در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این که چرا تولیدکنندگان کارهای طنز تلویزیون فقط به سراغ کارهای نمایشی میروند، بحث مفصلی است که پرداختن به آن در این مطلب کوتاه نمیگنجد؛ اما یادآوری این نکته ضروری است که در سالهای پیش برنامههای جنگگونهای داشتیم که از بخشهای متنوع طنز تشکیل شده بودند؛ برنامههایی مثل ساعت خوش، جدی نگیرید، ببخشید شما، هفتاد و هفت و... که در دهه 70 روی آنتن رفتند، تجربههای موفقی بودند که دیگر در سالهای بعد تکرار نشدند. احتمالا یکی از دلایل تمایل تهیهکنندهها به ساختن سریالهای کمدی این است که در یک سریال میتوان با داشتن یک داستان و یک گروه ثابت، زمان بیشتری از آنتن را پر کرد؛ اما برای ساختن یک برنامه جنگگونه باید آیتمهای مختلفی را طراحی کرد که اجرای هر کدامشان مستلزم صرف وقت و هزینهای بیشتر است.
در این شرایط، برنامهسازان رادیویی با تولید کارهای غیرنمایشی طنز، این خلأ را پر کردهاند. در طنزهای رادیویی ترکیبی از نمایش، مسابقه، ترانه، تحلیل خبر و... شنیده میشود و مجموعه اینها میتواند لحظات مفرح و شادی را برای یک شنونده رادیویی ایجاد کند.
طنزهای رادیویی را میتوان از جهاتی شبیه طنزهای مکتوب دانست. متن اغلب این برنامهها قابلیت انتشار در مطبوعات را هم دارند، بخصوص بخشهایی که از روی متن خوانده میشوند و در آنها از بداههپردازی خبری نیست؛ اما تفاوت اصلی این دو به این نکته برمیگردد که طنزهای رادیویی باید توسط یک یا چند هنرمند اجرا شوند. بنابراین بخشی از جذابیت این برنامهها به نحوه اجرایشان برمیگردد. اینجاست که لهجه و گویش صداپیشگان رادیویی و نحوه صحبت کردنشان به کمک جذابتر کردن متن میآید. در این رابطه میتوان به هنرنمایی زندهیاد منوچهر نوذری اشاره کرد که با اجرای تیپهای مختلف اجتماعی، خنده را بر لبان شنوندگان رادیویی مینشاند.
آقای ملون و دست و دلباز، از جمله تیپهایی بودند که توسط این هنرمند خلق و اجرا شدند. خلاقیت نوذری و حاضرجوابیاش موجب شد که ملون و دست و دلباز به تیپهای ماندگار و خاطرهانگیز رادیویی بدل شوند.
در بررسی دلایل جذابیت این تیپهای رادیویی بویژه در برنامه جمعه ایرانی و پیش از آن صبح جمعه با شما باید به این نکته اشاره کرد که اینها مابهازاهای واقعی داشتند و شبیه آدمهایی بودند که دور و برمان آنها را میدیدیم.
شخصیت آمیز عبدالطمع که رضا عبدی نقش آن را اجرا میکند، مختصات اخلاقی آدمی بدجنس، پول دوست، زرنگ و منفعتطلب را داراست. او این ویژگیها را در تمام نمایشهایش حفظ میکند. این شخصیتها آنقدر برای مردم آشنا و ملموساند که در هر نمایش، داستان براساس ویژگیهای شخصیتی آنها نوشته میشود؛ یعنی نویسنده نیازی به معرفی این آدمها ندارد و یک راست سر قصه اصلیاش میرود؛ چراکه شنونده مشخصات رفتاری این آدم را میشناسد و نیازی به شنیدن دوباره آن ندارد.
همچنین صدای گرم هنرمندان معروف به این تیپها هویت دادهاند و مردم با شنیدن هر صدایی، نام و مشخصات آن را به یاد میآورند.
وظیفه طنز اصیل و هنرمندانه، طرح شوخطبعانه مسائل و مشکلات مردم است؛ به گونهای که بیان آن هم موجب شادی و نشاط مخاطب شود و هم ذهن او را به تفکر وادارد. با این تعریف هر اثر کمیک در اثر مواجهه خالق آن اثر با یک نقطه ضعف تولید میشود. با دقت در تیپهای برنامههای طنز رادیو میتوانیم به این نتیجه برسیم که در هر کدام از آنها، یک نقطه ضعف پررنگتر است.
خساست (آقای دست و دلباز) بلاهت و کندذهنی (شوتزاده) دورویی (آقای ملون) منفعتطلبی (آمیز عبدالطمع) جزو بارزترین ویژگیهای آدمهای نمایشهای رادیویی هستند. نویسندگان این نمایشها با تمرکز بر شخصیتهای اصلیشان میتوانند بخشی از مشکلات اجتماعی را هم بیان کنند.بررسی تطبیقی طنزهای رادیویی در 2 دهه گذشته نشان میدهد که طنزنویسان رادیویی بتدریج جسارت بیشتری در بیان مشکلات اصلی مردم پیدا کردهاند. در سالهای دور، طنزهای رادیویی حول محورهای بیخطری چون اختلاف عروس و مادرشوهر، اجارهنشینی، چاله چولههای خیابان و... میچرخید؛ اما بتدریج حوزه افراد و موضوعاتی که میشد با آنها شوخی کرد، گستردهتر شد.طنزنویسان دریافتند که میشود به سراغ مقامات مملکتی همچون وزرا و نمایندگان مجلس رفت و برخی از گفتههای آنها را زیر تیغ طنز برد. این گونه بود که طنزهای رادیویی رفتهرفته جذابتر و واقعیتر و بهروزتر شدند، درواقع شنوندگان احساس کردند بخشی از دغدغهها و درددلهایشان در این برنامهها انعکاس مییابد.چند هفته پیش، برنامه جمعه ایرانی، نمایشی را پخش کرد که در آن یکی از شخصیتها، اسم بچهاش را قیمت گذاشته بود؛ به این امید که بچهاش در تمام عمر روند روبه رشدی داشته باشد و ترقی کند!
هر چقدر که برنامهسازان رادیویی جسارت بیشتری به خرج بدهند و حرفهایشان را بیتعارفتر بیان کند، توفیق بیشتری در جذب مخاطب خواهند داشت.طنزهای رادیویی ساختار سادهای دارند و راحتتر میتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. اینگونه طنزها بیشتر متکی بر شوخیهای کلامی هستند و اجرای پیچیدهای ندارند. البته برخی از فیلمنامهنویسان کمدی تلویزیون در متنهایشان به این نکته توجه نمیکنند. آنها بدون توجه به مقتضیات رسانه تلویزیون از شوخیهایی بهره میگیرند که بیشتر شنیداریاند تا دیداری؛ یعنی شوخیهایی که نیازی به تصویر ندارند و با شنیده شدن هم قابل درک هستند.
در حال حاضر بسیاری از برنامههای جدی رادیویی در لابهلای برنامههایشان با یک طنزپرداز تماس میگیرند و از او میخواهند نگاهی طنزآمیز به اخبار و گزارشهای روز داشته باشد. اینگونه آیتمها که طرفداران بسیاری دارند، موجب میشوند کفه برنامههای طنز رادیو نسبت به تلویزیون سنگینتر شود. بنابراین در بررسی آثار طنز رادیویی باید بجز برنامههای نمایشی، کارهای گفتگومحور را هم مورد توجه قرار داد.
این در حالی است که کارهای آیتمی طنز تلویزیون به پخش تکههایی از فیلمهای خارجی مثل چارلی چاپلین و مستربین محدود میشود؛ آن هم فقط در اعیاد و نه در روزهای عادی سال.
در شرایطی که بازار سریالهای کمدی تلویزیونی به لحاظ کمی و کیفی چندان رونقی ندارد، طنزهای رادیویی در وضعیت بهتری نسبت به کارهای تلویزیونی قرار دارند.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: