در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از چه زمانی متوجه شدید صدای شما مناسب گویندگی است؟
من هنوز هم قبول ندارم صدایم مناسب گویندگی است. به من پیشنهاد دادند که به رادیو بروم و تست گویندگی بدهم و هیچ وقت همچنین چیزی را فکر نمیکردم ولی به رادیو رفتم و تست دادم و قبول شدم. حدود 6 ماه با استاد جواد مانی در کلاسی که برای من تشکیل میدادند حضور داشتم و بعد از آن شروع به کار کردم و اولین کار من در شبکه سراسری بود به اسم صدای هنر.
زمانی که برای اولین بار صدای خودتان را از رادیو شنیدید چه احساسی داشتید؟
خیلی بدم آمد. عموما این اتفاق میافتد که خیلی از گویندهها صدای خودشان را دوست ندارند. این اتفاق را من زیاد دیدهام که میافتد و خیلی از همکاران و دوستان میگویند که ما صدای خود را دوست نداریم و از شنیدن صدای خودمان هیچ لذتی نمیبریم.
چقدر توانستهاید با مخاطبان خود ارتباط برقرار نمایید؟
بدون این که شاید خودمان متوجه بشویم یک ارتباط صمیمانهای بین ما و شنونده ایجاد شده و از پشت این میکروفن پشت آن شیشههای اتاق فرمان ما شنونده خود را نمیبینیم آنها صدای ما را میشنوند، ولی من خودم شخصا خیلی از شنوندههایم را احساس میکنم حضورشان را حس میکنم و گاهی اوقات به خاطر آنها میآیم و برنامه اجرا میکنم چون واقعا احساسشان میکنم.
رادیو به عنوان یک عضو رسانه ملی تا چه حدی در فرهنگ و زندگی مردم نقش دارد و چقدر توانسته نقش خودش را خوب ایفا کند؟
من فکر میکنم که هنوز برای رسیدن به ایدهآل خیلی راه است. تصورم این است که ایدهآل به طور مطلق وجود ندارد، اما برای بهتر شدن هنوز خیلی راه داریم همانقدر که رادیو تلاش میکند که بهتر باشد.
با توجه به اینکه رادیو پیام دارای 6 بخش میباشد بیشتر شما در بخش عصرگاهی فعالیت دارید، چرا؟
به هر حال این تشخیص کارشناسان است. من در مورد بخشهای دیگر زیاد نمیتوانم صحبت کنم، ولی میدانم صدایم صبحگاهی نیست شاید آن طراوت و شادابی را که خودم احساس میکنم ندارد. اما بخش عصر گاهی به نظر من وزین است و من سعی کردم خودم را با بخش عصرگاهی بیشتر وفق بدهم.
قشنگترین خاطرهای که در رادیو پیام دارید چیست؟
تقریبا میشود گفت همه روزهایی که در پیام کار میکنم یا همه روزهایی که در سازمان هستم برایم خاطره است. این شغل پر از خاطره است، اما فکر میکنم قشنگترین خاطرات من بخشهای عصرگاهی بوده که با آقای مانی همکاری میکردم. آقای مانی حق استادی به گردن من دارند و من هنوز احساس شاگردی نسبت به ایشان دارم و تشویقهای ایشان برای من خیلی ارزشمند است و ایرادهایی که از کار من میگرفتند خیلی برایم مهم بودکه دقت کنم و آن را برطرف نمایم. شاگردی آقای مانی بودن و استفاده از کلاس درس ایشان برای من یک خاطره شیرین است.
به نظر شما مهمترین عامل جذابیت پیام چیست که اینقدر شنونده جذب کرده؟
تصور من این است که چون از موسیقی بیشتر استفاده میشود و کلام کمتر و کلام هم مختصر و مفید است باعث میشود بیشتر جاذبه داشته باشد. فرض کنید مشغول رانندگی هستید از کلام ممکن است خسته شوید ولی از موسیقی خسته نمیشوید. در منزل و در فروشگاه هم که دیده میشود رادیو پیام پخش میشود زمانی که موسیقی پخش میشود لذت بخشتر است. مردم گاهی اوقات از کلام خسته میشوند.
رادیو پیام را در یک جمله تعریف کنید؟
رادیو پیام به نظر من یک مونس بسیار خوب برای شنوندهها است چون من واقعا دیدهام کسانی که رادیویی هستند و بخصوص رادیو پیام را گوش میدهند رادیو پیام برای آنها مونس است و برای آنها همراه است. رادیو پیام احساس تنهایی را از آنها دور میکند و رادیو پیام ساعتهای تنهای خیلیها را پر میکند و رادیو پیام در یک جمله؛ یک مونس، یک همدم.
با توجه به تجربهتان آینده پیام را چگونه میبینید؟
به نظر من رادیو پیام در سالهای اخیر سعی کرده از تجربیات گذشته بیشتر درس بگیرد. ما میبینیم هر چند سال یک بار تمام عوامل و مدیران در واقع تغییر میکنند و دیده میشود که تجربیات خودشان را میخواهند استفاده کنند، اما من در چند سال اخیر احساس میکنم که این اتفاق دارد میافتد یعنی از تجربیات مدیران قبلی دارند استفاده میکنند و آن راه را پیش میگیرند، حالا با تجربیات خودشان اینها را کنار هم میگذارند و در واقع از تجربیات دیگران برای هر چه بهتر شدن استفاده میشود. و یک ترکیب قشنگ و شکل و فرم بسیار خوبی دارد پیش گرفته میشود، من فکر میکنم که در چند سال آینده شاهد پیشرفتهای خوبی در رادیو پیام باشیم.
شما برای شنوندگان رادیو پیام چه صحبتی دارید؟
فقط میگویم که خیلی دوستشان دارم. من شنوندههایم را خیلی دوست دارم فقط دلم میخواهد بدانند که من به عشق آنها میآیم و برنامههایم را اجرا میکنم.
به نظر شما یک گوینده خوب چه ویژگیهایی دارد؟
به نظر من در درجه اول متانت و تربیت یک گوینده مهم است نه صدا، صدا در مراحل بعد مهم است. یک گوینده باید بتواند اول ارتباط برقرار بکند بعد گویندگی بکند. یک گوینده باید اگر متنی را میخواند اول باید آن را بفهمد و بعد بفهماند و باید متانت در کلامش و رفتارش باشد.
باید شنوندههایش را دوست داشته باشد چون اگر علاقهای نباشد فقط میشود کار، کار ما، کار نیست. کار ما عشق است، در کار ما اگر عشق نباشد یک جایی ساکن میماند. یعنی دیگر هیچ وقت پیشرفتی نیست و باز چیز دیگری که یک گوینده باید رعایت کند. این که به طور مرتب باید مطالعه داشته باشد. به نظر من اگر یک گوینده روزی احساس کند که گوینده است آن روز، روز مرگ کارش است چون تا زمانی که ما داریم کار میکنیم باید برای بهتر دانستن و بیشتر دانستن تلاش کنیم. یک گوینده اگر به خودش غره شد جور دیگری به این میکروفن نگاه میکند. به نظر من باید همیشه از این میکروفن ترسید. هر کلامی را نباید گفت. به نظر من وقتی حافظ میخوانیم باید مراقب بود. وقتی مولانا میخوانیم باید مراقب بود. یک گوینده اگر اینها را رعایت بکند به نظر من میتواند موفق باشد.
برای کسانی که میخواهند حرفه شما را پیش بگیرند چه پیشنهادی دارید؟
عشق و علاقه شرط اول است، صدا هم در یک مرحله مهم است و سواد نیز مهمتر میباشد. به نظر من بیشتر به جنبه عشق به کار و معنویاتش نگاه کنند نه بحث مادی آن. این کار، کار تجاری نیست اگر غیر از این باشد، نمیتوانند به این کار ادامه دهند. من به عنوان کسی که به هر حال چند سالی است دارم کار میکنم توصیه میکنم به جوانان اگر این حرفه را انتخاب کردید و پذیرفته شدید به عنوان یک گوینده کار زنده را دیرتر شروع کنید و اجازه بدهید به قول ما قدیمیها «خاک تولید را بخورید» و یک مدت زمانی کار تولیدی انجام بدهید، بعد کار زنده.
سحر غفاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: