سعی کنید طوری درس بخوانید که با مدرک عالی و سواد مناسب از دبیرستان و بعد از دانشگاه فارغالتحصیل شوید.
او ادامه داد: حتی اگر سوپرمارکت هم باز کنید یا قصاب هم بشوید، یک فروشنده یا قصاب دانشگاهرفته و باسواد از یک قصاب و فروشنده دارای تحصیلات کم خیلی بهتر است.
حرف این دبیر محترم با گذشت سالها هنوز در گوش من است و حالا بهتر درک میکنم که او چه میگفت و چه منظوری داشت. منظور این دبیر محترم تاثیرگذاری درس و علم و تحصیل آن در مدارج دانشگاهی بر فهم و آگاهی مردم و فارغالتحصیلان و در نتیجه افزایش سطح سواد در جامعه و افزایش سطح فرهنگ عمومی و بسیاری فواید دیگر است که نصیب یک فرد تحصیلکرده و یک جامعه تحصیلکرده میشود.
شاید معنی دیگر آن سخن نیز این باشد که لزوما تمام راهها به دانشگاه ختم نمیشود و اگر هم قرار بر این است که تمام فارغالتحصیلان آموزش و پرورش به دانشگاه بروند، نباید تنها به دنبال کسب و کاری مناسب با آن رشته و به احتمال زیاد شغلی دولتی باشند.
این سخن که اگر فروشنده هم هستید بهتر است با مدرک و سواد دانشگاهی (حال در هر رشتهای) باشد مربوط به زمانی بود که مثلا از یک کلاس 30 نفره کمتر از 10?نفر در دانشگاه دولتی قبول میشدند و تعداد کمتری هم به دانشگاه آزاد میرفتند، اما در حال حاضر طبق اظهار مسوولان آموزش عالی و سازمان سنجش و با توجه به رشد و توسعه مراکز دانشگاهی اعم از دولتی، آزاد، علمی ـ کاربردی، پیام نور و... تقریبا تمام دیپلمهها میتوانند وارد دانشگاه شوند.
این سالها نیز حتما دیده و شنیدهاید که حتی زنان خانهدار و مردان دارای شغلهای آزاد و بدون نیاز به تخصص دانشگاهی نیز تمایل شدیدی به تحصیل در دانشگاهها دارند. از این منظر باید خوشحال بود که حالا احتمالا قصاب و بقال و فروشنده و همه به دنبال مدرک دانشگاهی هستند و نام و عنوان دانشجو را یدک میکشند، اما کاش همزمان به فکر باشیم که شاید ختم کردن همه راهها به دانشگاه بخصوص برای جوانانی که تازه دیپلم میگیرند، آسیبهایی را در پی داشته باشد؛ از جمله اینکه آن وقت این جوانان دانشگاه رفته در فکر و ذهن خود و در عمل تنها به دنبال مشاغلی همرده با تحصیلات دانشگاهی باشند و آن گاه و آن هم در شرایطی که به اذعان منابع رسمی و غیررسمی بیکاری در حال افزایش است ، مشاغل کاربردی جامعه خریدار نداشته باشد.
یک آسیب دیگر این است که جوان تحصیلکرده و مدرک گرفته، اما بدون تخصص که شاید به دلیل تحصیل دانشگاهی دیگر رغبتی و وقتی نیز برای یافتن و آموزش یک کار کاربردی و تخصصی ندارد دچار تناقض و احتمالا مشکلات روحی به دلیل نیافتن شغل میشود. به هرحال ورود نزدیک به صددرصدی فارغالتحصیلان آموزش و پرورش و حتی دیگر قشرها به انواع و اقسام دانشگاههای موجود گرچه مفید است، اما باید مراقب آسیبهای آن ازجمله افزایش سطح توقع دانشگاهرفتهها و زیر بار هر کاری نرفتن بود و اصلا میتوان این گونه تبلیغ کرد که دانشگاه در واقع میتواند محلی برای افزایش سطح فهم و درک اجتماعی افراد و نه لزوما تنها محل و دروازه کاریابی در جامعه باشد. این سخن اکنون که نزدیک به تمام شرکتکنندگان در کنکورهای دانشگاهی وارد دانشگاه میشوند، بسیار ضروری به نظر میرسد؛ چرا که در سالهای پیش از این ورودی دانشگاها کمتر بود و خود به خود تعداد بیشتری از کنکوریها پس از ناکامی در ورود به دانشگاه به دنبال شغل میرفتند، اما اکنون اوضاع دیگری رقم خورده است و گویا همه پس از دبیرستان به دانشگاه میروند.
صولت فروتن
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم