در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما از جمله برنامهسازان پیشکسوتی هستید که همچنان در عرصه برنامهسازی رادیو حضور دارند، اگر امکان دارد از سالهای حضورتان در رادیو پیام بگویید.
من در شیفتهای مختلف رادیو پیام کار کردهام. از بخش صبحگاهی گرفته تا نیمروزی و عصرگاهی، البته غیر از شیفت شبانگاهی، چون شب بیدار ماندن برای من مشکل است، البته قبلا در برنامه راه شب تهیهکننده بودم، اما آن دوره قبل از انقلاب بود و در آن زمان خیلی جوان بودم، ولی اکنون دیگر جوانترها باید این کار را انجام دهند.
از تجربیات خودتان در طراحی و ساخت برنامههای عصرگاهی رادیو پیام بگویید.
رادیو پیام یک تعریف کلی دارد و باید در آن چارچوب کار کنیم، البته با توجه به طراحیاش نظرهای خودم را هم پیاده میکنم. در کل ما نویسندگان توانایی داریم همچون داوود جمشیدی که معمولا هفتهای یک بار با هم تماس داریم و آن چیزهایی که مدنظرم است به ایشان میگویم. او همیشه سوژههای خوبی دارد و میداند که تقریبا به چه چیزهایی نیاز داریم. گوینده شیفت من در حال حاضر بهروز رضوی است که تبحر زیادی در گویندگی دارد. طراحی برنامه از قبل برنامهریزی شده و در همان چارچوب با یک سری تغییرات ارائه میشود.
کار کردن در یک رسانه مثل رادیو چه حسی دارد؟
رادیو را خیلی دوست دارم. من از زمانی که با رادیو آشنا شدم صدایی که از رادیو میشنیدم، صدای دوستان پدرم بود و این ماجرای جالبی برایم بود که به قول پدرم همانهایی را که همیشه میدیدم، صدایشان را از چنین وسیلهای بشنوم. این مساله باعث اشتیاق بیشتر من برای رفتن به رادیو شد و دنبال این بودم که هر طور شده به رادیو راه پیدا کنم که بالاخره در پانزده، شانزده سالگی توسط آلبرت کوچویی به عنوان مهمان در برنامه جوان شرکت کردم. این مساله برمیگردد به سال 1347 و دیدم به همان جایی که دوست داشتم آمدم و از آن تاریخ به بعد با دستیاری و گزارشگری کارم را شروع کردم تا سال 1355 که به عنوان تهیهکننده در 23 سالگی به برنامهسازی پرداختم.
تصمیمات و برنامهریزی مدیریتی چقدر در جذب مخاطب رادیو موثر است؟
خیلی مهم است، یعنی هر کار اگر در آن برنامهریزی و مدیریت نباشد نمیتواند مخاطبان خوبی جذب کند و حتما باید با برنامهریزی و تجربه همه عوامل باید دست به دست دهند تا برنامه خوبی ساخته و در نتیجه باعث جذب مخاطب شود. وقتشناسی و نظم و شناخت موسیقی و مخاطب، همه کمک میکنند تا برنامه شکل زیبایی به خود گیرد. همیشه عادت داشتم 2 ساعت قبل از پخش برنامه در استودیو حضور یابم. چون برنامه زنده بود باید مطالب آن را میخواندم تا اگر لازم باشد موسیقیاش را انتخاب کنم و هماهنگی لازم را انجام دهم و زمانی که وارد استودیو میشدم کاملا آماده بودم البته با رعایت نظم و ترتیب، استفاده درست از عوامل و ابزار برنامهسازی (مطلب و موسیقی) مناسب میتوان در جذب مخاطب موفق بود.
شما سالهاست در رادیو به عنوان تهیهکننده فعالیت میکنید. راز موفقیت شما در این جایگاه چیست؟
اگر من موفق هستم علت را باید از شنونده پرسید. همان طور که گفتم تمام مراحل مربوط به ساخت یک برنامه خوب را انجام میدهم. صداقت در برنامه هم خیلی مهم است که مردم ما را باور کنند. هماهنگی با تمامی عوامل قبل از برنامه، وقتشناسی و توجه به مخاطب خیلی اهمیت دارد و من همیشه پاسخگوی شنوندهها بودم، حتی اگر در چند کلمه باشد.
سالها پیش یک برنامه داشتم به نام «یکشنبه سبز» که تعطیل شد. روزهای یکشنبه پخش میشد. در ارتباط با موضوع فضای سبز و طبیعت بود و شنوندهها سالهاست که روزهای یکشنبه زنگ میزنند.
تا به حال شده از تهیهکنندگی خسته شوید و آرزو کنید کاش شغل دیگری داشتید؟
من هرگز هنگام کار خسته نشدهام حتی برنامههای زندهای داشتم که 12 ساعت سرپا ایستادم. موقعی که کار میکنم آنقدر هیجان دارم که متوجه نمیشوم برنامه کی تمام میشود. ولی اگر برنامه ادامه پیدا کند باز دوباره توان میگیرم و هیچ وقت چیزی را بالاتر از تهیهکنندگی برای خودم ندانستم.
با توجه به اینکه سالهاست در رادیو حضور دارید یکی از خاطرات شیرین خودتان را بگویید.
خاطرههای زیادی از کار در رادیو دارم. بهترین خاطراتم در رادیو با عوامل رادیو بوده است. برنامه رادیو جوان میخواست راه بیفتد و از چند ماه قبل با من هماهنگ کردند که آنونس برنامه را بسازم و آماده کنم. ساعت 16 قرار بود برنامه شروع شود. من دیدم آنتن آن روز دست خودمان است. قبلش داشتیم ترانه و موسیقی پخش میکردیم. ظهر بود که زنگ زدم به خانم صادقیان و به ایشان گفتم برای راهاندازی راه جوان شما هم بیایید و آن روز به جای اینکه ساعت 16 برنامهها را شروع به پخش کنیم ساعت 14 شروع کردیم. من از قبل دستم پر بود و با آمادگی شروع کردیم و زنگ اصلی برنامه را راس ساعت 16 زدیم و قرار بود که ما فقط 2 ساعت برنامه داشته باشیم و ساعت شد 18، 19، تا 2 صبح ادامه داشت. نزدیک به 12 ساعت برنامه طول کشید و کلی هم استقبال شد. اگر مدیر وقت اجازه میداد، برنامه همچنان ادامه پیدا میکرد. هنگام اجرای برنامه، ذرهای احساس خستگی و کوفتگی نداشتم. این یکی از خاطرات خوش من بود که چطور میشود 12?ساعت برنامه زنده داشته باشیم، اما خسته نشویم.
چطور مخاطبان رادیو را به برنامههای خود جلب میکنید؟
با کلام بجا و درست و باصداقت و با موسیقی مناسب و با استفاده از گوینده مناسب که اگر همه اینها را با هم ترکیب کنیم و بدانیم چطور استفاده کنیم، حتما شنونده جذب میشود و تا به حال نشده برنامهای داشته باشیم که بدون مخاطب باشد. من آرشیو بزرگی در خانهام دارم که شامل آرشیو کلامی، نوشتههای نویسندگان و عکسالعمل شنوندهها و روابط عمومی سازمان است و وقتی آنها را مرور میکنم، میبینیم در زمان خودش برنامه خانواده و سلام صبحبخیر، مخاطبان زیادی داشته است.
توصیه و پیام شما برای تهیهکنندگان جوانی که تازه به این عرصه وارد میشوند، چیست؟
با یاد خدا و صداقت، کار را آغاز کنند و اگر عاشق رادیو هستند، بیایند. مسائل فنی و هنری در کنار هم بسیار مهم است. در ارتباط با هنر مطالعه کنند. حتما دورههای مربوط به هنر و موسیقی را بگذرانند. کسانی که چیزهایی را کنار دستیار تهیهکننده میآموزند، ممکن است در کلاس هم نیاموزند. کسی که میخواهد تهیهکننده شود حتما باید 2 سال به عنوان دستیار تهیهکننده کار کند و همه اینها باهم میشود یک تهیهکننده موفق.
در یک جمله رادیو پیام را تعریف کنید؟
رادیو پیام پرمخاطبترین رادیویی است که اغلب مردم آن را گوش میکنند و فکر میکنم که میتواند خیلی بهتر از این باشد.
چه آرزویی برای آینده رادیو پیام دارید؟
آرزو دارم که به آن پیام واقعیاش برسد و همچنان پرمخاطبترین و موفقترین باشد. پیام رسانهایش باید طوری باشد که در قالبهای فرهنگی، هنری و اجتماعی بتواند از سوی تمام مردم در اقصا نقاط کشور مورد استقبال قرار گیرد.
امیررضا یوسفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: