دیدگاه

مجلس ، رسانه ،ورزش وکاستی ها
کد خبر: ۳۷۲۱
"طرح اختصاص درصدی از درآمد حاصل از پخش مسابقات ورزشی توسط سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به فدراسیون های ورزشی " مشتمل بر یک ماده واحده و3 تبصره به تصویب مجلس محترم شورای اسلامی رسید که به علت مغایرت با اصول 75 و175 و بند دوم اصل سوم قانون اساسی مورد تایید شورای محترم نگهبان قرار نگرفت و به مجلس برگشت داده شد. خلاصه طرح از این قرار بوده است که :1 - سازمان صدا و سیما مکلف شده بود بابت ارزش پخش مسابقات معادل ارزش تولید زمان مربوط به مسابقات که در محدوده جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود، به حساب فدراسیون های ورزشی واریز نماید تا آنها بین باشگاه ها توزیع نمایند.2 - تعیین ارزش تولید هر دقیقه به توافق صدا و سیما و فدراسیون ذی ربط واگذار شد.3 - قرار بود سازمان های مدیریت و برنامه ریزی کشور، تربیت بدنی و صدا و سیما آیین نامه اجرایی را تهیه و تدوین و برای تصویب هیات وزیران تقدیم نمایند.4 - جبران کاهش احتمالی درآمد صدا و سیما نیز از طریق افزایش تعرفه آگهی بازرگانی پیش بینی شده بود. از آنجا که به هنگام شور و بررسی طرح مذکور که در کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس ، استدلال های محکم و متینی در رد طرح ارائه شده بود و نیز با توجه به نظرات مستدل و متین شورای محترم نگهبان انتظار می رفت که این بار طراحان و موافقان طرح موضوع را از جهات مختلف ازجمله عدم حصول اهداف مورد نظر و دشواری های اجرایی مورد بررسی قرار دهند و به تصویب قانونی که برای دستگاه های مجری مشکل آفرین می شود، اصرار نورزند و طرح را بر مبنای موازین منطقی اصلاح کنند؛ اما، متاسفانه ، چنین نشد، زیرا در جلسه علنی روز ششم آذرماه 1380 طرح مذکور تحت همان عنوان ولی با مضمون و مفهومی که در مقایسه با طرح قبلی دشواری های قانونی و اجرایی بیشتری را در پی خواهد داشت و به تصویب رسید.بررسی این مصوبه از جهت انطباق با موازین قانون اساسی و شرع مقدس اسلام از حیطه اختیار این قلم خارج است ، اما مقایسه یک طرح واحد در قالب دو ماده واحده متفاوت )از لحاظ نوع تکالیف و روش های اجرایی مترتب بر آن ( موضوعی است که نمی توان بدون احساس مسوولیت در قبال مردمی که به حق دانستن را حق خود می دانند، از کنار آن گذشت. مصوبه جدید چنین مقرر میدارد:"ماده واحده - از تاریخ تصویب این قانون ، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مکلف است برای ضبط و پخش مسابقات ورزشی که در محدوده مرزهای جمهوری اسلامی ایران برگزار می گردد، توافق فدراسیون برگزارکننده مسابقات را جلب نماید. فدراسیون های ذی ربط مجازند، برای ضبط و پخش مسابقات مبالغی که متناسب با نوع مسابقه با سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به توافق می رسند، دریافت نمایند. هزینه های مذکور از محل ردیفی که برای این امر در لوایح بودجه سنواتی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منظور میگردد، تامین خواهد شد."مقایسه دو طرح مذکور نشان می دهد که طراحان و موافقان طرح همچنان اصرار دارند صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران در قبال ضبط و پخش مسابقات به فدراسیون های ورزشی پول بپردازد، منتهی در طرح اول ، محل جبران و تامین آن را افزایش تعرفه های آگهی تبلیغاتی و در طرح دوم محل تامین هزینه را پیش بینی ردیفی در لایحه بودجه سنواتی منظور نظر قرار داده اند. از آنجا که طرح پیشین تغییر کرده است از ارائه دلایل حقوقی و قانونی مبنی بر تغییر آن میگذریم و به طرح اخیر میپردازیم.مشکل یا بهتر است بگوییم معضل اصلی طرح اخیر "تکلیفی " است که قانونگذار برای جلب موافقت فدراسیون های ورزشی جهت ضبط و پخش مسابقات ورزشی قایل است.اهمیت و نقش ورزش و برنامه های ورزشی و پخش مسابقات و رقابت های ورزشی در مجموعه برنامه هایی که سازمان صداوسیما برای ایفای رسالت حساس و خطیر خود تولید، تامین و پخش می کند به قدری مهم و حایز اهمیت است که یک شبکه سیما و یک شبکه صدا حجم عمده ای از برنامه های خود را به این امر اختصاص داده اند. اکنون باید پرسید مکلف کردن صداوسیما به کسب اجازه از فدراسیون های ورزشی برای ضبط و پخش مسابقات و پرداخت پول از این بابت با کدامیک از مفاد قوانین اساسی و عادی و قوانین و مقررات ناظر بر فعالیت های صداوسیما سازگاری دارد؛ طراحان و موافقان طرح برای تحقق چه هدف و منظوری این طرح متناقض و مغایر با سیاست های کلی نظام را ارائه داده اند؛ ان شاءالله که قصد و نیت شان خیر و صرفا برای کمک به اشاعه ورزش و تامین بهتر اوقات فراغت مردم بویژه جوانان باشد، اگر چنین است باید گفت راه صوابی برای تحقق هدف خود انتخاب نکرده اند زیرا:الف اگر مناسبات موجود بین شبکه های تلویزیونی و باشگاه های ورزشی جهان غرب را الگوی خود قرار داده باشند، باید به این نکته توجه داشته باشند که شبکه های تلویزیونی تمام درآمد خود را از محل پخش آگهی تامین می کنند و از سوی دیگر باشگاه های ورزشی نیز موسسات انتفاعی هستند که براساس قواعد و قوانین سوداگری و تجاری فعالیت می کنند و بدیهی است که حق ضبط و پخش مسابقات را به صورت "رایت " به موسسات تلویزیونی می فروشند. دستگاه رادیو و تلویزیون در ایران متعلق به نظام است و فدراسیون های ورزشی نیز موسسات مجری سیاست ها و برنامه های ورزشی دولت . بنابراین با کدام منطق می توان از الگویی پیروی کرد که زمینه و بستر لازم حقوقی و قانونی برای اجرای آن در کشور فراهم نیست؛در جمهوری اسلامی ایران ماموریت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با حقوق حاکمیت یا نظام گره خورده است . آیا این سازمان حق و اجازه دارد مردم را از تماشای رقابت های ورزشی به خاطر عدم موافقت فدراسیون ذی ربط محروم کند؛ آیا حساسیت فوق العاده ای که طی سالهای اخیر درخصوص مسابقات فوتبال تیم ملی کشورمان بروز کرده است برای درک اهمیت و ضرورت ضبط و پخش مسابقات ورزشی )در بسیاری موارد به صورت زنده ( کفایت نمی کند تا ما را از دست زدن به کاری که تبعات غیر قابل پیش بینی در پی خواهد داشت ، برحذر دارد؛ اگر فدراسیون ورزشی به هر دلیلی از صدور اجازه برای ضبط و پخش مسابقات خودداری کند، پاسخگوی مردم و مشتاقان تماشای رقابت های ورزشی فدراسیون ها هستند، یا صدا و سیما؛ چگونه می توان انتظار داشت اختیار و حقی از این سازمان ساقط شود ولی کماکان در قبال مردم مسوول و پاسخگو باشد؛ب سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران همواره پشتیبانی تبلیغی برنامه های توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور را وظیفه مسلم خود می داند و برای این منظور سیاست ها و برنامه های کلان و اجرایی را در قالب برنامه های توسعه به تصویب رسانده است . تامین سرگرمی های سالم و مفرح و اشاعه و گسترش فرهنگ ورزش و ورزشکاری جایگاه ویژه ای در مجموعه برنامه های تولیدی و پخش این سازمان داشته و خواهد داشت . به همین جهت مناسبات این سازمان با فدراسیون های ورزشی بر پایه تفاهم و احترام متقابل قرار داشته و گروههای خبری و تولید برنامه های ورزشی صدا و سیما از هیچ تلاشی برای انعکاس رویدادهای ورزشی و فعالیت های فدراسیون های ذی ربط دریغ نورزیده اند. اینک "تکلیف " سازمان صدا و سیما مبنی بر کسب موافقت فدراسیون ها برای ضبط و پخش مسابقات و مجاز شمردن آنها برای دریافت پول از این سازمان ، این مناسبات صمیمانه را برهم می زند و دیواری از بی اعتمادی و عدم تفاهم را ایجاد می کند که نه تنها ماموریت این سازمان و بلکه ایفای وظایف فدراسیونها را نیز خدشه دار میکند.ج - معمولا فدراسیونهای ورزشی به هنگام برگزاری مسابقات ورزشی مبادرت به نصب پوستر و آگهی های تبلیغاتی می کنند که نرخ آنها در صورت ضبط و پخش مسابقات از سوی صدا و سیما بسیار بالاتر از نرخ آگهی هایی است که صرفا در معرض دید تماشاچیان زمین هاو سالنهای ورزشی قرار دارند. به عبارت دیگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با پخش این قبیل مسابقات تعداد مخاطبان آگهی ها را به چندین برابر افزایش می دهد که درآمد حاصل نصیب فدراسیونها میشود.د - متاسفانه اخیرا در قوانین ما تکالیف و تعهداتی برای دستگاههای اجرایی مقرر می شود که بعید به نظر می رسد قانونگذار راهکارهای اجرایی و دشواریهای ناشی از آن را مد نظر قرار داده باشد و این امر را به دستگاههای اجرایی وامی گذارد. این مورد در طرح مصوبه اخیر نیز بارز و مشهود است . در پاراگراف دوم ماده واحده آمده است که فدراسیون های ذی ربط در مورد مبلغ ضبط و پخش مسابقات با صدا و سیما به توافق می رسند و آن را دریافت می کنند. سوال اساسی این است اگر صدا و سیما و فدراسیون ذی ربط در مورد مبلغی به توافق نرسیدند چه وضعی پیش خواهد آمد؛ آیا فدراسیون ذی ربط برای صدور موافقت بعدی برای ضبط و پخش مسابقات سازمان صدا و سیما را تحت فشار قرار نخواهد داد؛ آیا رواست که مناسبات بین سازمان و دستگاه ورزش را که تاکنون با مشکل خاصی مواجه نبوده است، تیره و آشفته سازیم؛ه - نکته آخر این که قانونگذار در طرح اخیر، محل تامین منابع برای پرداخت هزینه های ضبط و پخش مسابقات ورزشی را در بودجه سنواتی سازمان صدا و سیما و ردیفی که برای این امر منظور می گردد، تعیین کرده است . اگر قرار است هزینه های مذکور از محل ردیفهای هزینه ای بودجه صدا و سیما که از دولت دریافت می کند، پرداخت شود، چه نیازی موجب شده است که این راه پر پیچ و خم را برای کمک به فدراسیونها برگزینند؛
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها