در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر هندیها در حال حاضر تنها غم از دست دادن یوزپلنگ را میخورند، ما در حسرت منقرض شدن 2 گونه بزرگتر این گربه سانان، یعنی شیر و ببر هستیم. البته برای ما این اندوه با یک کابوس دیگر تشدید میشود که همانا خطر از بین رفتن نسل پلنگ و یوزپلنگ ایرانی (آسیایی) است. آخرین خبری که بار دیگر به ما یادآور شد انقراض نسل این دو گربه زیبا و شبیه به هم تنها یک داستان ترسناک نیست بلکه واقعیتی بیخ گوشمان است، شکار چند روز پیش یک قلاده پلنگ در کوههای زاگرس استان کهگیلویه و بویر احمد بود. به گفته کارشناسان محیط زیست، تعداد پلنگهای ایرانی در جهان از 1300 قلاده بیشتر نیست که تخمین زده میشود بین 500 تا 800 تای آنها در کشور ما زندگی میکنند؛ جانوری که یکی از بزرگ جثهترین زیرگونههای پلنگ در دنیاست و به عنوان زیرگونه در خطر انقراض در فهرست قرمز «اتحادیه جهانی حفاظت» قرار گرفته است.
اگرچه دلایل اصلی کاهش شدید جمعیت پلنگ ایرانی، کاهش جمعیت طعمههای این گونه جانوری و تخریب زیستگاه آنهاست، اما این که هنوز کسانی هستند که به خود اجازه شکار این حیوان را میدهند، بسیار درد آورتر است.
اگر چه گفته میشود 2شکارچی این پلنگ دستگیر شده و پرونده قضایی برای آنان تشکیل شده است، اما به نظر میرسد با مجازاتهای نقدی سبک و البته نیندیشیدن تدابیر بازدارنده نمیتوان چندان امیدی به توقف چنین فجایعی داشت. واقعیت تلخ این است که پلنگ ایرانی هنوز در تیررس شکارچیان است.
تنها نقطه امیدوارکننده این است اگر در سال 1332خورشیدی، سروان احمد هنرور با ژستی احمقانه در کنار آخرین ببر مازندران که شکار کرده بود، عکسی یادگاری انداخت، امروز جامعه بیدار شده است و به چشم یک جنایتکار به چنین آدمهایی نگاه میکند.
مهدی یاورمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: