در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروز تصویرباغهای شمیران فقط خاطرهای دلچسب در کتابها و ذهن بعضی قدیمیهاست همان طور که از لذت نشستن کنار رودخانه فرحزاد و دربند و چشمه علی و راه رفتن در ده سرسبز ونک امروزفقط خاطرهای مانده است؛ همان طور که شاید ازرود دره اوین نیز تا چند سال دیگرجز خاطرهای خوش چیزی نماند.
موضوع مرگ و زندگی است؛ موضوع نیاز چند میلیون تهرانی به اکسیژن، فضای سبز و مکانی برای آرامش اعصاب، ولی انگار آب و هوای مفتون کننده رود درههای تهران هنوز هم حس فتح ریههای تنفسی پایتخت را لذتبخش میکند همان طور که متولیان ساخت 1500 واحد مسکونی در دره اوین را به تکاپو انداخته است.
اگر ساخت و سازها در این دره شروع شود ابتدا حیات نزدیک به 2 هزار و 800 درخت آن به خطر میافتد و پس از آن حیات رودخانه جاری در آن و سپس حیات مردمی که ساخت و سازها هر روز حلقه محاصره را بر آنها تنگتر میکنند.
شورای شهریها میگویند گردانندگان تعاونی مسکنی که به دره اوین آمده مجوز کار ندارند اما شهرداری میگوید کارشان با مجوزاست و نمیشود جلویشان را گرفت ولی ما میگوییم حتی داشتن مجوز هم توجیه خوبی برای از بین بردن عرصههای طبیعی نیست چون اگر این آخرین سنگرهای طبیعی شهر نیز از بین بروند دیگر شهرنشینان به انسانهایی اسیر در پشت دیوارهای خاکستری شهر میمانند.
تهران دیگر زمین خالی برای ساخت و ساز ندارد، این را همه میدانیم،رفتن به حاشیههای شهرنیز جز آسیب و مشکل چیز دیگری ندارد، این را نیز همه میدانیم اما اگر قرار باشد برای کسب سود یا تصاحب مناطق دست نخورده به بهانه استفاده از آب و هوایی خوش راه تنفس شهر را ببندیم آنوقت عاقبت مردمی که بیشتر سال جز دود چیز دیگری به ریه هایشان نمیکشند چه خواهد شد؟
مریم خباز
گروه جا معه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: