اما تمرکز بر این موضوع زمانی افزایش یافت که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی این شعار را به مسالهای استراتژیک تبدیل و تاکید کرد، این موضوع یکی از پیششرطهای مذاکره با طرف فلسطینی و یکی از شروط پذیرش توقف دو ماهه شهرکسازی است.
واقعیت امر این است که «یهودیت »دولت یا «دولت یهود» موضوعی نیست که بتازگی توسط رژیم صهیونیستی مطرح شده باشد، بلکه از زمان تاسیس این رژیم بر زبان بنیانگذاران و رهبران آن جاری میشده است، بنابراین طرح دوباره این موضوع فی حد ذاته مساله جدیدی نیست که بخواهد کسی را غافلگیر کند، اما آنچه جدید مینماید، مرتبط ساختن این شعار با مسائل اجرایی است، از جمله این که هرکس خواستار دریافت شناسنامه اسرائیلی باشد، باید سوگند وفاداری به یهودیت رژیم صهیونیستی ادا کند.
همچنین این موضوع از این جهت مهم مینماید که توسط کابینهای در رژیم صهیونیستی ارائه شده که ریاست آن را بنیامین نتانیاهو و حزب راستگرای لیکود بر عهده دارد و جدای از آن رابطهای تنگاتنگ با آویگدور لیبرمن وزیر خارجه این رژیم و حزب اسرائیل بیتنا (اسرائیل خانه ماست) دارد و همان خطمشی سیاسی را در پیش گرفته است که مهمترین وجه مشخصه آن تبعیض نژادی علیه فلسطینیهایی است که صاحبان و مالکان اصلی این مرز و بوم به شمار میآیند. مطابق با این قانون، آنها باید به قانونی سوگند یاد کنند که به موجب آن کاملا از بستگان و آشنایان خود در مناطق دیگر سرزمینهای اشغالی جدا شوند و حق بازگشت را برای پناهندگان فلسطینی نفی میکند و آنها را در معرض یک ترانسفر یا مهاجرت و آوارگی جدید قرار میدهد. این درحالی است که برآورد شده جمعیت این فلسطینیها (فلسطینیهای ساکن اراضی 1948 که به اعراب اسرائیل هم معروف هستند) قریب به یک و نیم میلیون نفر میشود.
ماهیت رژیم صهیونیستی
همانگونه که گفته شد، قانون یهودیت دولت، قانون جدیدی نیست که بتازگی ارائه شده باشد و طرح آن بخواهد کسی را غافلگیر کند، بلکه از همان اولین روزهای شکلگیری رژیم صهیونیستی زمزمههای تصویب این قانون به گوش میرسید، مثلا آوریل 1952 کنست یا پارلمان رژیم صهیونیستی قانون بازگشت برای یهود و قانون شناسنامه اسرائیلی را تصویب کرد و دیوید بن گورین نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی در این باره گفت: قانون شناسنامه تکمیلکننده قانون بازگشت یهود است و این دو قانون تاکید میکنند، اسرائیل تنها به این جهت که اکثر ساکنان آن را یهودیان تشکیل میدهند، یک کشور یهودی نیست، بلکه به این دلیل که اسرائیل کشور تمام یهودیان جهان است، کشوری یهودی تلقی میشود و این حق موروثی تمام یهودیان جهان است. اسرائیل حق بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطینی را تصویب یا اعلام نکرده است، زیرا این حق پیش از تاسیس اسرائیل برای یهود وجود داشته است.این شرح و تفسیر بویژه از سوی بن گورین هیچ گونه شک و تردیدی در زمینه فهم و دریافت ماهیت واقعی جنبش صهیونیسم و رژیمی که تاسیس نموده ایجاد نمیکند، یعنی تاسیس رژیمی به بهای بیرون راندن و آواره کردن ملتی دیگر. در این شکی نیست که این رژیم از همان روز اول رژیمی یهودی بود و از همین جاست که ماهیت و ساختار نژادپرستانه آن برملا و آشکار میگردد، بویژه در برابر هر آن کسی که در فلسطین غیریهودی باشد، چه مسلمان چه مسیحی فرقی نمیکند، هرچه هست این که هر که غیریهودی است، باید این سرزمین را ترک کند، به همین منظور ملاحظه میکنیم از همان ابتدا قانون بازگشت یهود و قانون شناسنامه اسرائیلی مشکلاتی برای این رژیم بوجود آورد و منجر به بروز دو پدیده در آن گردید:
اول: احزاب بعدی تشکیلدهنده جنبش صهیونیسم و رژیم صهیونیستی با این که مدعی بودند، احزابی چپگرا و لائیک هستند و تلاش دارند، ویژگی دمکرات و آزاد بودن را وجه مشخصه این رژیم سازند، در عمل آزادی و دمکراسی را صرفا شامل کسانی کردند که یهودی بودند و غیریهودیان از این امتیازات بیبهره شدند و بدترین قوانین نژادپرستانه در همین دوره علیه فلسطینیها تصویب شد.
دوم: نزاع داخلی سیاسی در رژیم صهیونیستی بویژه پس از جنگ اکتبر 1973 این خطمشی را در میان صهیونیستها به وجود آورد که رهاورد آن حمایت و پشتیبانی بیش از پیش از احزاب راست صهیونیستی بود. به همین دلیل از سال 1977 که لیکود برای اولین بار در انتخابات کنست پیروز شد و مناخیم بگین به سمت نخستوزیری رژیم صهیونیستی رسید، این خطمشی هر سال بیش از پیش به زیان حزب عمل (کار) که نماینده جناح چپ لائیک بود، تشدید و موجب استیلای جریان راست و مذهبی تندرو بر کنست شد که آخرین نمود آن پیروزی نتانیاهو در انتخابات اخیر و ائتلاف وی با حزب نژادپرست اسرائیل بیتنا به رهبری لیبرمن است. این بنیادگرایی و نژادپرستی احزاب صهیونیستی به حدی رسید که برخی از صهیونیستها را واداشت، عنوان کنند، مرحله صهیونیسم به پایان رسیده و اکنون وارد مرحله پست صهیونیسم شدهایم.در این شرایط که اندیشههای راست و مذهبی تندرو یهودی بر رژیم صهیونیستی سایه افکنده است، برنامههای پست صهیونیسم ارائه میگردد. این برنامهها هر روز بیش از پیش با هدف قرار دادن ایدهها و اندیشههایی چون یهودیت دولت به سوی نژادپرستی و تبعیض نژادی بیشتر سوق پیدا میکنند تا به مقابله با خطری بروند که صهیونیستها آن را «خطر جمعیتی» فلسطینی مینامند. هدف اصلی آنها فراهم کردن زمینه مهاجرت و بیرون راندن صاحبان اصلی این سرزمین است.
به دنبال یک هدف
واقعیت امر این است که رژیم صهیونیستی برای تحقق این اهداف تلاش خود را از کنفرانس هرتزلیا که سال 2000 برگزار گردید، آغاز کرده بود و از تمام نخبگان صهیونیست از راست و چپ و نظامی و غیرنظامی دعوت کرد تا در آن حضور یابند و استراتژیهای فراهم ساختن زمینههای یهودیت دولت و تقویت آن را وضع و تدوین کنند.
در آن کنفرانس خطرات اساسی و مهمی که رژیم صهیونیستی را تهدید میکند، ارائه و سپس بررسی شدند و در راس این خطرات خطر جمعیتی فلسطینیها عنوان گردید. بر همین اساس نتیجه گرفته شد، تنها راه مقابله با این خطر کوچ دادن فلسطینیها به بیرون از سرزمینهای اشغالی است. حتی برخی از رهبران صهیونیست پیشنهاد کردند، بهترین راه برای واداشتن فلسطینیها به مهاجرت داوطلبانه، وضع قوانینی است که شرایط زندگی را برای آنها در سرزمینهای اشغالی سخت و طاقتفرسا کند.
پس از کنفرانس هرتزلیا عملیات تصویب قوانین نژادپرستانه در کنست آغاز شد، مثلا در این راستا قانونی وضع شد که به موجب آن فلسطینیهای ساکن اراضی 48 که دارای شناسنامه اسرائیلی باشند، نمیتوانند همسرانی فلسطینی از ساکنان نوار غزه یا کرانه باختری داشته باشند و در چنین مواردی فرد یا باید از همسر خود جدا شود یا اراضی 48 را ترک کند و شناسنامه اسرائیلی از وی مسترد گردد، همچنین بر رفت و آمدها و سفرهای خارجی رهبران فلسطینی قید و بندهایی وضع و هر روز بر حوزه این قید و بندها افزوده میشود، به نحوی که برخی از تعدیلات و اصلاحات صورت گرفته در این زمینه عنوان میکنند، هر رهبر فلسطینی که از یک کشور عربی دیدن کند جاسوس و خائن تلقی میشود و بر این اساس باید مجازات گردد، حتی اگر در این زمینه مدارک و شواهدی قابل اثبات وجود نداشته باشد. حال به قانون جدید یهودیت دولت میرسیم که بر اساس آن هر کس قوانین رژیم صهیونیستی را نپذیرد نمیتواند در آن زندگی کند. آیا نباید تصویب چنین قانونی را جنگ جدیدی علیه فلسطینیها برشمرد؟ جنگی خطرناک که خطر آن کمتر از مقابله و رویارویی با بزرگترین ارتشهای جهان نیست؟
الشرق الاوسط مترجم : قبس زعفرانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم