نگاه علمی مدیران همراه با شناخت و کار برنامهریزیشده میتواند جایگاه از دسترفته ایران را در حوزه گردشگری احیا کند، مشروط بر آن که این نگاه همهجانبه و با استفاده درست از پتانسیلهای بومی و محلی که ریشه در فرهنگ غنی ایران دارد، صورت گیرد.
در حال حاضر بسیاری از این پتانسیلها فراموش شده یا رمقهای آخر خود را دارد، به طور مثال جشنهای ملی که سرشار از جاذبه و هیجان برای هر گردشگر ایرانی و خارجی است، چندان نقشی در این حوزه ندارند. در فصل پاییز، جشن مهرگان بیرونقتر از همیشه و به صورت محدود برپا شد. در آبان نیز جشن آبانگان در خاموشی به سر میبرد و...
سوای این بخش که جنبه ملی دارد، خردهفرهنگها نیز بیشمار از این جاذبهها را در خود نهفته دارند. رقص محلی که حالتی وحدتگرایانه دارد که میتوان به نمونههای کردی، لری و آذری آن اشاره داشت. آیینهای خاص در روستاها که به گاه کاشت و برداشت و بسیاری دیگر که از شمار خارجند.
البته این تنها بخش بسیار کوچکی از انبوه جاذبههای ایران است. چه کسی از قدمت و فرهنگ طلایی ایران که بخشی از آن در معماری و ابنیه نهفته است، بیخبر باشد. کدامین انسان مسحور اعجاز طبیعت و رنگهای آن در تمام فصول نمیشود.
بدرستی نمیتوان ارزیابی کاملی از این همه زیبایی ارائه داد؛ اما در یک کار کلان و ملی میتوان گروههای هدف گردشگری، در هر حوزه را مورد شناسایی قرار داد. گام نخست در این راه، تشکیل بانک اطلاعاتی گردشگران است. این کار نتیجه پژوهشی خواهد بود که معطوف بر ارزیابی از علاقهمندیهای گردشگران است.
جاذبههای فرهنگی، طبیعی، زیارتی، تاریخی، ورزشی و... هر کدام علاقهمندان خاص و ویژه خود را دارد. در کنار این توجه به فصول نیز یکی از فاکتورهای اساسی است. باید دوباره به یاد داشت گردشگری یک صنعت است. صنعت هم ملزومات خاص خود را دارد. بیمبالاتی نسبت به این صنعت و ضعف در هر جزء از این چرخه، دلیل منطقی خواهد بود. برای عدم جذب گردشگر خارجی و فراتر از آن، عدم اقبال ایرانیان برای گشت و گذار در میهن خود و در نهایت آنها نیز به دیگر نقاط دنیا که از دست قضا شرایط بهتر و جذابتری را برای مهمان خود مهیا کردهاند، رهسپار خواهند شد.
زمان عنصر مهمی است. این عنصر از 2 جنبه اهمیت دارد؛ نخست برای مدیران و سیاستگذاران که در این امر با حساسیت، وقتشناسی و بدون اتلاف وقت کار کنند و دیگر برای خود گردشگران. هرگونه تاخیر و اهمال در نهایت
به ضرر همگان تمام خواهد شد؛ کاهش درآمد سرانه، از دست رفتن موقعیتهای شغلی و بسیاری از پیامدهای دیگر. حوزه گردشگری، عرصه دانش و تدبیر است، نه هیجان و احساس یا حتی سیاست.
فاطمه حامدیخواه / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم