در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این ضابطه نشانه تیره دیگری برای نظامیان آمریکایی به دست میآید: در جولای نظامیان کشته شده آمریکایی – 66 نفر – بیش از هر ماه دیگری بوده است.
نیروهای انگلیسی نیز امسال – در مقایسه با 109 نفر در طول کل سال 2009 – 80 نفر تلفات دادهاند. البته نیروهای انگلیسی چندی پیش اعلام کردند در جریان عملیاتی در جنوب افغانستان قسمتهایی از شهر سیدآباد را تصرف کردهاند، اما چنین موفقیتهایی، هر قدر از نظر سربازان شرکتکننده در آن مهم باشند، گاهی حاصل میشوند و کمی بعد از دست میروند، بدون این که مردم انگلیس به برداشت درستی از پیروزی یا شکست خود در جنگ دست یابند.
علت این پیروزیها این است که نیروهای طالبان ممکن است موقتا در جایی عقبنشینی کنند بعد آنجا را پس بگیرند. بعید است چنین پیروزیهایی موضوعی سرنوشتساز باشند. واقعیت این است که ما در حال پیروزی در این جنگ نیستیم. واقعیت بزرگتر که دیر یا زود با آن مواجه خواهیم شد و باید به آن اعتراف کنیم این است که از نظر نظامی این جنگ جنگی قابل برنده شدن نیست.
یکی از جنبههای مثبت سفر چندی پیش نخست وزیر انگلیس این بود که او صراحتا از خروج نیروهای انگلیسی از افغانستان سخن گفت. او پیشتر گفته بود که ما باید آماده شروع خروج مرحلهای و منظم در نوامبر باشیم.
اگر چه تعیین هر جدول زمانی به وقوع رویدادهای احتمالی بستگی خواهد داشت و این یعنی تسریع و تسهیل مذاکرات سیاسی که باید با خروج نیروها همراه باشد از جمله: مذاکره با طالبان.
زمینه سیاسی این مناقشه به گونهای دیگر اخیرا به وسیله دیوید کامرون مطرح شد و آن هنگامی بود که وی طی سخنانی جنجالی اظهار داشت بین عناصری در ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان و طالبان همدستی وجود دارد. این سخنان علنی، درباره توانایی جنبشهایی از نخبگان پاکستان برای پیگیری 2 شیوه در درگیری با تروریسم، منجر به لغو دیدار رئیس خدمات اطلاعاتی پاکستان از انگلیس شد.
به نظر میرسد سخنان او بر مبنای اطلاعات افشا شده ویکی لیکس بوده باشد، اما این امر انتشار اطلاعات فوق را توجیه نمیکند. این اسناد قطعا واقعیاتی را تایید میکنند که پیشتر انکار شده بودند از جمله میزان واقعی تلفات غیرنظامیان.
بدیهی است که مسوولان افشای هر گونه اسرار نظامی را به بهانه تهدید امنیتی محکوم خواهند کرد اما حاصل این مورد که هزاران پرونده علنی شد، فراتر از خواست افشاکنندگان یعنی جلوگیری از خطر برای غیرنظامیان بود.
افشای مطالب، زندگی افراد بسیاری را به خطر انداخته است از جمله افغانهایی که با نیروهای خارجی همکاری میکردهاند و اینک نگران انتقامجویی هستند.
اولویت کنونی این است که با تعقل درباره این جنگ بحث کنیم و به این واقعیت بپردازیم که جنگ افغانستان به جای کاهش خطر تروریسم در انگلیس، که هدف ظاهری آن است، به تشدید آن در کشور کمک میکند.
تحلیل ویرانگر اخیر «الیزا مانینگام بولر»، رئیس پیشین سازمان جاسوسی انگلیس، دایر بر این که جنگ عراق عملا به بیگانگی مسلمانان انگلیس در این کشور کمک کرد، درباره جنگ افغانستان نیز صدق میکند. افغانستان در حد جنگ عراق خشم و انزجار مردم انگلیس را نسبت به دولتشان برنینگیخته است اما این مناقشه نیز به مشکل افراطیگری در انگلیس میافزاید نه این که از آن بکاهد.
بدون انکار دشواریهای این جنگ، اینک باید در فکر راهکاری سیاسی برای عقبنشینی باشیم که شامل همکاری با طالبان در افغانستان و پاکستان باشد. بیشتر مردم انگلیس آماده خواهند بود تلفات سربازان خود را در جنگی که هدفی آشکار، قابل حصول و قابل شناسایی داشته باشد، بپذیرند اما این جنگ چنین هدفی ندارد.
بهترین امیدی که میتوان داشت کمک به ایجاد دولتی در افغانستان است که میزبان القاعده نباشد و در تقسیم قدرت چنان عادلانه رفتار کند که خصومتهای پیشین دوباره سر باز نکنند، اما کاری که ما نمیتوانیم انجام دهیم تحقق این امر با توسل انحصاری بر قدرت نظامی است.
ایندیپندنت
مترجم: علی کسمایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: