کدامتان از آنها نترسیدهاید ، از رگهای سیمی شدهشان ، از کبودیهای تزریق روی تنشان، از امکان زورگیریشان وقتی سرنگ خونآلودی در دست دارند و خماری گریبانشان را گرفته است ، یا وقتی نشئهاند و هوس میکنند سر به سر بچه مدرسهای و زنها بگذارند؟ کدامتان میتوانید ادعا کنید به سرانجام آنها و خطری که برای جامعه دارند، فکر نکردهاید؟
200 هزار نفر معتاد تزریقی پرخطر در کشوری با حدود 73 میلیون نفر جمعیت شاید به گمان برخی خوانندگان این یادداشت، رقمی ناچیز به نظر برسد اما همین گروه به ظاهر اندک، صاحب بالاترین نرخ ابتلا به ایدز در جمعیتشان هستند و به همین نسبت در شیوع آن هم نقش دارند، آنها مبلغان اعتیاد تزریقی محسوب میشوند.
اما واقعیت این است که پلیس در همه سالهایی که از اجرای طرحهایی برای جمعآوری این گروهها از سطح شهر خبر داده، در مراحل بعدی ساماندهیشان، با مشکل مواجه شده است بهطوری که آنها در مقطع کوتاهی از زمان، به زندانها سپرده شدند و پس از آن که سازمان زندانها هم از نگهداریشان سر باز زد، به مراکز اجباری درمان اعتیاد یا کمپهای درمانی سازمانهای مردم نهاد فرستاده شدند در حالی که مراکز اجباری درمان اعتیاد مفید واقع نشدند ؛ چون هیچ معتادی با ضرب و زور، اعتیاد را ترک نمیکند و از سویی دیگر سازمانهای مردمنهاد هم نمیتوانند این گروهها را برخلاف میلشان در کمپها نگه دارند و به این ترتیب، آنها مدتی کوتاه پس از دستگیری به خیابان برمیگردند و این همان گره کوری است که پلیس را از دستگیریهای مکرر ژولیدههای خرابهنشین در سطح کشور ناامید کرده است تا جایی که این ناامیدی اخیرا از زبان سردار ساجدینیا، فرمانده انتظامی تهران بزرگ نیز مطرح شد و او به متولیان مبارزه با درمان اعتیاد نهیب زد که پلیس آماده جمعآوری معتادان پرخطر است، اما باید محلی برای نگهداری و انتقال آنها وجود داشته باشد.
اعتراف این مقام ارشد پلیس ثابت میکند، هنوز برنامه مشخصی برای ساماندهی این گروه از معتادان در نظر گرفته نشده است و طرحهای ضربتی برای جمعآوریشان از سطح شهر، جز بار مالی و هدر دادن وقت و انرژی نیروی انتظامی، حاصل دیگری نداشته است.
مریم یوشی زاده
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم