مادرم گفت برو کارکن او را کشتم

مرد جوانی که در پی مشاجره خانوادگی مادرش را کشته و بعد از حمله به خواهرش در خانه‌ای در شمال تهران از محل حادثه فرار کرده بود، خود را تسلیم پلیس کرد. به گزارش جام‌جم، ماجرای این قتل خانوادگی هنگامی فاش شد که عصر روز 23 شهریور زنی با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 تهران تماس گرفت و قتل مادرش و مجروح شدن خود را به پلیس خبر داد.
کد خبر: ۳۵۴۴۴۶

پس از این تماس، ماموران کلانتری 124 قلهک به محل حادثه در خیابان دیباجی اعزام و با هماهنگی قضایی وارد خانه شدند و مشاهده کردند زنی زخمی در یکی از اتاق‌ها افتاده و تقاضای کمک می‌کند.زن جوان پیش از انتقال به بیمارستان به پلیس گفت: برادرم مسعود پس از درگیری با مادرم او را کشته و جسدش را در زیرزمین خانه پنهان کرده است.

بنابراین، ماموران زیرزمین خانه را بررسی و جسد زن صاحبخانه را از این محل کشف کردند.با گزارش این جنایت به بازپرس روشن در دادسرای جنایی دستور قضایی در این ارتباط صادر و جسد زن 45 ساله به پزشکی قانونی منتقل شد.

با شروع تحقیقات، کارآگاهان جنایی برای بررسی موضوع در بیمارستان حضور یافتند و به تحقیق از زن زخمی پرداختند که وی همچنان عامل جنایت را برادر فراری‌اش معرفی کرد.

با مشخص شدن این موضوع، جستجوها برای یافتن قاتل فراری ادامه داشت تا این‌که چند روز بعد از حادثه این متهم (مسعود) با حضور در کلانتری 124 قــلهک تهـران خود را به پلیس تسلیم کرد.

مسعود ـ متهم به قتل ـ پس از انتقال به پلیس آگاهی درباره قتل مادرش گفت: چندی پیش پدرم من و اعضای خانواده را ترک کرده بود و هزینه‌ زندگیمان را مادرم تامین می‌کرد. او همیشه از من می‌خواست کاری مناسب پیدا کنم ولی با داشتن 30 سال تاکنون کاری پیدا نکرده‌ بودم.

عامل جنایت افزود: این موضوع باعث بروز اختلاف‌هایی میان من و مادرم شده بود.عصر روز حادثه پس از مصرف مشروبات الکلی در خانه یکی از دوستانم به خانه بازگشتم که مادرم شروع به مشاجره با من کرد.

متهم به قتل ادامـــه داد: در همین موقــع مشاجره‌مان بالا گرفت و مادرم را کتک زدم. سپس با کارد آشپزخانه به او حمله کرده و با ضربه‌های چاقو مادرم را کشتم. خواهرم می‌خواست راهم را سد کند که او را هم با ضربه‌های چاقو زخمی کردم.

متهم به قتل تصریح کرد: پس از اطمینان از قتل مادرم، جسدش را دور پتویی پیچیده و با انتقال به زیرزمین خانه فرار کردم. چند روزی در خیابان‌های شهر سرگردان بودم تا این که عذاب وجدان رهایم نکرد و عاقبت خود را تسلیم کردم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها