در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلمساز دفاع مقدس آثاری چون مرثیه حلبچه، هور در آتش، ستارگان خاک، شکوفههای سنگی و اشک سرما را در کارنامه کاری خود دارد. حمیدنژاد با تازهترین فیلمش با نام «آناهیتا» به گفته خودش سیری نو و متفاوت را آغاز کرده و همین بهانهای برای گفتوگو با او بود.
در سالهای اخیر با آثاری چون هور در آتش، ستارگان خاک و اشک سرما بیشتر به عنوان سینماگر حوزه دفاع مقدس شناخته شدهاید، فیلمنامه «آناهیتا» چه ویژگی داشت که گام بعدی خود را متفاوت از عرصههای پیشین برداشتید؟
موضوع فیلمنامه آناهیتا برایم تازگی داشت، فیلمنامه به نوعی به روز بود و از جنس مردم، چرا که تلفیقی بود از مسائل دانش تجربی و اعتقادات عرفانی. همین که شخصی مثل پروفسور ایموتو 10 سال از زندگی خود را صرف انجام تحقیقاتی میکند و این نتایج در سطح دنیا به زبانهای مختلف ترجمه میشود و در اختیار عموم قرار میگیرد، برایم موضوعی تازه و جذاب به شمار آمد. این تحقیق روی آب، عنصر حیاتی کره زمین انجام شده است. از آنجا که در فرهنگ ما آب تقدس ویژهای دارد، دوست داشتم آزمایشاتی که ایموتو انجام داده بود را در قالب یک درام اجتماعی به تصویر بکشم و بتوانم احساساتی که روی من اثر ویژهای گذاشته بود را برای مخاطب هم در نمادی جذاب ترسیم کنم.
پذیرش این تلفیق برای مخاطب کار چندان سادهای به نظر نمیرسد و این نوع ساختار فیلم ریسک بالایی را میطلبید؟
بله، در عرصه سینما کار بسیار مشکلی به نظر میرسد، چرا که عموما ذهن تماشاگر امروزی به موضوعات عام روزمره عادت کرده است. آناهیتا در نوع پردازش خود ویژگی خاصی داشت چرا که نقش زن را از غالب همیشگی یک زن خانهدار خارج میکرد. خورشید (با بازی میترا حجار) شخصیت جدیدی از زن ارائه میکند که دغدغههای مکاشفات علمی دارد و موضوع جالبی به نظر میآمد. خیلی تلاش کردم که به درامی دست پیدا کنم که بتواند مخاطب را درگیر نماید.
تعیین ژانر آناهیتا کار چندان سادهای به نظر نمیرسد و خود این یک نوع سرگردانی را برای بیننده به وجود میآورد که با چه نوع فیلمی مواجه است.
من با این مفهوم که یک فیلمساز باید ژانر معینی را دنبال کند و در طول تمام زندگی حرفهایاش پایبند به آن باشد موافق نیستم. این فیلمساز است که با انتخاب موضوع در فیلمنامه سراغ ژانر میرود. خیلی برایم مهم نبود که آناهیتا در چه ژانری میگنجد، موضوع کلی آن برایم جالب بود. تاکنون بیشتر موضوعاتی که کار کردم در حوزه دفاع مقدس بود و معمولا پسزمینهای اجتماعی را نیز همراه داشت تا به اینجا که به آناهیتا موضوعی اجتماعی با پسزمینهای علمی را کار کردم. شاید بعد از این مثلا یک کار تاریخی انجام بدهم که آن هم تلفیقی از موضوعات دیگر را به همراه داشته باشد. در کل معتقدم در هر ژانری که فیلمساز فعالیت میکند باید نهایت تلاش لازم را داشته باشد تا اثرش اثری ماندگار باشد.
چه لزومی داشت که به قول خود شما این تلفیق درام اجتماعی همراه با مبحث علمی و متافیزیک نهایتا به سمت و سوی سینمای جنایی برود و این تغییر مسیر را ایجادکند؟
این سوال شما دوباره به مبحث ژانر برمیگردد. به نظر من این آدمهای قصه هستند که مخاطب را با فیلم درگیر میکنند نه موضوع فیلم. من با انتخاب سینمای جنایی قصد درگیری بیننده با کاراکترها را داشتم و فکر میکنم آناهیتا از عهده انجام این مسوولیت به خوب برآمده. بخش علمی داستان به تنهایی نمیتوانست بار کلی قصه را به دنبال بکشاند.
درام فیلم بسیار سطحی و ضعیف به نظر میرسد و لابد انتخاب 3 ستاره اصلی فیلم برای جلب مخاطبان جوان فیلم بوده است؟
بازیگران حرفهای از پتانسیل ویژهای برخوردارند که اگر من کارگردان بتوانم درست از آن استفاده کنم راحتتر میتوانم به هدف نهایی خودم نزدیک شوم و این ارتباط راحتتر با مخاطب ایجاد میشود. این اتفاق میتواند با نابازیگر هم بیفتد ولی خب قاعدتا زمان و بودجه بالاتری را میطلبد. داستان من این گونه ایجاب میکرد که برای اینکه زودتر به نتیجه برسم از بازیگران حرفهای استفاده کنم.
انتخاب بازیگران بر چه مبنایی صورت گرفت؟
کاندید اصلی من برای نقش خورشید گلشیفته فراهانی بود که بنا بر دلایلی این اتفاق نیفتاد. بعد فکر کردم بهترین انتخاب میتواند میترا حجار باشد. شهاب حسینی از ابتدا برای نقش بهنام مدنظرم بود و پوریا پورسرخ که حضور خیلی خوبی داشت.
جایی خواندم که پروفسور ایموتو هم بخشی از تحقیقات خود را برای نگارش فیلمنامه در اختیار شما گذاشته است؟
طرح تحقیق فیلمنامه از خودم بود، مکاتباتی هم با شخص ایموتو داشتم که نهایتا بعد از 3 بار بازنویسی، فیلمنامه آناهیتا تکمیل شد.
اتفاقاتی در طول فیلم به چشم میخورد که خیلی کمکی به پیشبرد قصه اصلی نمیکند، صرفا گنجانده شدهاند بدون این که دلیل مشخصی داشته باشند.
این فیلمنامه داستان بکر و دست نخوردهای داشت و ترکیبی بود از سیر اتفاقات. طرح این قصه برایم مهم بود. پس بچه قصههایی را هم به داستان وارد کردم تا داستان خیلی تکبعدی و یکدست نباشد.
شما که فیلمساز برجستهای در زمینه دفاع مقدس بودید چرا نخواستید در همان حوزه فعالیت داشته باشید؟
اگر موضوع قابل بحثی وجود داشته باشد و شرایط ساخت آن هم مهیا باشد قطعا در آن حوزه هم فعالیت خواهم کرد و اینگونه نیست و نبوده که آن را کنار گذاشته باشم.
پیش از ساخت فیلمهایی مثل هور در آتش و ... مستند مرثیه حلبچه و زندگی در ارتفاعات را ساختید که جا پای آنها در فیلمهای داستانیتان بخصوص آناهیتا مشهود است.
ایدهآلترین شرایط فیلمسازی وقتی است که مخاطب تمام وکمال آن را باور کند و به قولی داستان فیلم را جدا از واقعیت نداند. این اتفاق در فیلمهای مستند بخوبی میافتد و حضور در ساخت این گونه آثار قطعا در فیلمسازی داستانی سازندهاش هم اتفاق میافتد. من فکر میکنم تاثیر مستندهایی که ساختم روی همه فیلمهایم بوده و هست.
نقش بهنام (با بازی شهاب حسینی) اصلا خوب به بیننده معرفی نمیشود. گویا حضور او صرفا برای این است که یک تعلیق سطحی کوتاه در موضوع قتل داشته باشد.
بهنام از ابتدا نسبت به یکسری از موضوعات، موضع داشت و مثلا کارهای تحقیقاتی خورشید را نمیپذیرفت. این خورشید بود که با کارهای علمیاش روی آب متوجه حضور قاتل در آزمایشگاه شده بود و بهنام تاییدی بود در این تحقیقات. بهنام در قصه تنیده شده است. خیلی جاها به خورشید کمک میکند ولی بابت خودش نگران است که نکند با تایید این نتایج پای خودش هم گیر باشد.
گویا این فیلم نقش اصلی ندارد، چرا که خیلی جاها نقشهای اصلی و مکمل با هم جابهجا میشوند.
مهم این است که این 4 شخصیت اصلی ماجرایی را پیش میآورند و به کمک هم تمام میکنند. در اینجا خورشید حضور پررنگتری دارد، چرا که باز کردن گرههای داستان برعهده خورشید است، پس شخصیت اصلی است.
چرا اینقدر کاراکتر پوریا پورسرخ نچسب به قصه الحاق میشود؟
اگر خاطرتان باشد در اولین سکانسی که خورشید جایزه میگیرد ما دستی را میبینیم که روزنامهای را داخل کیف میگذارد. پس ما همان ابتدا سوالی را برای مخاطب طرح کردیم و در طول داستان هم پاسخگوی این سوال بودیم که این اتفاق با حضور پوریا پورسرخ میافتد. پس بیننده زمانی باید این کاراکتر را ببیند که ضرورت لازم را داشته باشد. قبلش چرا باید او را ببیند؟
جایی که پوریا پورسرخ وارد میشود بیننده منتظر دیالوگهای دیگری از اوست نه بیاناتی راجع به مولکولهای آب.
اینجا ماجرای قتل مهرناز بیان میشود و فلاش بکی به قبل. البته این اتفاق در نسخه اولیه فیلم که در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده بود بیشتر به چشم میخورد که در اکران فعلی فیلم تصحیح شده.
این تغییرات در نسخه فعلی بر چه مبنایی اعمال شد؟
موضوع کاملا جدید بود و تجربهای با ریسک بالا را میطلبید. فیلم بسرعت به جشنواره رسید و آن موقع بود که فهمیدم میشود در تدوین فیلم کارهایی کرد که جذابتر به نظر برسد و نقاط ضعفش پوشانده شود.
آناهیتا در زمان خوبی اکران نشده است و به طور حتم با توجه به تازگی سوژه و خیلی اتفاقات دیگر ممکن است شکست بخورد.
شرایط فعلی سینما بسیار بحرانی است و واقعا نمیشود تحلیل منطقی در ارتباط با فروش فیلمها ارائه داد. شاید بحث تبلیغات حائز اهمیت باشد. الان واقعا زمان مناسبی برای اکران نبود. در عین حال آناهیتا همراه با 12 فیلم دیگر اکران شده که این قضیه خیلی موضوعات را تحتالشعاع قرار میدهد، باید دید قرار است چه اتفاقی بیفتد و یادمان نرود که هر اتفاقی بیفتد مربوط به شرایط حاکم بر سینمای ایران است و واقعا خیلی به خود فیلم ربطی ندارد. الان میبینیم که حتی خیلی از فیلمهای کمدی هم نمیفروشند. حتی اگر به قصد فروش هم ساخته شده باشند. آناهیتا به عقیده من دارد برخلاف جریان آب پیش میرود. شاید اگر بودجه مناسبی داشتیم و تبلیغات خوبی در مورد فیلم انجام میگرفت خیلی بهتر جواب میداد. در جریان هستم که خیلیها بعد از دیدن فیلم آناهیتا میکروسکوپ خریدند و تحریک شدند که آزمایشاتی را روی مولکولهای آب انجام دهند، خب این نتیجه بسیار قابل قبولی است، پس یعنی ما وارد عرصه جدیدی شدهایم و به نوعی فضا را شکستهایم.
انتخاب اسم آناهیتا و اسامی که برای شخصیتها انتخاب شده بود مثل خورشید و مهرناز، سمبولیک به نظر میرسد.
من سعی میکنم در همه فیلمهایم اسامی را انتخاب کنم که متناسب با موضوع فیلمنامه باشد. آناهیتا یک اسم سمبولیک است، چراکه در فرهنگ باستان ایرانزمین، آناهیتا فرشته نگهدارنده آبهاست. این فیلم قصه نگرش جدید انسان به آب است.
تبلیغات کمی هم برای آناهیتا انجام گرفته است.
سرمایهگذاری روی تبلیغات در زمان فعلی شاید واقعا کار خیلی درستی نباشد. غیر از این نیست که تبلیغات به فروش فیلم، کمک شایانی میکند. خیلی از فیلمها واقعا امکان تبلیغ زیادی ندارند. امیدوارم با موضوع متفاوت و در عین حال تبلیغات کم به یک فروش نسبی دست پیدا کنیم.
الان مشغول ساخت فیلم «کوروش کبیر» هستید؟
حدود 4 سالی است که تحقیقات و نگارش آن را آغاز کردم. هنوز به مرحله فیلمبرداری نرسیده است.
و صحبت آخر...
امیدوارم مخاطب با دیدن فیلم آناهیتا احساس کند همان لیوان آبی که در طی روز مینوشد، قادر است افکارش را ثبت کند. امیدوارم آناهیتا باعث شود یک نگرش جدید به هستی در اعمال ما شکل بگیرد. به گفته ایموتو، با نگرش مثبت، آب تغییر میکند و شفابخش میشود. یادمان نرود همه ذرات عالم ذیشعور هستند و همه چیز دارای درک و شعور خاصی است. به امید آن که کمی بیشتر بیدار و آگاه شویم.
شبنم مدنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: