تاکنون چه افتخاراتی را به دست آوردهاید؟
2 دوره قهرمانی مردان آسیا و یک بار نایبقهرمانی ملتهای آسیا و 3 دوره قهرمانی و یک دوره نایبقهرمانی باشگاههای آسیا را با تیم پیکان تجربه کردم که البته به عنوان بازیکن کمکی در خدمت این تیم بودم. همچنین یک دوره بهترین و ارزشمندترین بازیکن آسیا همراه با تیم ملی والیبال ایران شدم و یک دوره بهترین بازیکن باشگاههای آسیا همراه با تیم پیکان در کشور امارات بودم. البته تمام این افتخارات با زحمات مربیان و دیگر بازیکنان به دست آمده است و افتخار میکنم که در کنار آنها توانستهام فرد مفیدی برای والیبال کشورم باشم و به این آب و خاک خدمت کنم.
همراه با تیم ملی در جام جهانی ایتالیا شرکت کردی. در مورد این مسابقات صحبت میکنی؟
مسابقات جام جهانی در ایتالیا خیلی خوب بود و عملکرد مطلوبی داشتیم، اما حیف که یک مقدار با بدشانسی همراه شدیم و به هدفی که داشتیم، نرسیدیم.
چه هدفی را در این مسابقات دنبال میکردید؟
هدفمان صعود از گروه بود. ما در ماههای گذشته تمرینات سخت و فشردهای را پشتسر گذاشته بودیم و بازیکنان، کادر فنی تیم ملی و مجموعه فدراسیون زحمت بسیار زیادی در این مدت کشیده بودند تا بتوانیم از گروهمان صعود کنیم. مشتاق بودیم با تیمهای بزرگتر دنیا بازی کنیم و تجربههای جدیدی به دست بیاوریم. ما در این رقابتها موفق شدیم تیم ملی ژاپن را بعد از چندین سال شکست دهیم و تا حدودی به هدفمان نزدیک شدیم و با بازی درخشانی که مقابل ایتالیا داشتیم، ثابت کردیم که میتوانیم جلوی تیمهای بزرگ هم خوب کار کنیم و حتی فراتر از آسیا مطرح شویم. باید به فکر جهانیشدن باشیم. در این چند روزه که به ایران برگشتهایم، عملکرد ما با رضایت مردم همراه بوده و هر کسی که ما را میبیند، از نمایش خوب تیم ملی والیبال در این مسابقات صحبت میکند. ما همواره تلاش میکنیم تا دل مردم ایران شاد باشد.
انتظار عمومی این بود که مقابل مصر پیروز شویم، اما این دیدار را باختیم. چرا چنین اتفاقی افتاد؟
دیدار با مصر اولین بازی ما در این تورنمنت بود و استرس و اضطراب در بین بچههای ما زیاد بود، چون باید این تیم را شکست میدادیم. ما 2بار به مصر و در همانجا باخته بودیم، اما در جام جایزه بزرگ در ژاپن این تیم را برده بودیم که البته پیروزی 3 بر 2 برای ما راضیکننده نبود و دنبال پیروزی با نتیجه بهتری بودیم. تیمی که احتیاط و استرس داشته باشد، تمرکزش پایین میآید و توپهای خطا زیاد میزند به همین دلیل نتوانستیم مصر را در جام جهانی ایتالیا شکست دهیم.
قبل از مسابقات مصدوم شدی و خیلیها معتقد بودند اگر مقابل مصر به طور کامل بازی میکردی، این تیم را میبردیم. خودت در این رابطه چه صحبتی داری؟
من 2 هفته بود که به دلیل آسیبدیدگی با بچهها تمرین نمیکردم و 7 روز فقط به فیزیوتراپی و آبدرمانی میرفتم تا بتوانم راه بروم، اما خودم میخواستم به این مسابقات برسم و همین تلاش و انگیزه باعث شد خیلی زودتر از حد انتظار به تیم برسم. در مسابقات تدارکاتی قبل از جامجهانی که در اتریش داشتیم، خیلی زحمت کشیدم تا به بچههای تیم ملی برسم و جایگاه اصلیام را در تیم پس بگیرم. در اتریش یک گیم برای تیم ملی بازی کردم که با درد زیادی همراه بود و همین شرایط ادامه داشت تا وارد ایتالیا شدیم. به لحاظ بدنی و تاکتیکی از بچهها عقب بودم، اما مقابل مصر در ترکیب اصلی تیم قرار گرفتم. بچههای تیم باور نداشتند که به بازیها رسیدهام و به همین دلیل رعایت حالم را میکردند. درد با من همراه بود و به همین دلیل با احتیاط و ترس کار کردم، اما بعد از بازی مصر تلاش بیشتری کردم و کارهای سختتری انجام دادم و به لطف دکتر تیم ترسم ریخت و بااعتماد به نفس بیشتری کار کردم. در بازی باایتالیا هم راحت کار کردم و تمریناتی که در تهران داشتیم را به نمایش گذاشتم که خدا را شکر در این دیدار خوب کار کردیم، اما با بدشانسی روبهرو شدیم و با این که در گیم پنجم 2 امتیاز از حریف جلو بودیم، نتوانستیم ایتالیا را شکست دهیم.
خیلیها معتقدند وقتی در گیم دوم ایتالیا 25 بر 10 مقابل ما پیروز شد، در گیمهای سوم و چهارم با تمام قدرت مقابل ما بازی نکرد. این فرضیه را قبول داری؟
ایتالیا تیم بسیار بزرگی است و تفاوت زیادی بین بازیکنان اصلی و ذخیره آنها نیست. ایتالیا یکی از تیمهای بسیار خوب و مهد والیبال دنیاست و مردم این کشور والیبال را خوب میفهمند و همانطور که دیدید بازیکن پشت خط زن ذخیره آنها بهتر از بازیکن اصلیشان مقابل ما کار میکرد. تیم ما هم همین شرایط را دارد و تفاوت چندانی بین بازیکنان اصلی و ذخیره نیست و شاید درصد محدودی از تواناییهاست که باعث میشود یک بازیکن بازی کند یا ذخیره باشد. ایتالیاییها مقابل ما تمام نیروی خود را به کار بردند، چون دوست نداشتند در کشور خودشان تحت فشار باشند. آنها باور نمیکردند که ما اینگونه ظاهر شویم و در 2 گیم آنها را تحت فشار قرار داده و بازی را ببریم.
اما بیننده تلویزیونی احساس میکرد با تعویضهایی که مربی ایتالیا بعد از گیم دوم داشت، انگار نمیخواست با ترکیب اصلیاش مقابل ما بازی کند.
بعد از این که آنها تحت فشار قرار گرفتند، مربی ایتالیا همه کار کرد و بهترین نفراتش را در زمین گذاشت. تنها تیمی که در آن گروه مقابل ایتالیا عالی ظاهر شد و گیم گرفت، ما بودیم. دوست داشتیم آنها ما را باور و حساب ویژهای روی ما باز کنند که همینطور هم شد و گیم پنجم را با بدشانسی باختیم.
قبل از بازی به پیروزی مقابل ایتالیا فکر میکردید؟
خیر، به بردن ایتالیا فکر نمیکردیم، اما دوست داشتیم از آنها گیم بگیریم. ما اگر هر 3 گیم را با امتیاز بالای 20 به حریف میباختیم، صعود میکردیم و اگر یک گیم از ایتالیا میگرفتیم باز هم صعود میکردیم، اما گیم دوم را 25 بر 10 باختیم که خیلی بد بود. در همان گیم دوم اگر 25 بر 17 میباختیم، صعودمان قطعی بود ولی گیم دوم را خیلی بد باختیم. قبل از بازی با ایتالیا مربیان تیم میگفتند هر تیمی هست، باشد ما باید خوب کار کنیم و نتیجه بگیریم. ما همه تلاشمان را کردیم و 2 گیم هم گرفتیم، اما وقتی گفتند با این نتیجه از گروه صعود نکردهایم، تا ساعت 6صبح کسی خواب نداشت و امتیازهای بازی را در ذهنمان میشمردیم.
الان هم داریم هر روز به مردم جواب پس میدهیم، اما آن مسابقات دیگر تمام شده و تمریناتمان را شروع کردهایم. تورنمنت جهانی گذشت و باید برای مسابقات گوانگجو آماده شویم، چون هدفمان در گوانگجو کسب خوشرنگترین مدال بازیهاست.
در مورد اسپک همدانی که مقابل ایتالیا زدی، صحبت میکنی؟
آن صحنه در شرایط خاص پیش آمد. من زودتر از توپ پریدم و تنها میتوانم توپ را جا بیندازم یا اسپک همدانی بزنم. البته در لیگ خودمان هم زده بودم. به هر حال در آن صحنه این روش را انتخاب کردم. خیلی کم پیش میآید که چنین اسپکی بزنی، اما مقابل ایتالیا پیش آمد و زدم.
انگار برای آنها هم خیلی جالب بود، چون تلویزیون ایتالیا چندین بار آن صحنه را نشان داد.
نمیدانم، من هنوز فیلم آن بازی را ندیدهام، اما فکر میکنم یکی از صحنههای جالب جامجهانی بود و کمتر چنین شرایطی پیش میآید.
برای اولین بار در مسابقات جهانی شرکت کردید. سطح بازیها را چطور دیدید؟
نمیشود سطحی برای این بازیها قائل شد، چون مسابقات جهانی بود و رقابتهای جهانی در بالاترین سطح برگزار میشود. مسابقات جهانی و المپیک اوج سطح کیفی رقابتهای والیبال است.
به نظر شما ایران در سطح جهانی والیبال هست؟
باید نگاهمان جهانی باشد و جهانی تمرین کنیم. با این بازیهایی که به نمایش گذاشتیم، نشان دادیم که میتوانیم مقابل خیلی از تیمها حرفی برای گفتن داشته باشیم.
سطح مسابقات لیگ ایران را چطور میبینی؟
در حال حاضر مثل سابق نیست که 2 تیم در والیبال ایران قطب باشند، چون چندین باشگاه در این رشته سرمایهگذاری کردهاند و بازیکنان خوب در تیمها پخش شدهاند. لیگ خوبی داریم و بازیکنان خارجی خوبی هم در لیگ ما شرکت میکنند. سال گذشته لیگ خوبی داشتیم. امیدوارم امسال هم لیگ خوبی داشته باشیم، اما مانند سال 88 طولانی نشود، چون به بچههای ملیپوش فشار زیادی میآید.
بازیکنان ملیپوش نیاز به استراحت و ریکاوری دارند تا از این ورزش زده نشوند و با روحیه، انرژی و جسم سالمتر در اردوهای تیم ملی حاضر شوند.
وضعیت والیبال پایه ایران را چطور میبینید؟
باید در تیمهای پایه سرمایهگذاری بیشتری شود. من از کانون والیبال اسلامشهر آمدم که الان بهترین کانون والیبال ایران است و از همان کانون در حال حاضر 5 نفر عضو تیم ملی هستند. باید به تیمهای پایه بیشتر بها بدهند و امکانات بیشتری در اختیارشان بگذارند، چون همین جوانها آیندهساز والیبال ایران هستند. ما نباید فقط نوک قله را ببینیم و باید به تیمهای پایه و بخصوص مربیان آنها هم توجه شود.
وضعیت تیمهای ملی پایه را چطور ارزیابی میکنید؟
تیم ملی نوجوانان ما شرایط خوبی دارد، اما زیاد این تیم را ندیدم. تیم ملی جوانان در کنار ما تمرین میکرد و با هم اردو داشتیم که واقعا خوب کار میکردند و لیاقت آنها قهرمانی آسیاست.
به لژیونر شدن فکر میکنی؟
من سال گذشته از الشباب امارات پیشنهاد داشتم و پول خیلی خوبی هم میدادند، اما دوست داشتم در کشور خودم باشم و کنار خانواده و دوستانم زندگی کنم. لژیونر شدن فقط در تیمهای معتبر اروپایی خوب است و به کسی هم پیشنهاد نمیکنم که در تیمهای عربی بازی کند. اگر پیشنهاد اروپایی باشد، میپذیرم البته اگر بدانم پیشرفت میکنم.
بازیکنان دیگر تیم ملی در حد حضور در لیگهای معتبر اروپایی هستند؟
بله، تمام بچههای تیم ملی ازجمله سعید معروف، محمد محمدکاظم، زرینی، موسوی و نادی میتوانند راحت در تیمهای اروپایی بازی کنند. ما از صحنه رقابتهای جهانی دور هستیم و اگر حضور بیشتری در مسابقات جهانی داشته باشیم، تمام بازیکنان تیم ملی ما میتوانند در اروپا بازی کنند.
تیمهای باشگاهی ما خوب پول میدهند؟
هر کسی به اندازهای که کار میکند، پول میگیرد اما آدم در ورزش حرفهای از آینده خودش خبر ندارد و در صورت مصدومیت شدید معلوم نیست چه اتفاقی برای او میافتد.
چرا در فوتبال پول بیشتری وجود دارد؟
فوتبال ورزش اول ایران است و مخاطبان بسیار زیادی دارد و طبیعی است که پول بیشتری در آن جابهجا شود. اگر در ورزشهای دیگر سرمایهگذاری کنند، خیلی راحت میتوانیم در آسیا حرف اول را بزنیم.
برای خودت پول چقدر مهم است؟
در جامعه ما پول خیلی مهم است، اما پول فقط برای این که آدم محتاج کسی نباشد، خوب است بخصوص برای ما که شغل دیگری نداریم باید بیشتر به فکر باشیم، چون عمر قهرمانی محدود است.
بزرگترین افتخار زندگیات را میگویی؟
این که در تیم ملی کشورم هستم و با وجود این همه بازیکن خوب، در تیم ملی ایران بازی میکنم که بزرگترین افتخار برای من است.
و بزرگترین اتفاق زندگیات؟
آشنایی با همسرم و تولد پسرم، امیرمحمد که خیلی برایم عزیز است.
به پسرت توصیه میکنی که والیبالیست شود؟
امیرمحمد الان 3 ساله است و نمیدانم در آینده به او توصیه میکنم والیبالیست شود یا نه، اما اگر درس بخواند، بهتر است.
تحصیلات برای ورزشکاران چقدر مهم است؟
خیلی اهمیت دارد، چون باعث میشود آگاهی ورزشکار نسبت به رشتههای مختلف بالا برود و سطح دید وسیعتری داشته باشد. من دانشجوی رشته تربیت بدنی هستم و سعی میکنم همواره بیشتر بدانم و بیاموزم.
فکر میکنی آدم معروفی هستی؟
نمیدانم اما فکر میکنم معروف باشم، چون جزو 15نفری هستم که افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی ایران را دارم.
شما که آدم معروفی هستید، لطف استادان دانشگاه شامل حالتان نمیشود تا راحت نمره بگیرید؟
بعضی از استادان رشتههای عملی لطف دارند اما باید درسم را بخوانم. درس خواندن فقط مدرک گرفتن نیست و به همین دلیل دنبال کسب دانش هستم.
شاگرد تنبل که نیستید؟
نه، همیشه سعی میکنم جزو شاگردان خوب دانشگاه باشم. نه زرنگ هستم و نه تنبل، اما برای درس خواندن همیشه وقت کم میآورم.
همسرتان چه نقشی در موفقیت شما داشته است؟
بزرگترین نقش را در موفقیتم همسرم و پدر و مادرم داشتهاند. در روزهای اوج ورزش حرفهای همسرم کنارم بود تا به این موفقیتها برسم. زندگی با یک ورزشکار سخت است، چون سفر و دوری زیاد دارد و در لحظاتی که به ما نیاز هست، کنار خانواده نیستیم. از همسرم تشکر میکنم که این شرایط را تحمل میکند.
زن ذلیل هستی؟
کی نیست؟ مگر من مرد نیستم؟ همه مردها زن ذلیل هستند و هر کسی بگوید زن ذلیل نیست، دروغ میگوید.
بزرگترین آرزویی که داری؟
این که بتوانم پدر خوبی برای پسرم و مرد خوبی برای همسرم و فرزند خوبی برای خانوادهام باشم.
بزرگترین حسرتی که داری؟
حسرتی ندارم، اما دوست دارم دوباره به عقب برگردم تا بیشتر به خانوادهام برسم، چون ورزش وقت زیادی برای ما نمیگذارد تا به خانوادهمان برسیم.
به شعر علاقه داری؟
علاقه دارم اما وقت نمیکنم شعر بخوانم.
موسیقی چطور؟
خیلی علاقه دارم، اما وقت ندارم یاد بگیرم. دوست دارم خودم در این رشته کار کنم، اما فقط موسیقی گوش میکنم. من مشتاق یاد گرفتن هستم و دوست دارم خودم ساز بزنم یا این که به 2 زبان دنیا صحبت کنم، اما وقت این کارها را ندارم.
ورزش حرفهای واقعا وقتی برای آدم نمیگذارد. یک زمان میگفتند وقت طلاست و آن روزها نمیدانستیم چه میگویند و میگفتیم وقت طلا نیست، اما الان میگویم واقعا وقت طلاست.
اهل کتاب خواندن هستید؟
رمان زیاد میخوانم. به نویسنده خاصی علاقه ندارم، اما در مسافرتها و اردوها رمان زیاد میخوانم.
فیلم چقدر میبینی؟
به خاطر پسرم فقط کارتون نگاه میکنم و همه کارتونها را حفظ هستم.
تا چه زمانی والیبال بازی میکنید؟
تا زمانی که در اوج باشم و بتوانم خوب و موثر بازی کنم.
به مربیگری علاقه داری؟
علاقه دارم اما دوست دارم بعد از بازیگری کمتر کنار والیبال باشم. میخواهم کنار خانواده باشم و تفریح کنم و از زندگی لذت ببرم.
مهدی نوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم