گفت‌وگو با پری صابری ، کارگردان نمایش رستم و اسفندیار

می‌خواهم به اپرای ملی برسم

تلفیق نمایش، موسیقی و ادبیات کهن پارسی در چند سال گذشته، شکل‌دهنده بیشتر آثار پری صابری بوده است. این کارگردان پیشکسوت در همین راستا، این بار نمایش «رستم و اسفندیار» را در سالن اصلی تئاترشهر به صحنه آورده است.
کد خبر: ۳۶۸۰۹۰

این که ادبیات پارسی بویژه منظومه‌هایی چون شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی و آثار مشابه تا چه اندازه قابلیت دراماتیک داشته و می‌توانند دستمایه هنرمندان تئاتر کشور قرار بگیرند، موضوع اصلی گفت‌وگوی ما با پری صابری است.

چه دلیلی شما را این قدر شیفته ادبیات کهن و بویژه شاهنامه ساخته که بیشتر نمایش‌هایتان را بر اساس داستان‌های آنها روی صحنه می‌برید؟

ادبیات کهن ایران یک سرمایه ملی است و می‌تواند خوراک ده‌ها و صدها کار نمایشی برجسته باشد. پدید آورندگان این آثار تمام خصوصیات ایرانی را از ازل تا ابد بیان کرده‌اند و گنجی ماندگار را برای ما به یادگار گذاشته‌اند. حال ما باید برای ترویج این گنجینه، آن آثار را در قالب‌های گوناگون هنری به مردم عرضه کنیم.

آیا تاکنون با بازخورد مشخصی در میان مردم از تاثیر‌گذاری حرکت‌تان در زنده کردن خصوصیات ایرانی این آثار مواجه شده‌اید؟

بله دیده‌ام. استقبال مردم از این کارهای نمایشی بازگوکننده این واقعیت است. آثار بزرگانی چون فردوسی، مولوی، حافظ و... در کتابخانه‌های تمام مردم ایران وجود دارد، اما آیا تاکنون مفاهیم و اندیشه‌های آنان برای مردم درست بیان شده است؟ من این اجراها را به تماشای عموم می‌گذارم تا مردم بتوانند تماس تنگاتنگی با آنها داشته باشند. من با کاری که انجام می‌دهم، می‌خواهم این فرهنگ اصیل را در بین مردم زنده کنم و امیدوارم که زنجیر ارتباطی ما با گذشتگانمان پاره نشود.

بعضی به کار شما اشکال می‌گیرند که آثارتان تئاتر نیست و تنها تلفیقی از موسیقی و حرکات موزون است. شما چه جوابی در برابر چنین نقدی دارید؟

تئاتر تعریف‌های متعددی دارد. کاری فقط گفتار است، در اثری موسیقی پررنگ‌تر است و نمایشی هم تلفیقی از موسیقی و بیان بدن و... است. اینها همگی انواع و اقسام تئاتر است. ما نمی‌توانیم فقط با یک عینک به این پدیده هنری نگاه کنیم. تئاتری که در آن از موسیقی، حرکت و گفتار استفاده می‌شود روز به روز در حال پیشرفت است. تنها رادیوست که می‌تواند از عهده تئاتر محدود به گفتار بر آید. ما باید تمام امکانات را به کار بگیریم. مگر تئاتر چیست جز نمایش افکار؟ ما می‌توانیم این هدف را با استفاده از ابزارهای قوی‌تر انجام دهیم. من به این سبک از تئاتر علاقه‌مند هستم. ما نسخه‌های زیادی از شاهنامه داریم که میلیون‌ها تومان برای آن هزینه شده است تا با تذهیب و رنگ زیباتر شود. چرا برای زیبا شدن این اثر چنین هزینه‌هایی می‌کنند؟ زیرا ما با تلفیق عناصر مختلف می‌توانیم به قدرت بیشتری دست یابیم. من می‌خواهم از این طریق به یک اپرای ملی برسم.

منظورتان از اپرای ملی چیست؟

ما از سال‌ها قبل تعزیه داشتیم. تعزیه یک اپرای مذهبی است که در آن تمام عوامل مثل موسیقی، حرکت، حتی آوردن اسب روی صحنه و... به کار گرفته می‌شود. این گونه است که بیان مصیبت عاشورا در تعزیه قدرت بیشتری می‌گیرد. مسلما تاثیر‌گذاری این تعزیه در مخاطب بسیار بیشتر از زمانی است که تنها از کلام بهره می‌گیریم. ما در تئاتر ایران دو پدربزرگ با نام‌های تعزیه و روحوضی داریم که متاسفانه آنها را چندان جدی نمی‌گیریم. تعزیه مربوط به غمنامه‌های مذهبی است و روحوضی پایه کمدی است. من می‌خواهم نوع سومی نیز با نام اپرای ملی در کنار این دو رویداد قرار دهم که محورش متون ایرانی باشد.

اما هنرمندان دیگری هم به دنبال آن هستند تا اپرای ملی را با چنین سبک و سیاقی ایجاد کنند؟

زمانی که من فعالیتم را روی بزرگانی چون مولوی، فردوسی و... شروع کردم، کسی چنین کاری نمی‌کرد، اما امروز می‌بینم که خیلی‌ها دارند دنبال این هدف را می‌گیرند. حتی عده‌ای از ایرادگیران به آثار من امروز دنباله‌روی این سبک شده‌اند. این موج راه افتاده است و امیدوارم که به تئاتر پرافتخاری برای کشورمان برسد.

به نظرتان تا چه اندازه در به رسمیت دادن مقدمات این اپرای ملی پیش رفته‌اید و اثرتان مورد پذیرش مردم و مسوولان قرار گرفته است؟

استقبال مردم ضامن ماندگاری چنین تلاشی است و امیدوارم مورد پذیرش همکاران و مسوولان فرهنگی کشور نیز قرار بگیرد و حمایت بشود؛ نه‌تنها در گفتار بلکه در عمل.

ما تئاترهایی را می‌بینیم که تلاش می‌کنند مفاهیم مدرن را با موسیقی و حرکات موزون و... نشان دهند و کسی از آنها انتقاد نمی‌کند، حتی اگر تازه کار باشند. پس چرا به کار شما اینقدر نقد وارد می‌شود؟

شاید به دلیل گستردگی تماشاگرانی است که آثار من را دنبال می‌کنند. جوانان باید پله‌پله بروند تا به قوام کامل در اثر خود برسند.

اثر آنان برای عده‌ای محدود اجرا می‌شود. به همین جهت در تیررس انتقاد قرار نمی‌گیرند، اما من وقتی که تئاتر شمس پرنده را با 50 هزار نفر تماشاگر در تالار وحدت برگزار می‌کنم بسیار مورد انتقاد صاحب نظران قرار می‌گیرم. من می‌خواهم عینک تک نگاهی را از تئاتر بردارم. موسیقی یکی از رکن‌های اساسی تئاتر بوده که به مرور کمرنگ شد و اکنون دوباره زنده می‌شود.

تئاتر بیان مقصود است. من تمام افکار فردوسی را مصور می‌کنم. آیا تئاتر فقط دیالوگ است؟ هنر تئاتر بی‌نهایت گسترده است و می‌تواند آمیزه هنرهای متنوع چون موسیقی، نقاشی و... نیز باشد.

در این راه با چه مشکلاتی برخورد کرد‌ه‌اید؟

به کارگیری این نوع سبک بسیار دشوار است. دوست دارم ارکستری قوی همتراز اپراهای جهان به کار گیرم تا زیر نظر رهبر ارکستر نمایش را بسازیم که هنوز این امکان فراهم نشده است. نباید برای هم نسخه بپیچیم. برای هنر نسخه وجود ندارد. مگر وقتی ما به دکتر می‌رویم او به طور یکسان به همه قرص آسپرین می‌دهد؟ می‌توانیم با توجه به وسعت زیاد تئاتر برای بیان یک موضوع، عوامل متفاوتی را به کار بگیریم. با توجه به امکانات قرن 21 که پیشرفت‌های بی‌نهایتی را در اختیار همگان گذاشته است، باید راه خودمان را با ایمان برویم تا بتوانیم با قنات‌های زیرزمینی ثروت ایرانی ارتباط برقرار کنیم.

گاهی می‌بینیم که همایش‌های مختلف با هزینه‌های زیاد برگزار می‌شود تا به اساتید آموزش داده شود که با مطالعات میان رشته‌ای تدریس کنند، اما شما در اثرتان بدون هیاهو و بدون هزینه‌های زیاد این تلفیق را ایجاد کرده‌اید و اثر شما می‌تواند تلنگری باشد به این دسته از برنامه‌‌ها.

این سبک و سیاقی است که من به آن رسیده‌ام. من در سال‌های پیش از انقلاب روی آثار نویسندگانی چون شکسپیر، چخوف و... کار می‌کردم و از این بزرگان تجربه‌های زیادی به دست آوردم و آنها را هیچگاه کوچک نمی‌شمارم، اما اعتراف می‌کنم به فرهنگ و زبان خودم بی‌اعتنا بودم، در واقع بعد از مدتی به شاهکارهای زبان پارسی بازگشتم. در کلاس‌های دانشگاه اگر شاهنامه فردوسی می‌خوانند و آن را بررسی و تحلیل می‌کنند و.... بسیار نیکوست، اما اگر بخواهیم این مطالب را در اختیار عموم مردم قرار بدهیم ، باید شیرینی تصاویر و موسیقی و بیان را به کار بگیریم. من از نسخه پیچیدن برای دیگران دوری می‌جویم. امیدوارم این گنجینه ثروت ملی ما برای همه کارآمد شود و ما به خودآگاهی خودمان برسیم.

چه آموزه‌های اخلاقی انسانی در داستان‌هایی چون رستم و اسفندیار نظرتان را بیشتر جلب کرده است؟

در این نمایش مفاهیم مرگ و زندگی، مهر و ظلم، عشق و نفرت، جبر و تقدیر و... نشان داده می‌شود؛ خصلت‌هایی که در نهاد همگان وجود دارد و می‌تواند انسان را به عارف یا جلاد تبدیل کند.

فردوسی با اثر خود به ما آموزش می‌دهد که چگونه عشق بورزیم و مهر را در جهان بگستریم. امیدوارم که چنین آثاری به دیگر کشورها نیز راه پیدا کند و به فرهنگ و تمدن ایران توجه بیشتری بشود. چون ما انسان‌ها برادر و برابریم. جمله کلیدی سعدی راهبر حرکت و تفکر من است که بنی‌آدم اعضای یک پیکرند. من به سمت و سوی این تفکر حرکت می‌کنم.

به نظرتان دیدن نمایش رستم و اسفندیار چه ارمغانی می‌تواند برای مخاطب امروز در جهان داشته باشد؟

سرشار از اخلاق، محبت، دوری از ستم، یگانگی و ایزدپرستی است.

حورا نژاد صداقت 
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها