معمای منشور کوروش در ایران

این روزها با بازگشت موقت منشور کوروش کبیر به کشور، بحث تازه‌ای در میان مردم پا گرفته است. ماجرای آویختن چفیه بسیجی به گردن کوروش و کاوه آهنگر به دست دکتر احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور در آیین ویژه رونمایی از منشور یاد شده ابتکاری جالب و نو و صدالبته عملی مبتنی بر غیرت، جسارت و اشتیاق است.
کد خبر: ۳۵۷۱۱۰

شاید نسل میانی کنونی به یاد داشته باشد که در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سبب فضای ضدطواغیت و نیز بدنامی و سوءاستفاده نظام سفاک و خیانت‌پیشه پهلوی از اعتبار، جاه و جبروت سلسله هخامنشی برای بقای ننگین خود، بردن نام کوروش و داریوش عملی مذموم و شاید هم جرم شناخته می‌شد، به گونه‌ای که اگر کسی چنین نام‌هایی داشت ترجیح می‌داد «چنگیز» صدایش کنند تا سرافکنده نباشد و این امر تا پایان دهه نخست انقلاب اسلامی همچنان استمرار داشت. شاید برای نخستین بار در آن سال‌ها آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت در سفری به استان فارس و در جمع مردم شیراز از شخصیت کوروش تجلیل کرد. عین جملات یادم نیست ولی نقل به مضمون این بود که با استناد به دیدگاه برخی مفسران قرآن کریم ازجمله دانشمند فیلسوف و مفسر پرآوازه تشیع مرحوم استاد علامه طباطبایی(ره) از کوروش به عنوان یکی از انسان‌های مورد احترام در قرآن کریم یاد نمود و گفت: از دیدگاه این عالم بزرگوار، مشخصات و ویژگی‌هایی که در کلام وحی درباره «ذوالقرنین» مطرح شده است بیشتر درباره «کوروش» مصداق دارد و نه اسکندر. این سخن آن هم نه فقط از زبان یک مقام رسمی بلکه چهره‌ای روحانی، هم برای مردم عادی و عامی تعجب‌آور بود وهم نگاه‌های معنی دار و سوال‌برانگیز برخی خواص را برانگیخت؛ چراکه تا آن روز هیچ یک از مقامات کشور حتی شخص رئیس‌جمهور وقت، علاقه، همت و شاید هم جرات بازدید از بنای عظیم و پرابهت تخت جمشید را نداشتند. من هم تردید داشتم که سخن رئیس‌جمهور وقت در ردیف خبر ویژه قرار می‌گیرد یا عادی و عمومی و چگونه در رسانه ملی می‌تواند گنجانده شود. همین قدر یادم مانده است که پس از مشورت‌های فراوان مدیران وقت پخش خبر آن را به عنوان یک جمله مثلا ماضی بعید! یا در چارچوب الزامات دستوری زبان، جمله «حشو» تلقی کردند و در زمره الفاظ با ماهیت تنش‌زا لحاظ شد! اگر چه چند روزی به محور بحث میدانداران سیاست در رسانه‌های نه‌چندان پرتعداد آن روز تبدیل شد، اما از همه این موضوعات که بگذریم درعجبم که این انگلیسی‌ها فقط شهر فرنگ ندارند که بچه‌ها و به اعتباری نسل امروز و امید آینده را مجذوب خود سازند و به تعبیری سرکار بگذارند و دلی به دست آورند بلکه برای ذوب کردن یخ‌های علائق و روابط هنوز بسیار استادانه و به هنگام، قادرند شرکا و رفقای دیگر خود را دور بزنند و اصطلاحا «قال» بگذارند و با ابزار نو منشور نمایی! و احیای افتخارات تاریخی بار دیگر به سر سفره این ملت بازگردند. به نظر شما عجیب نیست که انگلیسی‌ها سند خصلت‌های نیکو و حقانیت مدنیت ایرانیان را مصادره کرده‌اند تا هر وقت دلشان می‌خواهد آن را بنمایانند؟!

کاظم روحانی‌نژاد / وبلاگ قلم خاطرات

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها