در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهمترین عامل موثر در فروپاشی شوروی و اساسا بلوک شرق، بحرانهای اقتصادی در این کشور پهناور بود. همان معضلی که این روزها جهان غرب را به خود گرفتار کرده است. نوشتار مستندی که برگرفته از شبکه تلویزیونی راشاتودی است به رکود اقتصادی در دوران اتحاد جماهیر شوروی میپردازد؛ رکودی که به فروپاشی شوروی و بلوک شرق انجامید.دهه 80 میلادی دوره رکود اقتصادی در شوروی بود. دههای در پس حکومت 17 ساله لئونید برژنف که همواره بر ادامه سیاستهای سوسیالیستی تاکید داشت. میخائیل گورباچف، آخرین رهبر شوروی سابق میگوید: موقعیت اقتصادی شوروی از اواخر دهه 70 میلادی بشدت ضعیف بود. نرخ رشد بسیار بد بود. هنگامی که آندروپوف قدرت را در دست گرفت نرخ رشد به صفر تنزل یافت. بهتر بگویم نرخ رشد ما منفی شده بود.
شاید در این دوره، برخی از رهبران و بزرگان حزب کمونیست به این واقعیت رسیده بودند که باید اصلاحاتی در کشور صورت گیرد. یوری آندروپوف از سران برجسته سازمان اطلاعاتی شوروی که در نوامبر سال 1982 و پس از مرگ برژنف رهبری شوروی را به دست گرفت اعلام کرد: باید بفهمیم که چه جامعهای درست کردهایم؛ سخنی کاملا مخالف با افکار حزب کمونیسم.
پس از حکومت 15 ماهه آندروپوف و یک ساله کنستانتین چرننکو و مرگ آنها بر اثر کهنسالی، گورباچف 54 ساله رهبری حزب کمونیست و شوروی را به دست گرفت. جوانترین رهبر شوروی که به اعتقاد بسیاری از اعضای سنتی حزب کمونیست هنوز برای تصدی این سمت بسیار جوان بود و همین امر هم سبب شد تا کمونیستهای متعصب حزب به دنبال یک کنارهگیری بیدردسر از امور حزبی باشند، زیرا گورباچف را فردی نالایق و ناکارآمد برای اداره شوروی میدانستند.
نیکلای ریژکوف، آخرین نخستوزیر شوروی در این باره میگوید: پروستریکا اساسا برای اصلاح ساختار اقتصادی تعریف شده بود، ولی به تدریج پروستریکا در دیگر ساختارهای شوروی به کار گرفته شد.
گورباچف در آغاز به دست گرفتن قدرت سعی کرد تا پس از 70 سال تصمیمگیری در پشت درهای بسته کرملین، با رفتن به میان مردم و گوش سپردن به سخنان آنان اعتماد عمومی را برای انجام اصلاحات مورد نظرش به دست آورد. این حرکت گورباچف، سایه سنگینی بر عملکرد دیگر اعضای برجسته حزب کمونیست انداخته بود؛ گسترش روزافزون محبوبیت گورباچف و احساس ناامنی برای دیگر اعضای حزب... .
یوگنی یاسین، رئیس کمیته اصلاح ساختار اقتصادی در این باره میگوید: گورباچف و تیمش نقش مهمی در ایجاد تحول در شوروی داشتند. وقتی یک مقام عالیرتبه حزب میگوید دیگر نیازی به فرستادن مردم به اردوگاه کار اجباری نیست و باید به مردم آزادی بیشتری داده شود، بدون شک از حمایت بزرگ مردم برخوردار میشود، ولی این مساله با ساختارشکنی همراه بود و اوضاع را از کنترل خارج کرد.
شاید آزادی بیشتر و باز کردن درها، دلیل کافی بود تا میخائیل گورباچف در نوامبر سال 1985 با رونالد ریگان رئیسجمهور وقت آمریکا در ژنو پایتخت سوئیس دیدار کند. در ژانویه سال 1986 مردم دو کشور شوروی و آمریکا برای نخستین بار پیام تبریک سال نو را از کاخ سفید و کرملین دریافت کردند.در پی این تحولات آزادیهای سیاسی در مطبوعات شوروی بیشتر شد. مردم دیگر ترسی از بیان عقاید خود نداشتند و در بسیاری از گردهماییهای انتقادی شرکت میکردند.الین اوکانر، خبرنگار سی.ان.ان در مسکو در دوران شوروی میگوید: من با دیگر همکاران از شبکههای تلویزیونی غربی در مسکو متحیر بودیم که چگونه مردم با یکدیگر بحث سیاسی میکردند.
کار به همین جا ختم نشد، فشارهای اقتصادی همچنان به قوت خود باقی بودند. نخستین اعتصابها در شوروی هم از معدنهای زغالسنگ سیبری آغاز شد. بیش از نیم میلیون کارگر همزمان در سراسر روسیه اعتصاب کردند. اعتصاب کارگران معادن تا حدی گسترش یافت که نخستوزیر شوروی مجبور به انجام مذاکره با کارگران شد.
نیکلای ریژکوف، آخرین نخستوزیر شوروی در این باره گفت: دوست دارم بدانم زمانی که شما با معدنچیان عصبانی برخورد کنید، چکار میکنید و چگونه با آنها صحبت میکنید. واقعا تجربه تلخی بود.سال 1989 سالی بود که در آن محصولات غذایی بسیار کم عرضه میشد و کسی نمیتوانست آنقدر که احتیاج داشت، هزینه کند. فروشگاهها معمولا خالی از مواد غذایی بودند و صفهای طولانی نیز در بیرون فروشگاهها دیده میشد. در همین زمان، تظاهرات گسترده خودجوشی به دلیل مشکلات اقتصادی تقریبا همه کشور را فراگرفت.حکومت کمونیستی که بیش از 70 سال میان مردمش به خوبی و عدالت معروف بود، نخستین آشوبها را در زمان حیات خود به چشم دید. آشوبها کمکم گستردهتر شد، آنقدر که حتی پایههای این حکومت عظیم را فرو ریخت.سال 1989، نخستین مناظرههای سیاسی میان روشنفکران روسی در رسانهها برگزار شد. بوریس یلتسین در این برنامههای سیاسی از روند کند اصلاحات در شوروی بشدت ناراضی بود.
میخائیل گورباچف، آخرین رهبر شوروی در جمع نمایندگان مجلس گفت: «این شخص (یلتسین) کسی است که ادعا میکند میتواند با به دست گرفتن قدرت همه چیز را اصلاح کند. ادعایی که این شخص از آن صحبت میکند، فقط یک دروغ سیاسی است» و در این زمان یلتسین سعی میکرد تا موضع سیاسی خود را قوت ببخشد و البته موفق هم شد.
گنادی بربولیس، معاون وزیر امور خارجه روسیه در این باره میگوید: «وضعیت فروپاشیدن اتحاد جماهیر شوروی بسیار غمناک است. آن واقعه یک تراژدی بزرگ بود، اما هنگامی که آن حادثه اتفاق افتاد، روسیه چیزی دیگر در دست نداشت. اقتصاد ضعیف بود و خطرات بسیاری کشور را تهدید میکرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: