در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مربی درمورد مهمترین اتفاق زندگیش میگوید: من همیشه در سفر بین شهرها یا کشورهای مختلف هستم و برای همین خیلی کم در کنار همسر و خانوادهام میمانم. وقتی که در کنار آنها هستم سعی میکنم تا خوشحال باشند، یک بار، حدود 3 سال پیش میخواستم برای همسرم سنگ تمام بگذارم و آشپزی کنم. همسرم را به بیرون خانه فرستادم و گفتم من آشپزی میکنم. شروع به آشپزی کردم شعله گاز را زیاد کرده بودم تا غذا خیلی زود حاضر شود. اما نمیدانم چرا یک دفعه اجاق گاز آتش گرفت و به تمام آشپزخانه سرایت کرد. وحشت زده شده بودم و نمیدانستم چه کار کنم فقظ تلفن کردم به آتش نشانی که آنها هم خیلی زود رسیدند. باور کنید برای دقایقی بدنم از شدت ترس و وحشت یخ کرده بود و داشتم میلرزیدم تا اینکه آتش خاموش شد و خوشبختانه به خانه سرایت نکرد و تنها آشپزخانه طعمه حریق شد. وقتی همسرم به خانه آمد باور نمیکرد چنین اتفاق وحشتناکی افتاده باشد و شروع کرد به گریه کردن. تصمیم گرفتم کاری را که بلد نیستم هیچوقت انجام ندهم. خوشبختانه خانه بیمه بود و همه خسارت را بیمه داد. حالا 3 سالی از آن ماجرا میگذرد و همسرم دیگر نمیگذارد نزدیک آشپزخانه بروم و حتی غذا را در بیرون از آشپزخانه میخوریم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: