گزارشهای پزشکی در اروپا و امریکا حاکی از آن است که بسیاری از افراد مبتلا به این بیماری به دلیل عدم آگاهی از نحوه کنترل و مراقبت های پزشکی در دهه 80 یا دست به خودکشی می زدند یا تا مدت ها آنرا از اطرفیان یا خانواده مخفی کرده و در نهایت با عوارض آن در مدت زمانی کوتاه جان خود را از دست میدادند. در همین دهه دولت سوئد سعی کرد پس از اعلام فراخوان عمومی توسط رسانهها برای مراجعه مردم به مراکز پزشکی جهت انجام تست و معاینات پزشکی، زمینه کنترل را از طریق اخبار رسانه فراهم کند، اما چون سطح آگاهی اجتماعی در حد کمی قرار داشت این طرح با شکست رو به رو شد و در دهه 90 میلادی با به هم پیوستن سایر نهادهای اجتماعی با رسانه ها، دولت این کشور توانست در کنترل و آموزش مردم و کاهش مبتلایان موفق شود.
شواهد علمی و پزشکی گویای این واقعیت است که تنها رسانه نمیتواند در(اطلاعرسانی، آموزش و کنترل) این بیماری مؤثر باشد، بلکه قادر است به عنوان ابزاری پیشتاز ضمن آگاهسازی افکار عمومی، زمینه آموزش از طریق سایر نهادها مانند (مدرسه – خانواده- دانشگاه و...) را فراهم کند.
پیشینه طرح کنترل ایدز از طریق رسانه
دبیرکل سازمان ملل متحد به همراه مدیران پارهای از سازمانهای رسانهای برجسته جهان در ژانویه ????، ابتکار جهانی رسانهها و ایدز را ارائه کردند. هدف ارائه راه و روشهای تأثیرگذار پیشگیری و درمان ایدز بود و کمک کرد تا با بدنامی و تبعیضهای مرتبط با ایدز مبارزه شود.
براساس این طرح؛ رسانهها میتوانند نقشی بسیار مهمی در مبارزه با ایدز داشته باشند. رسانههای دیداری – شنیداری میتوانند با شنوندگان و بینندگان خود با زبانی که برایشان قابل درک باشد، صحبت کنند. آنها میتوانند مشارکت و پیوند برقرار کنند، میتوانند به مردم اطلاعاتی را که برای حفظ خود نیاز دارند در اختیارشان قرار دهند.
رسانه قادر است با مطرح کردن بحثهای مرتبط با بیماری ایدز و روابط بین افراد سخن گفته و با ادغام خلاقانه موضوعات مربوط با ایدز و ویروس آن در قالب داستان، سرگرمی و برنامههای گفتگو، مطالب را در اذهان بپرورند و در نهایت از این شیوهها برای ایجاد چالشی در برابر کاهش نگرش فردی و فرهنگی نسبت به انگ و تبعیض، همچنین تغییر معیارهای اجتماعی نسبت به این بیماری استفاده کنند.
کابردهای رسانه در مقابله با ایدز
پس از گذشت بیش از 25 سال از گسنرش این بیماری، هنوز مهمترین دلایل مقاومت یا فرار مردم یا افراد مبتلا به این بیماری « قبح اجتماعی» آن و ترس از بیان آن به دلیل طردشدن از گروه و اجتماع است. شیوع ایدز در آفریقا سبب شده تا بیش از نیمی از جمعیت فعال آن به دلیل ابتلا به این بیماری عملاً تبدیل به افرادی بیمار و پرهزینه برای دولت ها شوند.
درآسیا و بویژه منطقه خاورمیانه نیز به دلیل وجود ( باورهای سنتی و خرده فرهنگ های قومی و قبیلهای)، آمار مبتلایان به ایدز با تناقضگویی رو به روست که این امر کمک رسانه را میطلبد.
بر اساس مطالعات انجامشده رسانه میتواند در فرآیند (کنترل و آموزش ایدز) به شکلهای زیر ایفای نقش کند:
اول: اجرای شیوههای آگاهسازی از طریق برنامهسازی در قالب نهادهایی همچون (خانواده، مدرسه، نهادهای مذهبی، محیطهای عمومی و...) به منظور کاهش « قبح کاذب » در میان مبتلایان وتبدیل آن از یک گناه به بیماری.
دوم: فرهنگسازی در میان افکار عمومی
به منظور پذیرش مبتلایان به عنوان عضوی از جامعه و جلوگیری از طرد آنها. در این فرآیند، رسانه ها و مطبوعات میتوانند در قالب برنامههای (تلویزیونی، رادیویی و مقالات و گزارشهای مطبوعاتی) و در یک دوره زمانی طولانی ضمن اجرای برنامه ها به اشاعه تفکری متفاوت در بین مردم بپردازند، زیرا سختترین فرآیند پذیرش آموزش و اطلاعرسانی، کاهش سطح مقاومت مردم نسبت به این بیماری و مبتلایان به آن است.
سوم: آموزش شیوهای پیشگیری و جلوگیری از رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان، جوانان و بزرگسالان است. اهمیت تمامی این مراحل به اجرای هماهنگ و پیوسته آن است، زیرا عدم اجرای هریک از این فرآیندها سبب بروز اپیدمی یا موج خطرناکتری میشود.
چاره چیست و چه کاری باید کرد؟
سومین موج انتقال بیماری ایدز از طریق رابطه جنسی است؛ شیوهای که زنگ خطر آن از هماکنون به صدا درآمده است و براساس آمارهای وزارت بهداشت، آمار مبتلایان به ایدز از این روش در ایران در حال افزایش است. هماکنون نگرانی مسوولان از شیوع ایدز به وسیله رفتارهای پرخطر جنسی افزایش یافته است و آنان ضمن این که رقم انتقال ایدز از طریق معتادان تزریقی در کشور را همچنان در صدر میدانند، اما نسبت به گسترش انتقال اچآیوی از طریق جنسی در کشور هشدار دادهاند.
کارشناسان پزشکی کشورمان همگی یک صدا معتقدند که اطلاعرسانی و آموزش دقیق و شفاف به مردم از طریق وسایل ارتباطجمعی و فعالکردن شیوههای آموزشی از طریق سایر نهادها، مهم ترین راهکار کنترل بیماری ایدز در کشور بوده و این در حالی است که به عقیده کارشناسان هماکنون به دلیل وجود قبح کاذب ناشی از عدم آگاهی، میزان اطلاعات مردم و خانوادهها از راه های انتقال یا کنترل ایدز بسیار اندک است.
به نظر میرسد کوتاهترین شیوه برای مقابله با این بیماری که جمعیت فعال کشور را در طول کمتر از یک دهه متأثر میکند، برنامهریزی برای آموزش تمامی اقشار بویژه (نوجوانان و جوانان) است؛ زیرا دختران و پسرانی که در عصر اطلاعات و ارتباطات به واسطه شبکههای ماهوارهای و اینترنتی بدون محدودیت، به همه نوع اطلاعاتی دسترسی دارند بیشتر از همه در معرض خطر و آسیب هستند.
از سوی دیگر تسلط نگرش و باورهای بعضاً سنتی در خانوادههای ایرانی و وجود قبح آموزش رودررو در خانوادهها بهجوانان، میطلبد با پادرمیانی حوزههای دینی و علما و با فرهنگسازی از طریق رسانه ملی از موج سوم که در کمین نسل جوان ایرانی است جلوگیری شود. تجربه (سوئد، انگلیس، آلمان، کانادا و...) برخی دیگر از کشورهای موفق نشان داده که رسانه به تنهایی و بدون مشارکت سایر نهادهای اجتماعی مانند (مدرسه-دانشگاه- نهادهای دینی- خانواده و محیطهای عمومی) نمیتواند در کنترل ایدز موفق باشد؛ پس بهتر است تا دیر نشده ، دست به دست هم بدهیم و از گسترش این بیماری جلوگیری کنیم.
دکترعلی گرانمایهپور / عضو هیأت علمی و استاد علوم ارتباطات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم