
چرا به بازیهای ترکیه نرفتی؟
2 هفته قبل از بازیهای جهانی برای بازی تدارکاتی رفته بودیم ترکیه. در آنجا احساس کردم در داخل زانویم درد دارم. به دکتر تیم گفتم، آنها گفتند مساله خاصی نیست کمی فشار آوردی، فیزیوتراپی کن و خوب میشوی. بعدش دوباره بازی کردم و دیدم باز درد دارم، تا اینکه برگشتم تهران و رفتم پیش دکتر کیهانی. او هم گفت MRI کنم. بعد از MRI مشخص شد مفصل زانویم دچار التهاب شده و باید استراحت کنم. 2 روز استراحت کردم و دوباره تمریناتم را شروع کردم دیدم باز هم مشکل دارم. به طوری که اصلا نمیتوانستم تمرین کنم. 2 روز قبل از اعزام تیم ملی بسکتبال به رقابتهای جهانی ترکیه بعد از چند بار MRI بالاخره مشخص شد که من نهتنها نمیتوانم بازی کنم بلکه تا مدتی باید پایم را روی زمین نگذارم. 4 هفته پایم را زمین نگذاشتم و برای چهارمین بار MRI گرفتم که به دکتر نشان دادم گفت 6 ماه نمیتوانم بازی کنم. وضعیت پایم خیلی حاد است. کوفتگی شدید در استخوان ران پای چپ مصدومیتی بود که در آستانه رقابتهای جهانی با آن مواجه شدم. تنها راه برای بهبود کامل این نوع مصدومیت استراحت مطلق است. به همین دلیل از سفر به ترکیه بازماندم. اگر خونرسانی در محدوده این نوع آسیبدیدگی زیاد باشد زمان کمتری برای بهبود آن لازم است. اما مصدومیت من درست در ناحیهای است که استخوان ران به زانو وصل میشود. خونرسانی در این ناحیه خیلی زیاد نیست. در صورت عمل در قسمت آسیبدیده چند سوراخ ایجاد میشود تا خونرسانی تقویت شود. در این صورت تا 2 ماه دیگر به شرایط عادی باز میگردم. در غیر این صورت زمان بیشتری برای بهبودی کامل میخواهم؛ حتی نزدیک به 5 ماه!
چرا خودت مثل آفاق نرفتی بازیها را تماشا کنی؟
فدراسیون خیلی دوست داشت من بروم. حتی بلیت هم برای من گرفتند.با حامد آفاق هماتاق بودم با این حال نرفتم. چون وضعیت آسیبدیدگی من به حدی بود که نمیتوانستم بازیکنان را همراهی کنم. با دکتر مشورت کردم گفت نروم بهتر است. سوار هواپیما شدن، این طرف و آن طرف رفتن و خستگی برای من مضر است و ممکن است روی پایم فشار اضافی وارد کند. ترجیح دادم نروم و بچسبم به درمان پایم. وقتی بازیهای جهانی را از دست دادم با خودم گفتم با استراحت بیشتر میتوانم به بازیهای آسیایی برسم که متاسفانه آن روزها نمیدانستم این بازیها را نیز از دست دادهام.
غیبت تو در تیم ملی باعث بروز یکسری حاشیهها شد. میگویند صمد را به این شکل کنار گذاشتهاند. نظرت درباره این حاشیهها چیست؟
کسانی که این حرفها را در جامعه بسکتبال پراکندند اصلا منطق ندارند. مگر میشود بازیکنی بخواهد از فرصتی که برای او در بازیهای جهانی بسکتبال به وجود میآید به راحتی بگذرد. من اگر پایم از این بدتر نمیشد باز هم میرفتم و بازی میکردم، اما واقعا به مرحله خطرناک رسیده است.
مخالفان میگویند در بازیهای تدارکاتی در ترکیه با کادر فنی تیم ملی بسکتبال درگیری لفظی داشتی و همان باعث حذف تو از تیم ملی شد.
واقعا خندهدار است. بارها از من پرسیدهاند حتی مادرم از آمریکا به من زنگ زد و پرسید صمد با کسی درگیر شدی و تو را از تیم ملی بسکتبال خط زدند؟ کسانی که این حرفها را درآوردند یا با فدراسیون بسکتبال مشکل دارند یا با من. نمیدانم، شاید یکسری افراد واقعا علاقه دارند که ایجاد مشکل و حاشیه کنند، اما من اصلا اهل این ماجراها و جریانسازیها نیستم. خودتان از بچگی مرا میشناسید. تا حالا نشده مسالهای را برای بازی نکردنم بهانه کنم. آن هم بازیهای جهانی.
ریشه این جریان کجاست؟
به خدا نمیدانم چه کسی برای اولین بار این شائبه را در افکار عمومی به وجود آورد.
تو در اردوی تدارکاتی تیم ملی در ترکیه با مدیر تیمهای ملی بسکتبال درگیری لفظی پیدا کرده بودی؟
نه. اصلا آقای مشحون روی نیمکت نمینشستند که من بخواهم با وی حرفی بزنم. ممکن است بازیکن به دلیل شرایط سخت و پر فشار بازی بعضی اوقات یکسری حرکات نامعقول از خودش نشان بدهد، اما اصلا چنین اتفاقاتی در ترکیه نیفتاد. شما خودتان مربی هستید خیلی وقتها مربیان کنار زمین با عصبانیت به بازیکنان بد و بیراه میگویند، اما فقط در چارچوب میدان و بازی است و بعد از آن دیگر مسالهای نیست. نمیدانم این موضوع چرا باعث این همه حرف و حدیث شده که صمد با کادر فنی درگیر شده است. ما مثل یک خانواده میمانیم. غیرعادی جلوه دادن برخی اتفاقات معمولی در بازی اسمش جنجال به پا کردن است که برای بسکتبال خوب نیست و من به افرادی که این مسائل را دامن میزنند میگویم بسکتبال را آلوده این حاشیهها نکنند. من از تیم ملی نیامدم بیرون که بعد علیه کادر فنی مصاحبه کنم و جنجال بسازم. تیم ملی خانه خودم است. 8 ـ 7 سال است همه تابستانها در اردوهای ملی هستم. به بازیهای مختلف رفتم و فکرش را بکنید بخواهم همه این زندگی را با حرفهای بی اساس خراب کنم.
منتقدان تیم ملی درباره ریشه اختلاف تو با کادر فنی گفتهاند که آنها مدام به تو تاکید میکنند اینجا (تیم ملی) باشگاه مهرام نیست که هر کاری دلت بخواهد انجام بدهی. آیا این صحبتها بین شما بوده است؟
نه اینطور نیست. آقا رضا (مشحون) اصلا چنین حرفی نمیزند.
من اسم کسی را نخواستم بیاورم صحبتهای کلی در این زمینه را میگویم. حرفهای من با تو هم به همین دلیل است که از این طریق رفع شبهه شود و افکار عمومی از زبان محمد صمد نیکخواه بهرامی در جریان همه مسائل قرار بگیرند.
به هر حال بیشتر شایعات به من و آقای مشحون بازمیگردد. آقا رضا اخلاقش بعضی وقتها تند است، اما با شناخت از او میدانم که موقع عصبانیت در دلش کینهای از بازیکن ندارد. من در این 9 سال بازی برای تیم ملی که مصادف شده با مدیریت آقای محمود مشحون هیچ وقت مشکلی نداشتم. اگر هم اتفاقی بین ما بوده در حد پدر و پسری بوده. جایی من اشتباه کردم و مرا راهنمایی کردند حالا با تذکر یا با زبان نرمتر. در یک خانواده نمیشود همه روزها به آرامی بگذرد. بعضی وقتها هم باید تلاطمها را با آرامش پشت سر گذاشت. آقا رضا مشحون یک بار مرا از اردو اخراج کرد. شاید خودشان خاطرشان نباشد، اما همه این خاطرات بازیکن را در مسیری که قرار دارد کمک میکند. کار غلط، غلط است و در هر کجا که باشد نمیشود از آن چشمپوشی کرد. اینکه مهرام را پیش میکشند واقعا درست نیست، من اگر کار اشتباهی در باشگاه هم انجام بدهم با من برخورد میشود و اینطور نیست که در مهرام هر کاری بخواهم بکنم.
در مدتی که این حرفها زده شد به فدراسیون رفتی؟ با کسی صحبت کردی؟
بله اتفاقا آقا رضا را دیدم و از او پرسیدم گفت نه پسر، کی همچین حرفها و درگیریهایی بین ما بوده که من خبر ندارم. گوش ما از خیلی حرفها پر است، اما اصل بسکتبال است که باید در میان مخالفتها راه خودش را به درستی طی کند. همانگونه که در این سالها رفته است.
بازیهای جهانی بسکتبال را دیدی؟
به غیر از بازی با اسلوونی بقیه بازیهای ایران را دیدم.
منظورم بازیهای شاخص این دوره است.
اسپانیا ـ صربستان. یک بازی هم در نیمه نهایی بین ترکیه با صربستان که با اشتباه داوری در آن ثانیههای پایانی همراه شد که خیلی قشنگ بود. در بازی فینال ترکیه خیلی سعی کرد با آمریکا خوب بازی کند که نتوانست. آرژانتین ـ صربستان و آرژانتین ـ برزیل هم بازیهای سطح بالای این جام بودند.
به نظرت نایب قهرمانی ترکیه در بسکتبال جهان میتواند الگوی خوبی برای بسکتبال ما باشد؟
البته. ترکیه آدمهایش شبیه خودمان هستند و مشترکات فرهنگی زیادی هم داریم، نزدیک ما هستند و میتوانیم از این تیم که در 10 سال گذشته راه خوبی را در بسکتبال جهان آغاز کرده و در بازیهای جهانی نتیجه گرفته استفاده کنیم. ما فیزیک بسکتبال را داریم و علاوه بر این هوش ایرانیها در همه عرصهها بر همه آشکار شده است. توانمندی وجود دارد و باید بهای لازم را بدهند.
چند بار به ترکیه سفر کردی و بازی انجام دادی. ارزیابیات از بسکتبال این کشور چگونه است؟
ترکها در سال 2001 نایب قهرمان اروپا شدند. باشگاههای ترکیه لیگ خوبی برگزار میکنند. بعد از اسپانیا بهترین لیگ اروپا در ترکیه برگزار میشود و بازیکنان خارجی ازجمله آمریکاییهای زیادی برای بازی به ترکیه میروند. تیمهای لیگ متعلق به مردم هستند و مناطق خاصی طرفدار تیمها هستند. ترکها بسکتبال را به درون خانهها و محلات مردم بردهاند. شما همین بازیهایی را که در ترکیه برگزار شد ببینید که از نظر تبلیغاتی چه کردند. همه ترکیه شده بود بسکتبال. یک عزم ملی پشت سر بسکتبال ترکیه بود و این تیم را تا فینال پیش برد.
درباره تیم آمریکا میگفتند این تیم نمیتواند تا بازی نهایی پیش برود، اما اینگونه نشد و آمریکا قهرمانی را بعد از 16 سال تصاحب کرد. آیا شایسته این قهرمانی بود؟
آمریکا در بسکتبال دنیا تافته جدا بافته است. تیمی که به استانبول آمده بود شاید تمام موجودیت NBA نبود، اما بازیکنان جوان و باانگیزهای در اختیار داشت. تیم درجه یک آمریکا همان تیمی بود که در بازیهای المپیک پکن قهرمان شد. بسکتبال آمریکاییها خیلی روان بود بدون آن که درگیر تاکتیکهای پیچیده باشد و بازیکن را محدود به کار تاکتیکی کند. به لحاظ قوای جسمانی هم در شرایط خوبی قرار داشتند. این تیم برای بازیهای المپیک لندن آماده میشود و تا 2 سال دیگر این نفرات بهتر از این میشوند.
به نظر تو بسکتبال بینالمللی مثل اوایل دهه 90 هنوز با NBA فاصله زیادی دارد؟
فاصله کمتر شده است. در NBA دو بازیکن سوپراستار وجود دارد و باقی بازیکنان مثل بازیکنان جهانی هستند و تفاوت زیادی با آنها ندارند. یکسری بازیکن نرمال. الان به تیمهای NBA نگاه کنید دو بازیکن استثنایی دارند و بقیه اروپایی هستند یا آمریکایی در سطح بازیکنان روز اروپا. بنابراین فاصله در حال کم شدن است.
گفتی بازیکنان آمریکا تافته جدا بافتهاند. چه اتفاقی در NBA و اصولا بسکتبال در آمریکا روی میدهد که یک تیم جوان هم با اقتدار قهرمان جهان میشود؟
آنجا مهد بسکتبال دنیاست. پولهای زیادی رد و بدل میشود و کاملا حرفهای هستند. همه چیز نظم و ترتیب دارد. بازیکن 5 ساله آمریکایی سلسله مراتب آموزش بسکتبال را گام به گام میآموزد و به پیش میرود. میداند تا 7 سالگی چه باید بکند و همینطور در سالهای بعد. یعنی تا رسیدن به جوانی همه اصول را فراگرفته و در کالج آنها را پیاده میکند. در این مرحله بازیکنان آمریکایی تجربیات فراوانی به دست میآورند و قطعا از بازیکنان همرده خودشان جلوتر هستند. شما یک جوانی که این مراحل را تا 18 سالگی طی میکند، با جوانی از ایران مقایسه کنید که تازه در سن 16 سالگی میخواهد ورزش مورد علاقهاش را آغاز کند. تفاوتها مشخص است. تبلیغات وسیع هم باعث رشد بسکتبال این کشور است. در محله و خیابان و مدرسه از بسکتبال صحبت میشود. تلویزیون بازیهای NBA را ظرف مدت 6 یا 7 ماه نشان میدهد، خب در ذهن همه بسکتبال به نوعی شکل میگیرد و به ورزشی پرطرفدار تبدیل میشود.
بعضی وقتها تیمهای آمریکایی دچار مشکل هستند. ممکن است در سیستم و نوع بازی و تفاوتهایNBA با بسکتبال بینالمللی مشکل داشته باشند و نتوانند خودشان را تطبیق دهند. 4 سال پیش یونان، آمریکا را برد یا چند نتیجه دیگر از این قبیل. این نتایج را باید چطور ارزیابی کرد؟
پیشرفت بسکتبال دنیا که انکارناپذیر است و مادامی که بازیکنان سایر نقاط دنیا به NBA نرسند، این پیشرفتها ادامه دارد. بنابراین NBA حالا حالاها انگیزه پیشرفت و دگرگونی در بسکتبال دنیاست. بسکتبال جهان هنوز به سقف پیشرفت نرسیده چون NBA از آن جلوتر است. در 2 دوره بعد از بازیهای جهانی 94 یعنی در سالهای 1998 و 2002 تیمهای آمریکا واقعا در اندازههای بسکتبال این کشور نبودند. سالهای 92 و 94 آنقدر تیمهای آمریکا قوی بودند که لقب تیم رویایی را به آنها داده بودند، اما ضعف در دو دوره انتقادهای بسیاری را متوجه فدراسیون بسکتبال آمریکا کرد تا آنها برای تیم سال 2006 به فکر فرو بروند. در همین دهه ما شاهد تحولات بسکتبال جهان بودیم. بازیکنان زیادی از اروپا، آمریکای جنوبی و استرالیا وارد NBA شدند تا فاصله بین تیمهای جهان کمتر شود. با این حال بازهم آمریکاییها حرف اول را میزنند و میتوانند فاصله بیشتر خود را نشان دهند، اگر همه سوپراستارها برای بازیهای جهانی و المپیک تمایل نشان بدهند. یکسری نتایج را هم حادثه رقم میزند که آن هم جزیی از ورزش است. تیمی که در 40 مسابقه 2 بازی را میبازد به نوعی باید گفت دستخوش اتفاقات ورزش بوده. خود من در باشگاههای آسیا با مهرام بازی اول را به الریان با 20 امتیاز باختیم، اما در فینال با 20 امتیاز همین تیم را بردیم.
غیبت یک عده از بازیکنان بزرگ در این دوره قابل توجه بود. چرا آنها نیامدند؟
دلیل غیبت این بازیکنان برمیگردد به نوع نگاه و تفکرات آنها از بازیها. هر چقدر بازیکنی به لحاظ ویترین افتخارات بسکتبال کامل باشد، اما باز جاهطلبی دارد، بویژه بازیکنان بزرگ. بازیکنان و سوپراستارهای اروپا در جهانی ترکیه نبودند. الان پای من آسیب دیده و آیندهام در خطر است. آنهایی که با قرارداد من همه جا را پر میکردند که صمد پول زیادی گرفته، الان کجا هستند و درباره مصدومیتم و اینکه این فصل را از دست دادهام و پول نمیگیرم چه حرفی دارند. در آنجا هم بازیکن به زندگی خودش نگاه میکند. 2 سال در المپیک بوده، در NBA بازی کرده و نخواسته فشار را چند برابر کند، مبادا که آسیب ببیند و از درآمد سالانهاش محروم بماند. البته در ایران احساسیتر هستیم و فکر تیم ملی را میکنیم و باید برای تیم ملی بازی کنیم.
تو در فرانسه بازی کردی و تجربه جهانی هم داری و بازیکنانی با استانداردهای بالا دیدهای. آیا بازیکنان ما در حد استانداردهای بینالمللی هستند؟
پله بعدی پیشرفت بسکتبال ایران صادر کردن بازیکن به لیگهای مختلف است. من به این معتقدم، ما بازیکنان بسیار خوبی داریم، اما اینکه بخواهند در لیگهای بالا بازی کنند مثل اروپا کار سختی است. تیمهای اروپایی بازیکنانی را استخدام میکنند که از حد بازیکنان خودشان فراتر باشند. مثل لیگ خودمان. ما الان بازیکنی را با اندازههای فنی پایینتر از بسکتبال ایران قبول نمیکنیم. حامد حدادی در NBA بازی میکند و میبینید که در بازی با تیمهای آسیایی چه اعتماد به نفس بالایی دارد. حتی در بازیهای المپیک و جهانی حامد یکی از برترینها میشود. او بازیکن بزرگی است که در ریباند و بلاک شوت آمار قابل توجهی دارد. اگر بازیکن صادر کنیم و چنانچه بازیکنانمان با تیمهای خوب دنیا بازی کنند به استانداردهای بینالمللی نزدیک میشویم. این کار را ترکیه کرده. 3 نفر از برترینهای تیم ملی ترکیه بهترین بازیکنان تیمهای خود در NBA به شمار میروند. در لیگ برتر ایران که بهترین لیگ آسیاست بازیکنان خارجی حضور دارند، اما فشار بازیها باید بیشتر از اینها باشد.
آیا بازیهای جهانی امسال فرصتی برای بازیکنان جوان فراهم کرده تا در آینده نام آنها را بیشتر بشنویم؟
حتما، باید منتظر خبرها باشیم. این بازیها زیر نظر مربیان و دستاندرکاران بسکتبال دنیاست. جدیدترین متدهای آموزشی را در این مسابقات باید یافت.
بازیکنان در پست خودت را در این بازیها چگونه دیدی؟
تیمهای ملی در این سطح تغییرات آنچنانی ندارند. بیشتر بازیکنان این دوره از بازیها را میشناختم و با آنها بازی کرده بودم. کوین دورانت که میگویند آینده NBA است خیلی خوب بود. یا ترک اوغلو که البته از من بلندتر است و شیوه و مسوولیت بازیاش فرق دارد. صربها 2 بازیکن بلند قامت 2 و 3 داشتند که عالی کار میکردند و بشیروویچ از اسلوونی که هر لحظه از او انتظار حرکت جدیدی در بازی میرفت.
تیمهای آسیایی در این دوره چطور بودند؟
ایران از همه بهتر بود. البته چینیها با یک برد و با معجزه به مرحله یکهشتم رفتند و بازیهای نزدیکتری را با حریفان برگزار کردند، اما ایران ثبات خوبی داشت. لبنان مثل دوره قبل در یک حادثه تیم کانادا را در شب اول بازیها برد. تیمی که کانادا را میبرد نباید با 40 امتیاز اختلاف به نیوزیلند ببازد، بنابراین لبنانیها با حادثه یک برد به دست آوردند. آنها 4 سال قبل هم فرانسه را برده بودند. لبنان را به دلیل اینکه فکر میکردم به بازیهای آسیایی میرسم ارزیابی کردم، اما این تیم را تیم خوبی ندیدم. اردن اصلا با تیم سال قبل فرق کرده و نشانهای از تیم بودن ندارد. مشکلات فدراسیون بسکتبال اردن باعث شده تا بازیکنان تیم ملی این کشور وضعیت نامعلومی پیدا کنند. حتی آنها تا 2 ماه قبل از بازیهای جهانی، لیگ داخلی خود را موفق نشدند برگزار کنند.
با این ارزیابیها و با شرایطی که این روزها بسکتبال ما با آن روبهروست شانس ما در بازیهای آسیایی گوانگجو برای قهرمانی چقدر است؟
ما باز شانس قهرمانی داریم. نباید ناامید بود. حامد حدادی به دلیل بازیهای NBA نمیتواند بیاید. ارسلان کاظمی دوره قبل نبود، اما الان به یک بازیکن قابل اتکا تبدیل شده و در کالجهای آمریکا درس میخواند که با شروع دانشگاه واقعا سخت است مرخصی بگیرد. من نمیتوانم بازی کنم، اما تیم ملی باز هم شانس قهرمانی دارد. بچهها باید بتوانند با همین نیرو اردن و لبنان را ببرند چون قبل از بازیهای جهانی ترکیه وقتی آفاق، حدادی و کاظمی نبودند و مهدی کامرانی تازه از مصدومیت بازگشته بود، لبنان را شکست دادیم. بازی خیلی سختی با چین داریم، اما چینیها هم چند بازیکن خوبشان را در اختیار ندارند که یکی همان جیان لیان است. یا بازیکنانی که بتازگی به NBA پیوستند نمیتوانند چین را همراهی کنند. نکته اصلی میزبانی چینیهاست و اینکه باید قبول کنیم فعلا آنها از بسکتبال ما جلوتر هستند. امکانات آنها هم قابل مقایسه با ما نیست.
این تیمهایی که در قالب الف و ب تشکیل شدهاند و هر بار نفراتی به بازیهای مختلف اعزام میشوند چه فایدهای برای بسکتبال ما دارد؟
این خیلی خوب است که ما به فکر جایگزینی نفرات اصلی تیم ملی باشیم و در تیم ب واقعا تحرک خوبی وجود دارد، اما این تیم به ما ضربه هم زد. بازیکنان تا مدتها نمیدانستند که بازیکن تیم الف هستند یا ب. برای ما هم مشکل هماهنگی به وجود آمده بود. تمرکز کافی نداشتیم. یک بار با یک سری از بازیکنان تمرین میکردیم و اردوی بعد نفرات دیگری جایگزین میشدند. این برنامهها کار هماهنگی را به تاخیر انداخته بود و فشار روی ما را بیشتر کرد. بهتر است برای تیم ب بازیکنی که از تیم الف خط میخورد برود تیم ب، نه اینکه مدام بین نفرات تغییر ایجاد کنیم. در هر صورت نفس کار که پشتوانهسازی است قابل تقدیر است.
بازیهای ایران از نگاه کاپیتان
من قبل از اینکه به حریفان ایران بپردازم، باید بگویم تیم ملی بسکتبال در همه بازیهای خود شاداب بازی کرد. بازیکنان خوشحال بودند که در یک کلاس جهانی بسکتبال حضور دارند. آنها تلاش کردند. این مساله نکته مهم تمامی بازیهای ایران بود. معمولا نباید از تیم بازنده تعریف کرد، اما تیم ملی با شرایطی که پیش از بازیها برایش اتفاق افتاد، جای تعریف و تمجید دارد. اصلا فکر نمیکردم تیم ما خوب بازی کند و از بازی کردنش لذت ببرد. وقتی مشخص شد آفاق به بازیهای جهانی نمیرسد، تیم ملی 2 ماه وقت داشت که شیوههای بازی خود را عوض کند و جایگزین آفاق را بشناسد، اما 2 روز قبل از سفر تیم مشخص شد که من همراه سایر بازیکنان نیستم و واقعا پیدا کردن جایگزین یا تغییر روش بازی کار دشواری بود. تیم ملی ما اصلا فوروارد نداشت، میدیدید که حدادی 3 امتیازی میزد. یا بعضی وقتها 3 بازیکن گارد راس همزمان در بازی بودند. باز هم در چنین شرایطی بازیکنان همت کردند و با اتفاقاتی که افتاد بازیکنانی مثل سامان ویسی خودشان را به خواستههای کادر فنی نزدیک کردند. آمادگی بدنی بازیکنان هم خیلی خوب بوده که توانستند در 5 بازی پرفشار با بهترین تیمهای دنیا علیرغم اینکه در بسیاری مواقع تاکتیکها جواب نداد، مقاومت کنند. تیم ما بالا و پایین داشت. در گروهی بازی کردیم که سبکهای متعدد بسکتبال دنیا در آن قرار گرفته بودند. 2 تیم از اروپا، آمریکا و آمریکای جنوبی و آفریقا. همه سبک بازیهای مختلفی دارند. ما فقط میتوانیم سطح بازیهای خودمان را مقایسه کنیم. برابر برزیلیها خوب بودیم. آنها در بازی با تیم ملی بسکتبال ابتدا تیم ایران را دستکم گرفتند. برزیل سابقه طولانی در بازیهای جهانی دارد و درست است که 2 بار قهرمانی آنها مربوط به دورههای قبلی است، اما این دوره هم تیم خوبی بودند. در بازیهای برزیل دیدیم که این تیم بازی به بازی بهتر شد، اما مسیری را که پیمود مسیر سختی بود. بازی با آمریکا یا در مرحله یکهشتم با آرژانتین نشان میدهد که برزیلیها بهرغم داشتن تیمی خوب، با رقبای اصلی این دوره روبهرو شدند. با کرواسی اصلا در اندازه خودمان نبودیم. شاید فشار بازی بعد از برزیل روی تیم ما تاثیر منفی گذاشته بود. همه جای زمین آنها برتر بودند. در بازی با تونس بهترین بازیمان را انجام دادیم، به طوری که تونس نتوانست در ابتدای مسابقه خودش را پیدا کند. آنها تیم خوبی داشتند، اما در جریان بازی خوب ایران قرار گرفتند. در دقایق پایانی بازی با تونس و 2 بازی قبلی مشکل اصلی ما توپ بردن به زمین حریف بود. بازیکنان کناری ما هم تمایل به کمک نداشتند و گارد راسهای ما تنها بودند. تیم سازماندهی خود را در زمانهای فشار روی بازیکن بازیساز از دست میداد. سخت گل میزدیم و راحت گل میخوردیم. من خودم لحظهای که تیم مقابل تونس 20 امتیاز جلو بود و بعد بازی را از دست داد و اختلاف به 4 امتیاز رسید، خیلی حرص خوردم. گفتم بچهها چرا اینجوری بازی میکنند، اما با پشتوانه مناسب امتیاز آن بازی را بردیم. با آمریکا 2 نیمه متفاوت داشتیم. یک نیمه عالی اما در نیمه دوم خوب بازی نکردیم. شاید بچهها خسته بودند. 3 بازی و یک نیمه سخت با آمریکا برای تیمی که نصف قوایش را هم نداشت واقعا سخت بود. نیمه دوم همان مشکل همیشگی به وجود آمد. تیم ما ذرهذره بازی را نمیبازد، بلکه در مدت 2 دقیقه 20 امتیاز عقب میافتد. اینکه ما کنترل بازی را یکباره از دست میدهیم، دلیلش را نمیدانم. مربیان باید روی این نکته کار کنند. درست است که بازیهای جهانی میدان متفاوتی است، اما باید تجربه بازیمان را در این عرصه بالا ببریم. تیمی که 20 دقیقه بازی پا به پای رقیب خودش پیش میآید، چگونه در مدت 4 ـ 3 دقیقه 20 امتیاز عقب میافتد. یک جای کار اشکال دارد. تیم ما از نظر فیزیکی کوتاهتر از بقیه تیمها بود که این خود فشار مضاعف وارد میکرد. بازی با اسلوونی چیزی برای از دست دادن نداشتیم و خوب بازی کردیم. تیم از نظر سازماندهی خوب بود. کل بازی را پا به پا بازی کرد و از آن اختلاف بین امتیازات و نوسانات کم شده بود. در مجموع عملکرد تیم ایران در شانزدهمین دوره بازیهای جهانی بسکتبال راضیکننده بود، اما بعد از این دیگر نباید برویم بازی جهانی و همین نتایج را تکرار کنیم. بازیهای المپیک و جهانی در کارنامه بازیکنان بسکتبال ایران است بر این اساس 4 سال بعد باید بهتر نتیجه بگیریم. بسکتبال ما نوپاست. ما با تیمهای مطرح دنیا فاصله داریم، اما با سرعت حرکت میکنیم تا فاصلهها را کم کنیم. همه در جهان بسکتبال دارند کار میکنند. اسپانیا و صربستان. همین صربستان که حقش فینال بازیهای جهانی بود 2 سال پیش با همین نفرات به ما باخته بود. حالا ببینید چقدر پیشرفت کردند. ما هم سرعت خوبی داریم و از رتبه چهلم آمدهایم به بیستم. فقط هم در رده بزرگسالان نیست. در تمامی ردهها این رشد را شاهدیم. برخلاف نظر برخی که میگویند بسکتبال ایران بیپشتوانه است، اما در ردههای پایه بازیکنان با استعداد خوبی میبینیم. جوانان ایران قهرمان آسیا شدند و به بازیهای جهانی رفتند یا نوجوانان که سوم آسیا شدند. در این تیمها بازیکنان با استعدادی داریم. در ورزش در همه ابعاد باید پیشرفت کنیم. فقط در مسائل فنی نیست. ما الان از نظر امکانات در مضیقه هستیم. بازیکنان الریاضی لبنان پارسال در بازیهای غرب آسیا به من میگفتند سالن شما همین است. ما تنها سالن آزادی را به عنوان یک سالن استاندارد داریم که متعلق به 40 سال قبل است. ترکیه را ببینید. بازیها را در 5 سالن مجهز در 4 شهر برگزار کرد و تحسین مسوولان جهانی را برانگیخت. ما با این امکانات همین که در عرصههای جهانی حضور پیدا میکنیم، جای شکر دارد و باعث افتخار ورزش است. ما چقدر باید از کمبود امکانات بنالیم. خیلی از مسوولان ورزش در ترکیه بودند و میدانند چه کار باید کرد. آقای سعیدلو بازیها را از نزدیک تماشا کردند و اگر هم نمیآمدند بازهم میدانستند در ورزش جهان چه میگذرد. دولت باید کمک کند و باشگاهها باید آستین همت بالا بزنند.
محمد رضاپور / جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
دکتر مرندی در گفتوگو با «جامجم» پیامدهای واقعی فعال شدن اسنپ بک را نزدیک به صفر ارزیابی کرد