در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی اواخر آن سال نیز در کنار پدرش، شهریار کرمی در زمینه دوبله به فعالیتش ادامه داد تا اینکه سال 76 به عنوان گوینده جذب رادیو شد. در کنار گویندگی، برنامههایی نظیر الو مسابقه، مسابقه چاووش، شمارش معکوس، سفره نور، با شبنم تماشا، سلام مسابقه و دوراهی را نیز در تلویزیون اجرا کرد. صبحی دیگر بهانهای بود تا با او درباره فعالیتش در عرصه تلویزیونی و رادیو گفتگویی داشته باشیم.
نیما کرمی که تجربه حضور در رادیو را داشته و پدرش نیز از پیشکسوتان تهیهکنندگی در این رسانه است، چه میشود که بیشتر مخاطبان او را با اجرا در تلویزیون میشناسند؟
در وهله اول باید گفت چون تلویزیون رسانهای چندوجهی است و تصویر به میزان زیادی دخیل است. اما صددرصد این گفته را قبول ندارم، چون مخاطبان رادیویی من هم مخاطبان کمی نبودهاند. قبل از تصویب قانون منع حضور مجریان به طور همزمان در رادیو و تلویزیون من در هر دو رسانه فعالیت داشتم تا این که 2 سال پیش فعالیت رادیوییام را تنها در شبکه جهان و در برنامهای با نام «جوان ایرانی سلام» ادامه دادم.
به طور کلی مجریانی که از رسانه رادیو به سمت تلویزیون میآیند به چه میزان تاثیرات مثبت این رسانه را در کارشان دخیل میکنند؟
رادیو درست مثل تئاتر است برای سینما! رادیو رسانهای پایه است و اصولا کسانی که از این رسانه به تلویزیون میآیند، ماندگاری و نیز جایگاه محکمتری را از آن خود میکنند.
تکنیکهایی که گویندگان در رادیو فرا?میگیرند از جمله فن بیان و ... آیا با ورودشان به مدیوم تلویزیون و لحن محاورهای که در اجرای تلویزیون به خود میگیرند روی تکنیکهای رادیوییشان تاثیر منفی نمیگذارد؟
ابتدا بگویم، آن تفکیکی است که شما برای گوینده در رادیو و مجری در تلویزیون قائل شدید. به طور کلی رادیو هم نیازمند مجری است و هم گوینده این طور نیست که رادیو تنها از روی متن میخواند، بسیار متفاوت است. طبعا آنهایی که در رادیو گویندگی کردهاند و بیشتر در این رشته تخصص دارند، نمیتوانند در تلویزیون مجریان موفقی باشند، اما در رادیو به مجری بسیار نیاز است. مثلا در برنامه جوان ایرانی سلام به هیچ عنوان از روی متن اجرا نمی کردیم و فقط بخشهای طنز برنامه توسط نویسنده نوشته میشد. به هر حال کسی که با این شیوه در رادیو اجرا کرده باشد، میتواند در تلویزیون نیز از فن اجرا بهره بگیرد، وگرنه تنها میبایست شعرخوانی کند ضمن این که معتقدم فن بیان در هر دو مدیوم لازم و ضروری است، در رادیو صددرصد و در تلویزیون خیلی کمتر.
شما در ابتدای پاسخ نوعی طبقهبندی بینگوینده و مجری در رادیو قائل شدید که احساس کردم در این طبقهبندی به مجری جایگاه بالاتری نسبت به گوینده اختصاص میدهید؟ در حال حاضر رادیو به مجری بیشتر نیاز دارد یا گوینده؟
اصلا... من چنین عقیدهای ندارم به نظرم هر کسی جایگاه خاص خودش را دارد و رادیو در سطح فعلی به همه چیز نیازمند است چه به لحاظ امکانات و نیروی انسانی چه در سطح مدیریتی. ما فقط تعداد انگشتشماری استاد قدیمی در حوزه گویندگی رادیو داریم، وگرنه پس از آخرین دورهای که گویندههای جدیدی از جمله فرزاد حسنی، نیما رئیسی، فرشید منافی، زهره هاشمی، دکتر محمد نظری، نغمه مهرپاک، رضا رشیدپور، فاطمه صداقتی، وحید جلیلوند و... جذب این رسانه شدند، از سال 75 و 76 افراد جدیدی که در رادیو ماندگار بشوند، وارد این عرصه نشدهاند که به عنوان برترینهای این رسانه شناخته شوند.
بنفشه رافعی یکی از همین نیروهای جدیدی است که اتفاقا چهره نیز شده است؟
اگر اشتباه نکنم. بنفشه رافعی از رادیو اصفهان جذب صدای مرکز شد و پیش از این برهه زمانی نیز در رادیو فعالیت میکرد. منظور من به طور خاص گویندههایی بود که در اواسط دهه 70 انتخاب شدهاند.
به طور کلی به دلیل ضعفهایی که نام بردم، رادیو مخاطبان سالهای قبل خودش را ندارد، مثلا رادیو پر شنوندهای مثل شبکه جوان به دلیل تغییرات گستردهای که ایجاد شده به تنها چیزی که فکر میکند، سطح سلیقه مخاطب است و همین عامل سبب میشود این رادیو شنوندگان خود را از دست بدهد و همچنین گوینده و مجریانش را.
ولی بخشی از سوالم بیجواب ماند و آن این که تعدادی از گویندگان پیشکسوت معتقدند که ماندگاری گوینده در رادیو بیشتر از مجری است و فکر میکنم جواب قبلی شما نیز به نحوی روی این مساله صحه میگذاشت، درست است؟
بله، من هم قبول دارم گوینده همیشگی است و با صدا و بیانی زیبا میتواند همواره در رادیو ماندگار شود، اما همیشه در یک سطح میماند و اتفاق خاصی برایش نمیافتد. گوینده در کارش کمتر از پویایی بهره میگیرد ضمن این که احترام زیادی برای همه استادانم در این حرفه قائلم، فکر میکنم اتفاق حرفهای بیشتری در مسیر مجریان رادیو به وجود میآید تا گویندگان.
اگر موافق باشید برویم سراغ برنامه «صبحی دیگر» به نظر میرسد این برنامه سبک جدیدی از اجرای نیما کرمی را در اختیار مخاطب قرار داده، پیش از این نیز در چنین سبک و سیاقی برنامههایی را داشتهاید؟
در این فصل زندگی کاریام، بسیار خوشحالم که صبحی دیگر به من پیشنهاد شده است قبل از این نیز چنین مدل برنامههایی را اجرا میکردم ولی پس از مدتی ژانر اجرایم تغییر کرد و بیشتر به سمت مسابقات تلفنی و جشنها و اعیاد متمایل شدم.
نخستین دلیل هم رفتن به سربازی بود که با فاصلهای 2 ساله مرا از یاد تهیهکنندگان برد و پس از بازگشت مجدد به تلویزیون با برنامه «چاووش» که برنامه پرتابلی بود آرامآرام به سبک قدیم اجرایم بازگشتم. آن برنامه بسیار دیده شد، اما پس از آن نیز ژانرهای دیگری از اجرا به من پیشنهاد شد.
برنامهای مثل صبحی دیگر که در زیر مجموعه تاک شوها قرار میگیرد برای اجرا نیازمند چه تکنیکهایی است؟
مجری تاک شو نیز مثل دیگر ژانرهای اجرا میبایست از برخی استانداردهای اولیه برخوردار باشد مثل بیان، چهره، تیپ و پارامترهای دیگر ازجمله مخاطبپسند بودن و داشتن اطلاعات عمومی و حالا وقتی در یک تاکشو قرار میگیرد. زمانی موفق خواهد بود که در اجرا و برنامه زندگی کند، خارج از هر ادای اضافهای احساس میکنم در چنین برنامههایی اگر زندگی جریان داشته باشد یک گفتگوی موفق رقم خواهد خورد، درست مثل الان که من با شما صحبت میکنم. خیلیها در این سالها وارد این ژانر شدند و اجرا کردند. ولی الان کجا هستند؟ رسانه بیرحم است و شکی نیست که اگر خودت نباشی براحتی کنار گذاشته میشوی.
نیما کرمی در اجرای صبحی دیگر چه خلاقیتی را از خود بروز میدهد؟
در این برنامه سعی کردم تا جایی که میتوانم رادیو را وارد تلویزیون کنم و همان نیما کرمی باشم که در رادیو جوان اجرا میکرد. موفقیت من در آن برنامه به این خاطر بود که تلاش میکردم تا حد امکان خودم باشم، چراکه با بینش مدیر آن زمان آقای احمدی بر جذب حداکثری مخاطب میاندیشیدیم. صبحی دیگر بیگواه آمار رسیده از مرکز تحقیقات سازمان، بیشترین مخاطب را در بین برنامههای صبحگاهی دارد. این مساله مسلما به خلاقیت صرف مجری بستگی ندارد، ما در مدیریت کلان شبکه دکتر پورحسین را داریم که فردی رسانهای است و بخوبی میداند چه گروهی را برای موفقیت یک برنامه دور هم جمع کند. در این برنامه حتی اگر خلاقیت صرف نیز به کار نرفته باشد، فضایی کاملا رسانهای و ارتباط حرفهای بین عوامل در کنار تهیهکننده جوانان خوشآتیهای به پرمخاطب شدن برنامه کمک میکند.
ضمن این که با دعوت از مهمانان که عمدتا چهره نیستند روند تخصصی گفتگوها به بهترین نحو پی گرفته میشود و شما به عنوان مجری اصلی در بخشهای دیگری هدایت گفتگوها را در دست دارید که در این بین مخاطب خسته نمیشود؟
من در بخشهای حقوقی، ایمنی، طبیعتشناسی ایران و پزشکی ایرانی به طور خاص حضور دارم و در بخشهای دیگر نیز اگر احساس کنم حلقه گمشدهای در ارتباط مهمان با مجری ـ کارشناس وجود دارد، وارد بحث میشوم و با مثالهای عامیانه گفتگو را هدایت و از حالت خشک و کاملا تخصصی آن را خارج میکنم.
شما در خلال اجرایتان برخی جملات تبلیغاتی هم دارید مثل این که شما بیننده شبکه آموزش هستید، این در اجرا برگرفته از خلاقیت شماست یا اکتسابی است؟
در ابتدای حضورم در این برنامه دکتر پورحسین میخواستند واژههایی را ابداع کنم که خاص خودم باشد و همواره تلاش کردم که پارادوکس معنایی در نوع اجرایم ایجاد شود که طنز موقعیت را نیز به دنبال داشته باشد، مثلا میگویم «شما میدانید که بیننده شبکه 7 شبکه آموزش هستید.» پس تکرار نمیکنم که شبکه 7 شبکه آموزش را میبینید. خوب این جمله مسلما به مذاق بیننده بامزه میآید ضمن این که جرقهای در ذهنش ایجاد میشود که برنامهای متفاوت را حداقل به لحاظ کلید واژهها پیشرو دارد.
جریان ایستادنتان میان استودیو و در فضایی تاریک چیست؟
این ایده تهیهکننده ما بوده است این که مجری سلام اول صبحش را در تاریکی استودیو تقدیم مخاطب کند و به نوعی از تاریکی به روشنایی بیاید و در خداحافظی نیز رجعتی از روشنایی به تاریکی داشته باشد.
قصد دارید اجرای مسابقه را ادامه دهید یا در تاک شوها بمانید؟
مسابقه را هنوز هم دوست دارم، اما از نوع تلفنی آن خسته شدهام با شرط آن که دوستان تهیهکننده تصور نکنند نیما کرمی تنها توان اجرای مسابقات تلویزیونی را دارد. به این کار ادامه میدهم ضمن این که علاقه شخصیام به نوعی از اجراست که بتواند بیشتر خودم را نشان دهم.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: