سازمانی که باید از فساد پاک باشد

به نظر می‌رسد سازمان ملل متحد بار دیگر در آستانه ورود به بحرانی دیگر است. اینگا بریت اهلینوس، رئیس در حال تغییر سازمان ناظر فساد داخلی این سازمان، در پایان ماموریت خود گزارشی ارائه داده که در آن بان‌ کی‌مون، دبیرکل سازمان را متهم می‌کند شخصا باعث یاس و کناره‌گیری او شده است.
کد خبر: ۳۵۳۴۶۱

اتهامات گزارش او که به مطبوعات درز کرده به نظر می‌رسد در چارچوب الگویی ناامیدکننده است. بعضی از بازرسان داخلی برجسته سازمان ملل در سال‌های اخیر کار خود را رها کرده‌اند بی‌این‌که شخص دیگری جای آنان را گرفته باشد. همچنین به واحد تحقیقات سازمان ناظر فساد داخلی سازمان ملل دستور داده شده پرونده‌های فساد یا تقلب‌های مالی مربوط به کارکنان سابق این سازمان را دنبال نکند. این از آن نوع رفتارهایی است که انسان از یک دیکتاتوری پوشالی عصبی انتظار دارد نه از مهم‌ترین سازمان چندجانبه جهان. به گفته خانم اهلینوس،‌ فساد در سازمان ملل از بالاترین نقطه آن سرچشمه می‌گیرد. بان کی‌مون 3 سال پیش در اوج رسوایی فساد مالی در جریان برنامه نفت برای غذای عراق که آبرو و اعتبار کوفی عنان، سلف او را لکه‌دار کرد، به دبیرکلی سازمان ملل برگزیده شد. این دیپلمات کره‌ای ماموریت داشت تصویر سازمان ملل را پاک کند و دست به اصلاحات داخلی در آن بزند. اما به نظر می‌رسد هدف اصلی بان کی‌مون اجتناب از ایجاد سروصدا در سازمان و جلوگیری از بی‌اعتباری بیشتر آن بوده است.

در هر بحث و گفتگویی درباره نارسایی‌ها و عیب‌های سازمان ملل، اذعان به این که این سازمان تا وقتی که کشورهای اصلی عضو آن دچار کاستی و نقص هستند همیشه سازمانی معیوب و دارای کاستی خواهد بود، حیاتی است.

سازمان ملل از نظر بعضی از منتقدان آن نهادی بسیار انحصاری و متکبر و بشدت مغرضانه و طرفدار کشورهای ثروتمندتر است. از سازمان ملل مدام انتقاد می‌شود بویژه به علت ماهیت غیردموکراتیک شورای امنیت ـ نهاد حاکم آن ـ که در تیول قدرت‌های بزرگ است. با این حال وقتی بعضی از رژیم‌های غیرمردمی جایی در هیات‌‌های حقوق بشر سازمان ملل به دست می‌آورند، از این سازمان انتقاد می‌شود که چرا به قدر کافی انحصاری نیست. ایجاد وضعی مشابه هنگام اجرای اقدامات دیگر این سازمان صدق می‌کند و برای انجام هر کاری اساسی، اعم از رساندن کمک به کشورهایی که گرفتار فجایع و بلاهای طبیعی می‌‌شوند (مانند میانمار پس از توفان نارگیس)‌، یا تصویب اعزام هیات‌های چندجانبه حفظ صلح (مانند مورد دارفور)‌ تلاش‌های بسیار لازم است. با این حال سازمان را برای انجام معاملات مشکوک محکوم می‌کنند. گرفتاری سازمان ملل این است که از آن انتظار می‌رود بسیار بیشتر از کشورهای بزرگ حاکم بر آن به ضوابط اخلاقی پایبند باشد و در عین حال فعالیت‌هایش را از طریق اجماع انجام دهد.

سازمان ملل دشمنان نیرومند و جنجال‌آفرینی، نه فقط در ایالات متحده آمریکا دارد که منتظرند تا از هر ناکامی و قصور آن استفاده کنند. دستور کار بسیاری از این دشمنان نه اصلاح این سازمان، بلکه نابود کردن آن است. البته این بسیار مهم خواهد بود که دشمنان فوق موفق نشوند، زیرا سازمان ملل متحد در مجموع نیرویی مثبت در جهان است. گروه‌های 20 و 8 ، گروه‌های نیرومندی هستند اما سازمان ملل تنها مرکز جهان است که کشورهای فقیر کره زمین می‌توانند از آنجا صدای خود را به گوش جهانیان برسانند.

اگرچه سازمان برای حفظ موجودیت و اجرای برنامه‌هایش در موارد بسیاری مصالحه و سازش می‌کند، اما در مورد یک چیز نمی‌تواند سازش کند و آن فساد داخلی است. فساد مشروعیتی را که سازمان از روش و نگرش فراگیر و جذبی خود به دست می‌آورد، تضعیف می‌کند. هر کار شایسته‌ای که سازمان انجام می‌دهد ـ از تحقیقات بی‌طرفانه درباره رفتار کشورهای عضو، تا ماموریت‌های حفظ صلح، تا هماهنگ‌سازی تلاش‌های بین‌المللی برای جلوگیری از تغییر آب و هوای زمین ـ به این مشروعیت وابسته است. به این دلیل بود که رسوایی در برنامه نفت برای غذا تا آن حد ویرانگر بود. سازمان ملل باید نشان دهد صلاحیت و شایستگی نظارت بر کار خود را دارد.

طرفداران و مدافعان بان کی‌مون هر ادعایی درباره اقدامات انجام شده او ـ مسائلی از حقوق زنان تا دیپلماسی بین‌المللی ـ داشته باشند، وقتی پای اصلاحات در خود این سازمان و مبارزه علیه فساد به میان می‌آید، حرفی برای دفاع از او ندارند، زیرا در این زمینه او به وضع فاجعه‌آمیزی ضعیف عمل کرده است. نخستین دوره کار دبیرکل در انتهای سال بعد پایان می‌یابد. اگر او می‌خواهد شایستگی دوره دیگری را داشته باشد لازم است در روش و نگرش خود تغییراتی در حد انقلاب به وجود آورد.

منبع: ایندیپندنت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها