یکی از نکاتی که با شنیدن نام حمید سوریان در ذهن تداعی میشود این است که قهرمانیهای کمنظیرش علاوه بر ارزش ذاتی که دارند از یک جهت دیگر قابل تاملاند و آن این کهکسب 5 مدال طلای جهان توسط یک ورزشکار در ورزش ما به نوعی سنتشکنی بوده است چراکه در سالهای اخیر دیدیم که قهرمانان ما پس از کسب یکی، دو مدال طلا خیلی زود و به دلایل مختلف از دنیای قهرمانی کنار رفتهاند، فکر میکنی چه علل و عواملی باعث این مهم شده است که بتوانی به حضورت در دنیای قهرمانی آن هم با حفظ قله رفیع قهرمانی جهان، ادامه دهی؟
پیش از ورود به بحث و پاسخ به این سوال لازم است این نکته را یادآور شوم که از این که در سالهای اخیر توانستهام از عهده وظیفه خود یعنی کسب افتخار برای کشورم و خوشحال نمودن مردم عزیز این آب و خاک بر بیایم بسیار خوشحالم و از این بابت شکرگزار بارگاه حق تعالی هستم. فکر میکنم وجود هدف مشخص و حرکت به سمت و سوی آن هدف بزرگ، اصلیترین عامل ماندگاری من در اوج دنیای قهرمانی است؛ آن هدف هم کسب مدال طلای المپیک است که بشدت جای خالی آن را در کارنامه افتخاراتم احساس میکنم. از طرف دیگر از لطف خداوند و محبت و بزرگی افرادی که افتخارات شاگردی آنها را در این سالها داشتهام، غافل نیستم. ازجمله زحمات بیشائبه کادر فنی تیم ملی و در راس آنها محمد بنا و همچنین زحمات استاد عبدالله زارع اولین مربیام که از سوی فیلا نیز در سال 2009 مورد تجلیل قرار گرفت. بنابراین از همه کسانی که برای من زحمت کشیدهاند، از صمیم قلب تشکر میکنم.
یعنی فکر میکنی نداشتن هدف مشخص، اصلیترین عامل تداوم نیافتن قهرمانی برخی کشتیگیران ما بوده است یا این که عوامل دیگری در این رابطه تاثیرگذار بودهاند؟
معتقدم این که برخی از قهرمانان ما بعد از کسب یکی، دو مدال از دنیای قهرمانی خداحافظی کردهاند این مساله نشات گرفته از نبود نگاه حرفهای در ورزش کشورمان است. وقتی به ورزشکار کمتوجهی میشود، چنین مسائلی تعجببرانگیز نیست. اگر خواستار تداوم افتخارآفرینی قهرمانانمان هستیم باید مسوولان به مسائل مختلف ورزشکاران توجه داشته باشند تا آنها نیز تمام هدف، فکر و ذکر خود را ورزش کردن و کسب افتخار برای کشور و تداوم آن بدانند. بنابراین احساسم این است که برای همه قهرمانان ما تداوم حضور در دنیای قهرمانی و در اوج ماندن امکانپذیر است، اما به دلیل مشکلاتی که در زندگی ورزشکاران وجود دارد این مسیر قطع میشود. کسی که تلاش میکند برای کشورش در میادن مختلف بینالمللی افتخارآفرین باشد چند صباحی بیشتر نمیتواند همه نگاه و توجهش به ورزش باشد، چراکه بعد از مدتی مشغله فکری معیشتی بر او غالب میشود و با چنین مشغله بزرگی که در واقع یک معضل بزرگ محسوب میشود نباید انتظار تداوم قهرمانی داشت. بدیهی است قهرمانی و تداوم آن مستلزم این است که ورزشکار شبانهروز و در طول سالیان متمادی برای رسیدن به هدفش تلاش کند. با بروز یک مشغله فکری، آرامش ذهنی و فکری ورزشکار به هم میریزد و در چنین شرایطی خود به خود مجاب میشود که از دنیای قهرمانی فاصله بگیرد تا بیش از این از زندگی شخصی خود عقب نماند.
اما طبیعی است که تو هم عضوی از خانواده ورزش هستی و این شرایط برای تو هم وجود داشته است، چطور با این شرایط کنار آمدی که از هدف اصلیات غافل نشوی؟ آیا توجه ویژهای در این رابطه وجود داشته است؟
نه، خوشبختانه هیچ توجه ویژهای وجود نداشته است. بصراحت میگویم تا امروز کوچکترین نگاه خاصی نهتنها به شخص من که به ورزشکاران اطراف من همچون امیر علیاکبری که در سطح اول ورزش دنیا قهرمان میشوند، نشده است. این در حالی است که برای آرامش فکری ورزشکار نباید چنین شرایطی وجود داشته باشد. خوشبختانه شرایط زندگی من طوری است که احتیاجی هم به توجه مسوولان ورزش ندارم. واقعیت این است که همه ورزشکاران قبل از این که وارد این عرصه شوند هدف خود را مشخص و برای رسیدن به آن تلاش میکنند.
آن هدف هم شاد کردن دل مردم و کسب افتخار برای کشور است و بقیه مسائل به نظر من مسائلی است که میتواند به انجام هر چه بهتر و بیشتر این وظیفه کمک کند، چون هدف اصلی چیزی دیگری است. البته نباید از نظر دور داشت که متاسفانه مسائل جانبی باعث شده است که ورزشکاران با لیاقت ما تا حدودی از هدف اصلی خود فاصله بگیرند که مسوولان ورزش باید با درایت خود جلوی این مساله را بگیرند.
از صحبتهایت این گونه برمیآید که به این نامهربانیها عادت کردهای و بیخیال توجه مسوولان، تنها به سمت و سوی هدفت حرکت میکنی.
صددرصد. به نامهربانی عادت کرده و با آن زندگی میکنم چون چارهای هم جز این ندارم.
طبیعی است که همه قهرمانان ما شرایط مشابهی از نظر معیشتی ندارند و دستیابی به یک هدف بزرگ وقتی ورزشکار آرامش فکری نداشته باشد به نوعی غیرممکن به نظر میرسد. مصداق این موضوع سرنوشتی بود که سامان طهماسبی، فرنگی کار 2 مداله تیم ملی در مسابقات جهانی به آن گرفتار شد و به گفته خودش و مسوولان فدراسیون، به دلیل مشکلات معیشتی ناگزیر شد با قبول تابعیت جمهوری آذربایجان برای این کشور کشتی بگیرد. به عنوان کسی که در اردوی تیم ملی در کنار این فرنگی کار بودهای چه ارزیابی از این اتفاق داری؟
در این چند وقت اخیر برخی افراد اظهارنظرهای مختلفی درباره سامان طهماسبی داشتهاند و تعابیر بسیار غیرمنصفانهای را برای این قهرمان محجوب و با اخلاق به کار بردند که به هیچ عنوان درست نبود. این درست که ورزشکار ما نباید دست از آرمانهای کشورش بردارد، اما من به عنوان کسی که ماهها در اردوی تیم ملی با طهماسبی زندگی کردهام میگویم او کسی نیست که چشم خود را بر آرمانهای کشورش بسته باشد. بخوبی میدانم فوقالعاده انسان با اخلاق، سالم و متعهدی است، اما متاسفانه به دلیل مشکلات غیرقابل حل زندگی مجبور شد این راه را در پیش بگیرد. این اتفاق در حالی رخ داد که کشتی استان کردستان در طول تاریخ تنها 2 مدال جهانی داشته و هر دو مدال را هم سامان طهماسبی کسب کرده است. این یک کار بسیار بزرگ است که متاسفانه برخی از آن چشم بستند تا این قهرمان ملی مجبور شود به دلیل تامین حداقلهای زندگی، به خود بقبولاند که برای جمهوری آذربایجان در رقابتهای جهانی کشتی بگیرد.
هرچند این اتفاق تالمبرانگیز است و از بیتوجهی مسوولان به قهرمانان حکایت دارد، اما در پس آن یک تهدید متوجه کل ورزش میشود، این که ممکن است چنین کاری در بین قهرمانان ما باب شود و بویژه با توجه به علاقه کشورهای متمول حوزه خلیج فارس به این کار، یکی یکی قهرمانان ما به این سمت و سو بروند.
کاملا موافق نظر شما هستم و احساس میکنم این حرکت نباید باب شود؛ بنابراین مسوولان باید هر چه سریعتر به فکر باشند، چرا که ارزش کشور ما، ارزش ورزش و ارزش مردم ما خیلی بیشتر از این حرفهاست که یک ورزشکار ایران به خاطر وجود مشکلات مالی و در واقع نداشتن حداقلهای زندگی بخواهد برای یک کشور دیگر کشتی بگیرد. در نتیجه ایجاد انگیزه برای ورزشکار یک ضرورت است که باید هر چه سریعتر و به صورت جدی در دستور کار دستاندرکاران ورزش قرار گیرد. نفرات جوانی مانند امیر علیاکبری، سعید عبدولی، فرشاد علیزاده، امید نوروزی یا حبیبالله اخلاقی تمام وقت و زندگی خود را میگذارند تا برای کشورمان افتخار کسب کنند و ضرورت دارد به چنین نفراتی توجه ویژه شود. در کل معتقدم برای ادامه موفقیتهای کشتی نیاز به این است که مسوولان نگاه ویژهای به این رشته داشته باشند.
اما با وجود شرایط موجود و تنگناهایی که برای ورزشکاران بیشتر رشتههای ورزشی وجود دارد، اما باز هم شاهد درخشش قهرمانان ورزش کشور در عرصههای مختلف و البته به صورت مقطعی هستیم. حال با توجه به این شرایط این سوال مطرح میشود که حمید سوریان چگونه وارد ورزش و کشتی شد و آیا اگر به این شرایط اشراف داشت باز هم ورزش را به صورت حرفهای دنبال میکرد؟
همان طور که گفتم انگیزههای من برای روی آوردن به ورزش از همان ابتدا مشخص بود و اگر باز هم به دوازده، سیزده سال پیش یعنی سال 76 برگردم باز هم وارد عرصه کشتی خواهم شد و دوباره زیر نظر مربی زحمتکش و توانایی به نام عبدالله زارع کارم را شروع میکنم؛ چراکه من در یک خانواده کاملا ورزشکار بزرگ شدهام و محیط خانواده هم در گرایشم به کشتی بسیار تاثیرگذار بود. وقتی میدیدم برادرانم در ردههای مختلف ملی کشتی میگیرند من هم انگیزه ورود به این رشته را پیدا کردم و آنها هم به عنوان مشوقهای اصلی همواره پشت سرم بوده و هستند. در نتیجه میتوانم بگویم زندگی ورزشیام را مدیون خانوادهام هستم.
به اعتقاد بسیاری محمد بنا سرمربی تیم ملی نقش بسیار مهمی در موفقیتهای شما ایفا کرده است. به طوری که از همان سال 2005 که همه نگاهها متوجه حسن رنگرز کشتیگیر سبک وزن وقت تیم ملی بود محمد بنا به طور کامل از تو حمایت کرد و با وجود این که یک سری مسائل حاشیهای برای او پیش آمد باز هم از تصمیم خود بر نگشت و در نهایت برای اولین بار در رقابتهای جهانی حاضر شدی و بر سکوی قهرمانی ایستادی. نقش محمد بنا را در موفقیتهای خود چطور ارزیابی میکنی؟
قطعا نتایج و موفقیتهایی که کشتی فرنگی در سالهای اخیر کسب کرده است مدیون شخص اوست. محمد بنا به دلیل درایت بالا و شخصیت ممتازی که دارد باعث شده کشتی فرنگی نتایج خیلی خوبی کسب کند و البته امیدوارم این روند همچنان ادامه داشته باشد و حداقل او تا المپیک لندن در معیت تیم ملی کشتی فرنگی باشد و این رشته با حضور بنا به موفقیتهای بیشتری دست یابد.
با وجود این که محمد بنا نقش غیرقابل انکاری در موفقیت سالهای اخیر تیم ملی داشته است، اما منتقدان بر این باورند که بنا در مقام سرمربی تیم ملی حاصل زحمت و جوانگرایی مربیان شهرستانها و باشگاههای مختلف را درو کرده است و نمیتوان او را یگانه عامل این موفقیتها دانست. به عنوان کسی که 5 سال است زیر نظر او کار میکنی، چه نظری در این رابطه داری؟
البته من هم معتقدم هر کشتیگیری که صاحب دوبنده تیم ملی میشود در درجه اول مدیون مربی باشگاهیاش است، چراکه قطعا مربیان باشگاهها و شهرستانها آنها را به سطح تیم ملی رساندهاند، اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت و در پاسخ به منتقدان باید گفت چرا در سالهای گذشته و قبل از این که محمد بنا سرمربی تیم ملی شود، کشتی فرنگی ما نمیتوانست در جهان عرض اندام کند. واضح است از زمانی که او سرمربی تیم ملی شده، کشتی فرنگی ایران روند رو به رشدی داشته است. به نظر من دلیل موفقیت کشتی فرنگی را باید در عشق و علاقه و بیشیله پیله بودن محمدبنا جستوجو کرد که به صورت شبانهروز در اردوهای تیم ملی حضور داشته و حس خودباوری را در ملیپوشان ایجاد کرده است.
حس خودباوری که در رقابتهای جهانی روسیه مصداق بارز آن را دیدیم و پس از 3 مدال برنزی که در یکی دو سال گذشته سنگین وزنهای ما در رقابتهای جهانی کسب میکردند، برای اولین بار در تاریخ کشتی فرنگی امیر علیاکبری در وزن 96 کیلوگرم صاحب مدال طلا شد. بنابراین نباید بیانصافانه کارنامه محمد بنا را به چالش کشید، چون همه این نتایج یک شگفتی بوده و کسی هم جز محمد بنا این شگفتی را رقم نزده است. بیشک برخی که این حرفها را مطرح میکنند از روی غرضورزی است و این که شرایطی را به وجود بیاورند تا بلکه با کنار رفتن بنا، زمینه برای حضورشان در راس تیم ملی فراهم شود.
ازجمله مسائلی که در ماههای اخیر پیرامون محمد بنا وجود داشته است اعتراضهای او نسبت به بیتوجهیهای صورت گرفته نسبت به حق و حقوق فرنگی کارهاست تا جایی که شنیده شد او دو بار از سمت سرمربیگری تیم ملی کناره گرفته که با مخالفت مسوولان فدراسیون مواجه شده است. فکر نمیکنی ایجاد این مسائل حاشیهای میتواند باعث برهم خوردن تمرکز تیم ملی برای نیل به اهدافش باشد؟
چنین نظری ندارم و به بنا حق میدهم که انتقاد کند، اگر به خاطر داشته باشید قبل از اعزام به مسابقات جهانی خودش و همه کشتیگیران را ممنوعالمصاحبه کرد. این کار هم به دلیل کمتوجهی بود که در حق کشتی صورت میگرفت و تا 20 روز مانده به رقابتهای جهانی هیچ کس سراغی از تیم ملی کشتی فرنگی نمیگرفت. این کار یک حرکت قشنگ و زیبایی بود تا صدای اعتراض به نوعی شنیده شود و وضعیت به صورتی باشد که حداقل در طول سال نیم نگاهی به کشتی صورت گرفته و همه توجهات به حول و حوش مسابقات جهانی محدود نشود. اگر بنا انتقاد میکند فکر میکنم حق با اوست، مسوولان باید به کشتی نگاه ویژه داشته باشند تا اگر انتظاری برای کسب مدال دارند انتظار آنها منطقی باشد و در قبال این نیز به کشتی توجه نمایند. با وجود این من در جریان استعفای وی نبوده و در این مورد خاص نمیتوانم اظهار نظر کنم.
عدم برگزاری رقابت انتخابی، انتقادی است که همواره از کادر فنی تیم ملی میشود و برخی معتقدند اگر تیم ملی در رقابتهای جهانی مسکو با نزولی 6 پلهای در رده هشتم دنیا ایستاد یکی از دلایل آن به همین عدم برگزاری رقابتهای انتخابی بر میگشت و گرنه کشتی فرنگی ایران حداقل توان تکرار نایبقهرمانی سال 2009 خود را در مسکو داشت. هر چند کسب 2 مدال طلا بیانگر قدرت یک تیم است، اما تنزل رتبه تیمی، خوشایند نیست.
من این انتقاد را نامهربانی و کم لطفی میدانم که منتقدان به شیوههای مختلف آن را بیان میکنند. ما بهترین نتایج را در مسکو کسب کردیم و تنها این بخش قضیه مورد بررسی قرار میگیرد که تیم ما هشتم شده است. واقعیت این است که کادرفنی تیم ملی روی 3 مدال طلای این رقابتها یعنی در اوزان 55، 84 و 96 تاکید داشتند که متاسفانه طالب نعمتپور کشتیگیر وزن 84 کیلوی ما با قرعه رژیم صهیونیستی مواجه شد و یکی از مدالهای طلای ما پرید و هیچ امتیازی برای تیم در این وزن کسب نشد، در حالی که اگر او با این قرعه مواجه نمیشد در بدترین حالت میتوانست 8 امتیاز تیمی کسب کند و در نتیجه تیم ما حداقل نایبقهرمانی سال گذشته را تکرار کند.
امری که در جدول پایانی ردهبندی تیمها مشخص شد و فاصله امتیازی تیم دوم با هشتم چشمگیر نبود. ضمن این که تیم ما فرشاد علیزاده کشتیگیر وزن 74 کیلوگرم را به دلیل مصدومیت در اختیار نداشت و گرنه او هم میتوانست حداقل برنز سال گذشته خود را یک بار دیگر کسب کند یا حتی آن را به طلا تبدیل کند. به هر حال همه این مسائل دست به دست هم داد تا تیم ایران نتواند روی سکوی جهان قرار بگیرد. با وجود این در جهانی مسکو هیچ چیز از ارزشهای کشتی فرنگی ما کم نشد چرا که ما در این رقابتها 2 مدال طلا کسب کردیم و مطمئنم در بازیهای آسیایی نتیجه خیلی بهتری کسب خواهیم کرد و اگر این مسیر ادامه داشته باشد در المپیک هم با یک نتیجه خیلی خوب پاسخ این قبیل انتقادها را داده و جواب خوبی به منتقدان غیرمنصف خواهیم داد.
صحبت از رقابتهای جهانی مسکو شد، در این رقابتها در حالی پنجمین مدال طلای جهان را کسب کردی که پیش از حضور در مسکو تنها رویدادی که در آن حاضر شدی رقابتهای جایزه بزرگ گرجستان بود و این که در این رقابتها در یک وزن بالاتر یعنی 60 کیلو کشتی گرفتی و البته در جام جهانی ارمنستان هم با وجود همراهی تیم، روی تشک حاضر نشدی.
قبل از مسابقات گرجستان احساس میکردم شاید به مسابقات جهانی مسکو نرسم، اما حضور در میدان برایم بسیار مفید بود و متوجه شدم اگر تلاشم را 2 برابر کنم میتوانم تا مسابقات جهانی مسکو به شرایط ایدهآل برسم. 9 ماه از مسابقات مختلف دور بودم و هدفم کسب نتیجه در گرجستان نبود و قصد داشتم شرایط جسمانی خود را بسنجم و با صلاحدید کادر فنی در یک وزن بالاتر کشتی گرفتم. با این که آمادگی مناسبی نداشتم، اما شکر خدا خوب کشتی گرفتم و کشتی به کشتی بهتر شدم. در دور اول آریپوف قهرمان سابق جهان را شکست دادم و در فینال در حالی حریف قزاقم را شکست دادم که در سال 2006 و در جام پیت لاسینسکی به وی باخته بودم. البته این که در جام جهانی ارمنستان هم کشتی نگرفتم به این دلیل بود که پس از مسابقات جهانی به خاطر مصدومیتهایی که دچار شده بودم مدتی از تمرینات دور شدم که این باعث شد وزنم نیز بالا رود تا در نهایت کشتی نگیرم.
با توجه به مدالهای پرشماری که در عرصههای مختلف کشتی، از جهانی تا آسیایی گرفتهای، روزی هم میرسد که از سوریان به عنوان شناسنامه کشتی فرنگی ایران یاد شود.
از این بابت احساس خیلی خوبی دارم و همیشه خدا را شکر میکنم که توانستم در این 6، 7 سالی که به صورت حرفهای ورزش میکنم مدالهای سالهای گذشتهام را تکرار کنم. با این حال هنوز جای مدال المپیک در کارنامهام خالی است و کمبود آن مدال را احساس میکنم. امیدوارم به آن مدال هم دست پیدا کنم تا هم خودم به آرامش دست پیدا کنم و هم ضمن پاسخگویی به انتظارها، پاسخ زحمات همه کسانی که برایم زحمت کشیدهاند را بدهم.
به المپیک اشاره کردی، ازجمله شگفتیهایی که در المپیک 2008 پکن برای ورزش ایران رقم خورد ناکامی حمید سوریان در دستیابی به مدال طلای این رقابتها و به طور کلی کسب مدال در این رویداد بود، واقعا چه اتفاقی باعث این شکست شد و چگونه توانستی انگیزه درخشش دوباره را در خود زنده کنی؟
به هر حال به دلایلی که پیش آمد کاروان ورزش ایران نتوانست نتیجه خوبی کسب کند و کشتی فرنگی هم در کنار کاروان ورزش ایران شکست خورد و دست خود من هم از کسب مدال کوتاه ماند. این ناکامی یک تجربه بزرگ در زندگی ورزشی من شد و امیدوارم با درس گرفتن از آن، در المپیک لندن به آنچه استحقاقش را دارم، دست یابم. همین قدر بگویم یکی از دلایلی که در پکن شکست خوردم عدم همراهی محمد بنا با من بود که واقعا تیم ایران را دچار مشکل کرد. به هر حال پس از المپیک پکن و شکست در دستیابی به هدف خود، از این شکست خیلی متزلزل شدم و روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشتم. با وجود این پس از چند جلسه که با مربی بزرگی به نام محمد بنا داشتم در نهایت به این نتیجه رسیدم که میتوانم در المپیک لندن جبران کنم و شاید هم تا المپیک 2016 ریودوژانیرو ادامه دهم.
پس این که گفته میشود در صورت کسب مدال طلای المپیک لندن از دنیای قهرمانی خداحافظی میکنی، صحت ندارد و رویای المپیک 2016 را نیز در سر داری؟
راستش را بخواهید فعلا راجع به این موضوع هیچ تصمیمی نگرفتهام.
به عنوان آخرین سوال، مهمترین رویداد پیش روی ورزش ایران بازیهای آسیایی گوانگجوست، فکر میکنی کشتی و به طور کلی ورزش ایران بتواند در این رقابتها حضوری درخشان داشته باشد؟
همه تلاش اعضای تیم ملی کشتی فرنگی در راستای درخشش در گوانگجوست و بسیار امیدواریم که پس از 12 سال در این رقابتهای معتبر،کشتی فرنگی ایران را صاحب چند مدال طلا کرده و تاریخساز شویم. در مجموع فکر میکنم با تواناییهایی که در برخی رشتههای انفرادی ما وجود دارد ورزش ایران میتواند در گوانگجو نتایج قابل قبولی کسب کند.
امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم