در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینجا میاندوآب است. گوشهای از ایران زیبای ما. شهری که جاری است میان دورود پرخروش، یکی سمینه نام دارد و دیگری زرینه هر دو با پسوند رود و اما میان این دو آب شهری در حرکت است با تاریخ و طبیعتی بکر. گذرگاهی برای امرای ماد، اورارتو، کرد، سلجوقی، ترک و مغول؛ همگی زندگی کردهاند و حکومت. حالا پس از این همه سال دوباره صدایشان میکنیم... اینجا میاندوآب است مردمانی بلند نام دارد و نیک سیرت. آگر به اینجا آمدی نرم و آهسته بیا مبادا... .
ردی از شهر در غربت
شهر قدمت زیادی دارد، خیلی زیاد. هرچند آثار مکتوب آن در دورههای مختلف از بین رفته است، اما در شهرها و روستاهای مجاور هنوز میتوان زمزمههای گذشتگان را از سینه پیران شنید و خط نوشته گذشتگان را بر کتیبهها باز خواند. سنگ نبشتههای مکشوفه سابقه تاریخی شهر را به هزارههای قبل از میلاد پیوند میدهند. این نشانهها گویای آن است که شهر میاندوآب و حومه آن در دنیای قدیم یکی از مناطق پررونق محسوب شده است.
اولین سند معتبری که در اطراف میاندوآب به دست آمده، سنگ نبشتهای است به زبان اورارتویی که در روستای داش تپه در 21 کیلومتری شمال باختری شهر میاندوآب به دست آمده است. دو قطعه بزرگ این کتیبه را از آن محل به موزه بریتانیا انتقال دادهاند. حالا چرا و چگونه این آثار در غربت و دور از اصل خویشند بماند که داستانش بس تراژدیک است. باید به فکر حفظ و نگهداری دیگر آثار بود، با اندک همت و تدبیری.
از دیروز تا امروز
به دورههای پیش از تاریخ، هزاره اول میلاد، دورههای تاریخی 1500 تا 3000 سال پیش، دورههای اسلامی 1400 سال قبل و عصر حاضر خوش آمدید. همه و همه در شهر گرد هم آمدهاند تا باز گویند داستان زندگی خود را. این همه به نشانی خیابان امام خمینی ـ داخل پارک معلم. این موزه سال 1346 شمسی تاسیس شد یک بار هم در سال 1383 مورد لطف مسوولان قرار گرفت و توسعه داده شد و مرمت. دستشان درد نکند.
اشیای موجود در این گنجینه شامل سنگهای ابسیدین (سنگ آتشفشانی سیاه رنگی)، سفال، فلز، آجر، کاشی، شیشه و سکه است. البته برخی از اشیای موزه متعلق به دیگر شهرها و مناطق مختلف کشور است. جاهایی مانند تپه سیلک کاشان، تپه حسنلوی نقده، اشیا و ابزار آلات مفرغی لرستان و نیشابور، گرگان و آثاری از منطقه اسماعیلآباد و عمارلو رودبار و... .
موزه بخش دیگری هم دارد که آثار مربوط به گنجینه مردمشناسی در آن به نمایش گذاشته شده است. مجسمههایی با لباسهای رنگی محلی، زیبا و دلربا... میروند تا در دنیای مد برای همیشه در موزه جا خوش کنند!
عبادتگاهی پرفروغ
اگر از کوچه و پسکوچههای خیابان 17 شهریور گذر کنی در داخل یکی از آنها مجذوب معماری بنایی خواهی شد که دستکم 200 سال قدمت دارد. این اثر خیرهکننده مسجد طاق نام دارد. معروف است که این عبادتگاه توسط احمدخان بیگلربیگی حاکم مراغه ساخته شده است. بنای مسجد به صورت شبستانی ستوندار با پوشش طاق و گنبد است که از 9 گنبد کوچک تشکیل یافته و بر طاقها، 4 ستون میانی و جرزهای دیواری قرار گرفتهاند که ستونهای میانی، مکعب شکل هستند. طاقها از آجر با ملات گچ، شالوده از سنگ و دیوارها از خشت ساخته شدهاند و در دورههای بعد، بخشهای دیگری به مسجد اضافه شده است. این عبادتگاه در حال حاضر مرمت شده است. پای در آن بگذارید و از معبود خویش طلب کنید آنچه دلتان میخواهد... .
مکانی برای نمایش قدرت
بخدک به خسرو انوشیروان پیشنهاد ساخت قلعهای را میدهد. این سردار در توجیه پروژه خود آموزش قدرت نظامی و جنگی را بیان میکند. شاه موافقت میکند و قلعههایی با بنیانهای سخت و سفت احداث میشود چنان سخت که تا افق روزگار ما پای نهاده است. البته حالا تلی از خاک شده است!
آن رزم آوران نامدار برای خود کلی اسرار نظامی داشتهاند تا جایی که حتی کسی از سرچشمه آب قلعه مطلع نبود. این اطلاعات فوقسری حالا لو رفته است؛ بنا بر آثار بر جای مانده، آب مورد نیاز قلعه از 4 فرسنگی را طوری به قلعه هدایت میکردهاند که غیر از خود بخدک و تنی چند از نزدیکان او کسی از سرچشمه آن آگاه نبوده است.
شما اگر وسوسه شدید میتوانید نه مانند یک سرباز دلیر، بلکه به عنوان مسافری متفکر راهی قلعه شوید. پس نشان روستای میلان را بگیرید و بروید تا شاهد خرابههای آن باشید.
داش تپه، ورود ممنوع!
اهالی راز بزرگی را نقل میکنند، داستانی عجیب و زیبا. البته این مساله به معنی غیرواقعی بودن نقل و روایت آنها نیست. شاید آیندگان و حتی در دوران خود ما این راز سر به مهر گشوده شود. آنها میگویند قبر زرتشت پیامبر پاک آیین ایرانی درون داش تپه قرار دارد!
روزگاری چیزی شبیه یک قلعه بر فراز داش تپه بوده است، اما به چه دلیل دهانه آن با وسایل و مصالح و با نهایت مهارت مسدود شده است را نمیدانیم.
این تپه در مجاورت روستایی به همین نام و در حوالی شهر میاندوآب قرار دارد.
در سمت شرقی تپه محل یک در ورودی به درون تپه دیده میشود که از ساروج و آهک ساخته شده و اهالی محل اقدامات زیادی برای ورود به تپه یا درون قلعه انجام دادهاند که تاکنون راهی را برای ورود به آن نیافتهاند.
محققان و باستانشناسان بسیاری از این تپه دیدن کردهاند و مقداری از بقایای ظروف سفالی خرد شده در اطراف تپه یافتهاند.
از پلی تا پل دیگر
تنها 10 کیلومتر از شهر اثری هویداست که میتوان داستان دوران قاجار را بر ارتفاعش شنید. پلی به نام «کوسه لر». قدم زدن روی پل یعنی گام نهادن به دوران شاهان قجر. پایههایش گرچه لرزان است اما از پس این همه سال به نبرد آب برخاسته است. کوسه لر دو پایه دارد از جنس لاشه سنگ و ملات آهک. آبشکنهای مثلثی شکل دارد که بقایای آن هنوز خونمایی میکنند. این پل در روستای کوسهلر روی کانالی به نام آجی گوبی که از زرینهرود منشعب شده، بنا شده است.
پلی متروکه که اینک با حضور مسافر، دوباره جان میگیرد و تمنای دستان پرمهری را میطلبد که از سر کرم بر تن رنجورش کشیده شود... .
2068 شماره شناسنامه دیگر پل دوران قاجار است. پل تاریخی میرزا رسول در 5 کیلومتری میاندوآب روی رودخانه زرینهرود، در گوشهای از جاده میاندوآب ارومیه جا خوش کرده است. طول این پل 52 متر و دارای 7 دهانه است و مصالح به کار رفته در این بنا در قسمت پایهها و سیلشکنها، سنگ و در بقیه قسمتها آجر است.
چنگیز گلی آرام است
عناصر طبیعی دست در دست هم شاهکاری خلق کردهاند تا اگر دمی فرصت بود به تاملنشینی و بازخوانی راز خلقت را. در اراضی طغیانی شاخههای سیمینه رود از اجتماع هرزآبهای تپه ماهوری جنوب و غرب روستای خطایی تالابی به نام چنگیزگلی شکل گرفته است. وجود چند چشمه کوچک بر زیبایی این تالاب دوصد چندان افزوده است. چشمههایی که بیمنت و ادعا، جریان مییابند و پیوسته در حرکتند به سوی آبی بیکران دریا.
تالاب چنگیزگلی یک تالاب فصلی است که در حد فاصل 3 روستای سبز، قرهگول و خطایی در جنوب میاندوآب قرار دارد.
دلمه و علی یار
هنوز مانده تا تصویری از زیبایی منطقه را بر جان ترسیم کرد. آدمی با سفر ره توشهای به ارمغان خواهد آورد که موج مثبت آن در تمام عمرش امتداد خواهد یافت. طبیعت بهترین جلوه این الهام است. فارغ از همه نوع آلودگی. به شرط این که آداب معاشرت با طبیعت را فراموش نکنیم. شما را با این انگیزه به دره دلمه دعوت خواهیم کرد. دره دلمه در پاییندست سد انحرافی نوروزلو قرار گرفته است. به دلیل وجود ساحل رودخانه و همچنین آسمانی آبی و نورافشانی زیبای آفتاب مورد علاقه و توجه گردشگران ارجمند است. برخی نیز به صورت تفننی به صید میپردازند که ما هرگز چنین پیشنهادی به شما نمیدهیم. حیف نیست دهان ماهی را خونین کرد!
اما اگر فرصتی دست داد میتوان در مسیر میاندوآب به شاهیندژ خود را میان دره علی یار باز یافت. چمنزارهای اطراف آن چنان مجذوبتان خواهد کرد که حتی تا فرو نشستن خورشید متوجه گذر لحظهها نخواهید شد. صدای موزون دره گوارای وجودتان باد!
خرید کنید از همه نوع
این بخش دشوارترین قسمت سفر است و اگر بخواهید برای هر کدام از نزدیکان خویش تحفهای ببرید، سختتر هم میشود. البته سوغاتهای ویژه و زیاد شهر بر این مشکل خواهد افزود. از سویی قیسی، آجیل، بادام و گردو شما را وسوسه خواهند کرد و از طرف دیگر فرش، گلیم و جاجیمهای خوش رنگ چشمک میزنند.
اما البته در این میان فرش دستباف با توجه به ویژگیها و ارزشهای هنری و تجاری خود مهمترین سوغات شهرند که در طول تاریخ به مهمترین صنعت دستی ایران نیز تبدیل شده است. نقشههایی دارند به نام زیر خاکی، گل فرنگ، لچک ترنج، شاه عباس، اسلیمی، شکارگاه و حیواندار... .
سامان عابری / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: