مخاطب جذاب بوده و او تصویر مقتدرانه و آبرومندی از قومیت خویش در این قصه را نظارهگر باشد؛ یک افتخار تاریخی در یک سند تصویری به نام مختارنامه. در واقع کیان نمادی از تدبر و شجاعت قوم ایرانی را که پیش از این در زمان پیامبر(ص) در شمایل سلمان فارسی ریشه داشت، بازنمایی و نمایندگی میکند و هویت ایرانی را در ترکیب قومیت و مذهب به تصویر میکشد.
در مختارنامه نیز پای زن یا زنانی در میان است که در شکلگیری شخصیت مختار و روایت قصه بیتاثیر نبودهاند. در قسمت اول 2 نفر از این زنان که یکی را خواهر مختار و دیگری را خاله مینامند، حضور یافتهاند که از گفتوگو و مباحثهای که میانشان درگرفته، میتوان اعتبار نام مختار را در آن دوره تاریخی و در جامعهای که میزیسته، بازشناسی کرد. البته باید منتظر بود تا قصه بیشتر جلو برود تا ماهیت و نقش این زنان در قیام مختار و تجربه تاریخی آن آشکارتر شود. اما آنچه که بیش از هر معنا و مفهومی دیگر در همین قسمتها قابل تشخیص بوده و برجسته میشود در گفتوگو و مجادلهای است که میان مختار و عمویش در کوشک سفید اتفاق میافتد. آنجا که عمو با بازی خوب اکبر زنجانپور از پراکندگی و عدم وحدت مسلمین در دفاع از دین خدا و رسول و امامش سخن میگوید و فریاد سر میدهد و از انزوایی حرف میزند که یا به واسطه معیشت دنیا رخ میدهد یا شک و تردید به کلام حق. هدایت و فلاکت آدمی در نسبت با دین و حقیقت نیز ناشی از همین وضعیت دوگانه است.
مختارنامه علاوه بر بازیگری و فضاسازی و کارگردانی خوب، واجد قصه جذاب و تعلیق آفرینی است که با احساسات مذهبی مخاطب نیز گره میخورد و با دل و عشق و اعتقاد پیوند دارد.
سید رضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: