در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رهایی 7 گروگان
ماموران با باز کردن قفل در اتاق 7 نفر را مشاهده کردند که در آنجا زندانی شدهاند. با نجات این افراد آنها به کلانتری منتقل و در بازجوییهای پلیسی گفتند که از سوی ماموران قلابی ربوده شده و برخی از آنها مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند و ربایندگان برای رهایی آنها از خانوادههایشان مبالغی کلان اخاذی کردهاند. با مشخص شدن این موضوع متهمان تحت تعقیب قرار گرفتند و 4 عضو باند در غرب تهران دستگیر شدند و یکی از آنها به نام غضنفر ـ سرکرده باند ـ جرایمش را انکار و 3 همدستش به جرایم سیاه خود اعتراف کردند.
در ادامه تحقیقات ماموران پی بردند که 3 پسر جوان سرکرده باند هستند و یکی از دوستان آنها در رابطه با ربودن، اخاذی و آزار و اذیت شاکیان و افراد دیگر با آنها همکاری میکرده است. با دستور ویژه بازپرس طوفانی رئیس شعبه 12 دادسرای ناحیه 2 تهران روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد و تحقیقات ادامه پیدا کرد.
جستجوهای پلیسی ادامه داشت تا عاقبت روز گذشته مردی جوان با حضور در شعبه12 بازپرسی دادسرای ناحیه 2 تهران از 7 عضو یک گروه تبهکاری شکایت کرد.
شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس طوفانی گفت: شامگاه هفتم آبان ماه امسال وقتی به چند قدمی خانهام نزدیک شدم، مردی غریبه مرا صدا زد و مدعی شد که یکی از دوستانم ربوده شده و با انتقال به یک کمپ غیرمجاز در شرایط بدی به سر میبرد و جان او در خطر است.
شاکی یادآور شد: با ظنین شدن به آن مرد، از او علت ماجرا را جویا شدم که گفت دوستم 20 روز پیش در حال عبور از خیابان بوده که 4 مرد با جعل عنوان ماموران انتظامی وی را در خیابان ربودهاند و به خاطر اعتیادی که داشته، به یک کمپ بردهاند.
افراد ربوده شده شکنجه میشدند
شاکی تصریح کرد: در ادامه گفتوگو با مرد غریبه پی بردم که این فرد بشدت از سوی ماموران قلابی شکنجه و در یک اتاق زندانی شده و آدمربایان برای آزادی وی از خانوادهاش مبلغی پول اخاذی کردهاند و او دوست مرا که زندانی بوده در آن محل ملاقات کرده است. شاکی اضافه کرد: با شنیدن این حرفها برای بررسی موضوع به محل حادثه رفتم و با نزدیک شدن به یک خانه 2 طبقه در محله فرحزاد 3 مرد با چوبدستی به من حملهور شدند و کشانکشان مرا به خانه منتقل و به کتک زدن ادامه دادند که بیهوش شدم.
29 روز اسارت
شاکی در ارتباط با 29 روز اسارات در مخفیگاه متهمان گفت: پس از بهوش آمدن خود را در میان مردانی یافتم که شکنجه شده و ناله میکردند.
وی افزود: با نزدیک شدن به دوستم و چند نفری که در محل زندانی بودند از آنها علت حضورشان را در آن محل سوال کردم که گفتند همگی معتاد هستند و از چند روز پیش از سوی اعضای یک باند 8 نفره که خود را ماموران انتظامی معرفی میکردند در خیابانهای شهر ربوده شده و آنها به دفعات از خانوادههایش اخاذی کردهاند.
مرد ربوده شده اظهار کرد: همگی آنها بشدت شکنجه شده بودند. در همین موقع مردی که صاحب کمپ بود، وارد اتاق شده و به 3 مرد که همراهش بودند، دستور داد تا مرا کتک بزنند آنها نیز مرا با کابل و لوله و به همراه دیگر زندانیان کتک زدند و مردان شرور هر شب 3 تا 5 نفر را به این خانه منتقل و شکنجه میدادند. وی ادامه داد: بعد از 29 روز اسارت مردان تبهکار آنقدر مرا کتک زدند که یکی از چشمانم صدمه دید و در پی این حادثه آنها که ترسیده بودند، به بهانه این که قصد دارند مرا به مرکز درمانی ببرند از خانه خارج و در حالی که نیمهجان بودم در یکی از محلههای شهر از خودرو بیرون انداختند و متواری شدند. برادرم که در حال عبور از خیابان بود مرا به طور اتفاقی دید و نجاتم داد.
نجات گروگانها در خانه وحشت
با ثبت اظهارات این مرد نجات یافته، بازپرس طوفانی در شعبه 12 دادسرای ناحیه 2 تهران دستور ویژهای را صادر کرد و ماموران کلانتری 134 شهرک قدس به سرپرستی سرهنگ بیرانوند جانشین کلانتری بعدازظهر روز گذشته برای نجات جان دیگر گروگانها و دستگیری اعضای این باند تبهکاری به محل حادثه اعزام شدند. پس از محاصره محل ماموران وارد یک خانه 2 طبقه شدند و صاحب کمپ و 10 مرد را که در نگهداری، شکنجه و آزار و اذیت گروگانها نقش داشتند، دستگیر و 46 نفر را که در اتاق دیگری زندانی بودند، نجات دادند.
بنابر این گزارش، متهمان و افراد زندانی برای ادامه تحقیقات به کلانتری 134 شهرک قدس منتقل شدند تا با تحقیق در خصوص این باند و باند دیگری که با جرم مشابه چند روز پیش متلاشی شده بود مشخص شود آیا ارتباطی بین آنها وجود دارد یا خیر؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: