علی ایحال، به تازگی باز شاهد آن هستیم که با این که به تعبیر همین روزنامه دیروز خودمان، قانون جمعآوری قلیانها در حال دود شدن میباشد، اما هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، آیین نامه اجرایی قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات را قانونی تشخیص داد و آن را باطل نکرد. ظاهرا پیش از این، اتحادیه صنف قهوهخانهداران و چایخانههای سنتی در استان تهران، ضمن ارائه دادخواستی به این دیوان، متقاضی ابطال این آییننامه شده بودند که در عمل باعث کاهش قلیان و متقاضیان آن نشده است.
خلاصه این دور و تسلسل اعلام ممنوعیت استفاده از قلیان در قهوهخانهها و سپس عدم پیگیری سفت و سخت آن سالهاست که همه را سر کار گذاشته و اکنون این ماجرای شل و سفت کردن جمعآوری قلیانها (اعم از ساده سنتی، تمام اتوماتیک تاشو، شیلنگ هیدرولیک با سوخت اورانیوم، دیجیتال بیشیلنگ وایمکس بلوتوث دار، و.....غیرذالک!) داستانی است که بر هر سر بازاری هست و دل اکثر افراد قلیانکش از این بلاتکلیفی مثل سیر و سرکه میجوشد.
حتی امثال حقیر نیقلیانی آماتور که با یک پک سطحی و ساده، فیالمجلس عطسه و سرفهمان یکی شده، ای بسا تبدیل به «پکهالوداع» خواهد شد. حرف در این خصوص بسیار است، اما مجال حرّافی نیست.
زبان حال یک بیقلیان:
آتش گذار بر سر قلیانم و ببین
آنگه که دود دل من چه میکند
بسته پیشنهادی:
به نظر ما تا به حال باید به این نکته ظریف و حساس پی برده باشیم که جمعآوری قلیانها که یک عمل بسیار مفیدی در جهت افزایش سلامتی فرد و جامعه میباشد؛ جز با ضرب و زور بیشتر میسر نمیباشد و اصلا ربطی به اصلاح افکار خود جامعه و تغییر نگرش آحاد جمعیت آن به قلیان ندارد.رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم