در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر شما رسانهها چه نقشی درکنترل و پیشگیری از بیماری ایدز دارند؟
در یک تقسیمبندی کلی میتوان نقش رسانهها را در موضوع پیشگیری از بیماری ایدز به 2 دسته تقسیم نمود. نقش درونی و بیرونی رسانهها.
نقش درونی رسانهها در واقع مسلطشدن رسانه به اطلاعات کافی در زمینه ایدز، ابعاد بیماری، گستره بیماری و پیامدهای مختلف آن میباشد و نکته دوم آنست که اگر رسانه اطلاعات کافی در این زمینه داشته باشد و حساسیتهای این موضوع را در همه زمینهها بداند میتواند وظایف بیرونی خود را از جمله آگاهکردن مردم به نحو احسن اجرا نماید. از نگاهی دیگر میتوان گفت در ابتدا دستاندرکاران رسانهها، باید نسبت به بیماری ایدز، پیامدها و آثار آن آگاه شوند تا در مرحله بعدی نسبت به افزایش اطلاعات مردم و مسوولان و حساسسازی آنها اقدام کنند. در حقیقت این 2 وظیفه کاملاً با همدیگر مرتبط میباشند. یعنی اگر رسانه، مسوولان و کارکنان آن اطلاعات کافی در زمینه این بیماری نداشته باشند قطعاً نمیتوانند دیگران را مطلع و آگاه کنند.
از جمله وظایف بیرونی رسانه میتوان به آگاهسازی و حساسسازی مردم و مسئولان در زمینه بیماری و نرخ رشد آن، مسیر بیماری و تبعات اجتماعی آن، افزایش آگاهی و شناخت مردم در زمینه بیماری و آموزش راههای انتقال و روشهای پیشگیری اشاره نمود. در واقع این همان کارکرد آموزشی رسانه میباشد. همانطور که میدانید رسانهها دارای کارکردهای مختلفی میباشند. اطلاعرسانی، آموزش، سرگرمی و هدایت و رهبری؛ 4 کارکرد مهم رسانه است که اگر رسانه در زمینه بیماری و اهمیت آن اطلاعرسانی نماید نقش اول خود و در صورت بیان راههای انتقال و عدم انتقال نقش آموزشی خود را ایفا نموده است.
با توجه به این که الگوی ابتلا به بیماری ایدز در کشورمان تغییر کرده یا در حال تغییر است، من فکر میکنم رسانه میتواند از امکانات خود در راستای پیشگیری از همهگیری بیماری ایدز از طریق جنسی مؤثر باشد.
رسانههای ما هم در زمینه اطلاعرسانی پیرامون بهداشت جنسی با محدودیتهایی روبرو هستند، چگونه میتوان این تابوها را شکست یا بر آن غلبه کرد؟
پرداختن به موضوعاتی مانند بهداشت جنسی و مقولههای اجتماعی مرتبط با آن در ایران، بسیار سخت است ولی این سختبودن، نباید رسانهها را از ایفای نقش اجتماعی آنها باز بدارد. در واقع سختی کار در اینجاست، که چگونه رسانهها با درنظر گرفتن حساسیتهای فرهنگی، شرعی و خانوادگی ایران و با حفظ اخلاقیات جامعه در این زمینه اطلاعرسانی کنند. همانطور که گفتم؛ یکی از کارکردهای رسانه، رهبری و هدایت است، سئوال اینجا است که در این شرایط باید از رسانه سلب مسوولیت شود یا خیر؟ من فکر میکنم که مسوولان رسانه با در نظر گرفتن عوامل مؤثر درون سازمانی و برون سازمانی و استفاده از نگاه خلاقانه، باید به این موضوع بپردازند و مشکلات موجود و سختی کار نباید مانع ایفای مسوولیت اجتماعی رسانهها در قبال جامعه شود.
تا رسانه نوع نگاه خود به پدیدههای اجتماعی را تغییر ندهد، نمیتواند بستر لازم را در این زمینه مهیا سازد. بهطورکلی رسانه باید موانع خودگشودگی را در مردم از بین ببرد. بنابراین من فکر میکنم که اگر رسانه بتواند این بستر مطمئن را برای مردم ایجاد کند و آمادگی بیان مسایل را در مردم و مسوولان ایجاد کند میتوان بر تابوها غلبه کرد. در واقع می تواند با ترویج الگوی صحیح، نگاه جامعه را به افراد مبتلا تغییر دهد و این تغییر زمانی اتفاق میافتد که موانع خودگشودگی از بین برود.
قدم اول برای ایفای این نقش چیست؟
زمانی رسانه میتواند این نقش را ایفا نماید که اطلاعات کافی در زمینه شناخت بیماری، سیر آن و ابعاد مختلف آن داشته باشد. بنابراین، این اتفاق نمیافتد مگر آنکه رفتار رسانه در مواجهه با مردم تغییر پیدا کند. با توجه به تغییر رویکرد ابتلا به این بیماری، رسانهها هم باید در شیوه های اطلاعرسانی و آموزش تجدیدنظر کنند و با در نظر گرفتن ملاحظات جدید، از ارائه اطلاعات دقیق و شفاف غفلت نکنند.
یکی از مشکلات رسانهها ارایه اطلاعات غلط به مردم است و این باعث ایجاد باورهای غلط درباره موضوع ایدز در سطح جامعه میشود. نظر شما در اینباره چیست؟
رسانهها وظیفه دارند جریان صحیح اطلاعات را راهبری کنند، یعنی بستری را مهیا سازند که اطلاعات صحیح، در سریعترین زمان ممکن بهمردم برسد. و انجام این وظیفه مهم نیازمند همکاری مسوولان است. باید تلاش شود که مسوولان موضوع ایدز را سیاسی نبینند. اگر اطلاعات و ارقام درست از سوی مسوولان به اصحاب رسانه داده نشود، ممکن است رسانهها به آمارهای غلط مراجعه نمایند. از طرف دیگر رسانهها هم نباید مثل برخی از روزنامههای زرد و جنجالی، هرگونه اطلاعات و آمار غلطی که در اختیارشان قرار گرفت بدون توجه به مسوولیت اجتماعی رسانه، منتشر کنند و فضای ناامن اجتماعی درست کنند. اما دقت کنید این اطلاعات غلط، یکی از موانع مواجهه با بیماری ایدز است. گاهی وقت ها، رسانهها، مردم را بیش از آنچه که هست از ایدز میترسانند و نگران میکنند و یا آنقدر کمکاری میکنند که مردم را حساس نمیسازند، در واقع در 2 سر این طیف یا برجستهسازی و بزرگنمایی میکنند یا سیاست انکار را در پیش میگیرند. بهنظر من بهترین شیوه رسانهای در مواجهه با موضوع ایدز، واقعنمایی است.
به نظر شما نپرداختن رسانهها به این امر چه تبعاتی برای جامعه دارد؟
یقیناً پنهانکاری، نه تنها مشکل را حل نمیکند بلکه مشکل را بیشتر میکند. شاید اگر رسانههای ما زودتر و جدیتر و با جسارت و هوشمندانه و با رویکرد مسوولیتپذیری وارد میدان شده بودند، خیلی از مشکلات فعلی را نداشتیم و شاید بهتر میتوانستیم بیماری را مدیریت کنیم و جلوی رشد آن را به این شکل بگیریم. در واقع نپرداختن رسانهها مشکل را تشدید میکند.
اطلاعرسانی در باره بیماری ایدز، از تبلیغات فصلی و موسمی رنج میبرد. به نظر شما چه باید کرد؟
برخی از موضوعات رسانهای رویدادی و برخی روندی هستند. ذات بیماری ایدز این را ایجاب میکند تا با آن به صورت نقطهای و ضربتی برخورد نشود، بلکه باید به صورت روندی به آن نگاه کنیم. در این شرایط میتوان انتظار داشت مسوولان هم بهصورت مناسبتی با آن برخورد نکنند. بجای بمباران خبری مخاطب در مناسبتهایی مانند روز جهانی ایدز، باید در طول سال، یکی از موضوعات مطرح جامعه همین باشد و از هر فرصتی استفاده بشود تا بهمردم اطلاعرسانی کنیم و هشیارسازی لازم صورت گیرد. در واقع این موضوع به دلیل ارزشهای خبری مختلفی که دارد مانند برخورد، دربرگیری و استثناها اقتضا میکند رسانهها، مردم و مسوولان با آن برخورد روندی داشته باشند.
دکتر محسنیان راد از منبر به عنوان یک رسانه یاد میکند، به نظر شما نقش روحانیون و مبلغین مذهبی در پیشگیری از بیماری ایدز چیست؟
زمانی که از نقش انکار ناپذیر رسانهها در پیشگیری از بیماری ایدز صحبت میکنیم، نباید رسانهها را محدود به رسانههای مدرن مانند رادیو، تلویزیون و مطبوعات ببینیم بلکه رسانههای سنتی نیز باید مورد بررسی قرار گیرند، رسانههایی که در روح و جان مردم قرار دارند. اگر قرار است در این امر موفقیت داشته باشیم حتماً باید از رسانه منبر، تریبون نماز جمعه، علما، روحانیون و خطبای مذهبی استفاده کنیم. مطالعات تاریخی ما هم نشان میدهد که هر جا علما، روحانیون و مراجع وارد میدان شدند، آن امر موفقیتآمیز و تأثیرگذار شده است.
برخی رسانهها، به انگ و تبعیض نسبت به افراد مبتلا به ایدز، دامن میزنند، رسالت رسانهها را در کاهش انگ و تبعیض چگونه میبینید؟
بیماری ایدز یک بیماری رفتاری است و حتماً تغییر رفتار در این حوزه ضرورت دارد. تغییر رفتار در عرصه فردی و اجتماعی زمانی اتفاق میافتد که ترس از خودگشودگی از بین برود، یعنی بیمار بدون آنکه از افشای بیماری خود واهمه داشته باشد بتواند خدمات مورد نیاز درمانی – اجتماعی را دریافت کند. بدون ترس از طردشدن از طرف خانواده و اجتماع. در این میان رسانهها، با استفاده از تواناییها و قدرت تأثیرگذاری خود، میتوانند فضای اجتماعی امنی را برای مبتلایان ایجاد کنند.
مونا رحمانی لشکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: