گفتگو با سید فرید قاسمی پژوهشگر و روزنامه نگار

برای یک همکار مطبوعاتی ، بای بسم الله نوشتن سخت است واقعا. بارها دیدار، بارها مکالمه ، بارها گفت و شنود در منزل و محل کار... هرچند بیش از یکی ، دو روز نبود که نگرانی C.C.U در قبال
کد خبر: ۳۵۲۵۱
بیماری قلبی سید، تقلیل یافته بود. همچنان اما صدایش خسته بود که با ما مصاحبه کرد.
سید مهربانانه فرایادم آورد که تعهد، انگیزه ، تلاش و صمیمیت همکارانه چه شکوهی دارد. درودش باد. این بای بسم الله بارها تغییر کرد بارها بازنویسی شد و بارها... زیرا همه لرزش دست و دلم از آن بود که... طرف گفت و شنود این بار، یک پیشکسوت مطبوعاتی است.


سلام مطبوعاتی؛
درود فراوان بر همه شما

آیا «روز، وسعتی است که در مخیله روزنامه نمی گنجد»؛
ببین تا روز را چی معنی کنیم. بالاخره سایه ای از روز، دارد.
روزنامه بی جایگزین است ؛ تاریخ یک روز است که نه در اسناد و نه در سایر بر جای مانده های از گذشته نمی بینید.

آیا داشتن ذوق نویسندگی برای روزنامه نگاری کافی است؛
لازم است اما کافی نیست.

روزنامه نگار؛
پرانرژی ، سختکوش ، مقاوم و حقیقت یاب.

ذات روزنامه نگاری؛
عشق و استرس.

روزنامه نگاری چیست؛
یک حرفه است.

ابزار روزنامه نگاری؛
تا چند سال پیش قلم و امروز قلم و رایانه.

تخیل در روزنامه نگاری؛
از فریدون صدیقی و حسین قندی بپرسید.

بهای روزنامه نگاری؛
2، 3 بیماری معین.

ره کدام روزنامه نگار به ترکستان است؛
روزنامه نگار بی اخلاق.

راجع به روزنامه نگاری که کارت زدنش از کیفیت مطالبش مهمتر است و دقیق تر کنترل می شود؛
سیستم کارمندپرور، کارمند روزنامه می خواهد نه روزنامه نگار.

روزنامه داری ، یعنی؛
اغلب صاحبان روزنامه (دولتی ، تعاونی ، خصوصی ) دغدغه هایی و نگاه متفاوتی با نگاه روزنامه نگاران دارند.

تاثیر پارتی در روزنامه نگار شدن؛
امروز بیشتر از دیروز.

کسانی که به سودای ریاست یا تجارت به مطبوعات می پیوندند؛
می دانید، مصداق هایش هستند دیگه. متوجهی!

اجحاف در حق روزنامه نگار...؛
چنین نیز هم نخواهد ماند.

کاردرست؛
راهش را پیدا می کند.

آدمهایی که با انگیزه و پشتکار و عشق کار می کنند؛
اینها را نمی شود ندیده گرفت و حذف کرد.

اگر اینها را نبینند؛
جامعه و تاریخ می گوید که کج سلیقه بوده اند.

حتی اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند تا اینها دیده نشوند؛
ماندگاران و بزرگان فرهنگ ایران زمین تا به حال ، نه با به به کسی خوشحال و نه با اه اه کسی ناراحت شده اند.

از مشکلات مطبوعات؛
یه عده ای خیلی قشنگ حرف می زنند، ولی نمی توانند کار کنند.

آیا پاسخ به نامه های خوانندگان در افزایش مخاطبان یک روزنامه تاثیر دارد؛
اگر باصداقت باشد، بله.

یک معادله مطبوعاتی؛
از تعداد آدمهایی که جدی کار می کنند، کم می شه.

آسیب مطبوعاتی؛

FARID-GHASEMI2

باید دید چقدرش درونی است و چقدر بیرونی.

از درونیاتمان؛
پیکره مطبوعات موزون نیست... دستش از پاش درازتره...

سواد چقدر در روزنامه نگاری مهم است؛
بسیار زیاد.

اشتباه؛
ما از تجارب تاریخی بهره نمی بریم. ما هزینه این حرفه را پرداخت کرده ایم ، بدون این که از مزایایش بهره برداری کنیم.

این همه تکرار در مطبوعات ، چرا؛
چون خواسته ها عملی نشده.

چه وقت از سیر تا پیاز جایش در روزنامه نگاری نیست؛
زمانی که پای منافع ملی در میان است.

چند تا غلط مشهور؛
نمی شود گفت.

مهمترین کم و کاستی تاریخی مطبوعات ما؛
نمی آییم جریان خردگرایی را در مطبوعات بررسی و تقویت کنیم و مصداق هایش را بگوییم.

روزنامه نگاری به دور از دوراندیشی؛
موجب تثبیت مخالفان مطبوعات می شود.

این که روزنامه نگاری ما جایگاه واقعی خودش را نیافته ؛
تلقی دولتی و ملتی باید توامان تصحیح شود.

لغو یک روزنامه؛
برای روزنامه نگار شبیه زلزله 7، 8 ریشتری یه. همه چیز به هم می خوره.

روی سنگ مزار یک روزنامه نگار چه چیزی بنویسند، بهتر است؛
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم...

جز این چه بنویسند؛
عاریت کسی نپذیرفته ام / آنچه دلم گفت بگو گفته ام

یک روزنامه نگار به کدام صفت نزدیکتر است ، زیرک ، زرنگ ، آب زیر کاه؛
زیرک.

روز روزنامه نگار چه روزی است؛
همه روزها روز روزنامه نگار است. روز خبرنگار در تقویم 17مرداد تعیین شده ، بهتر است یک روز دیگر یعنی 11 اردیبهشت که اولین شماره نخستین نشریه در ایران منتشر شده است ، روز مطبوعات نامگذاری شود.

روزنامه نگار حرفه ای یعنی؛
کسی که مادر زاد روزنامه نگار است. دوره آموزش تخصصی را گذرانده و اکنون تمام درآمدش صرفا از راه قلمزنی در مطبوعات است.

انتخاب حرفه؛
خودجوش ... توفیق نداشته ام شاگرد مستقیم کسی باشم.

درباره بیماری قلبی تان؛
استراحت کم و کار زیاد.

یک شعر درباره خبرنگار و خبر؛
ملک الشعرای بهار گفته است:
مخبر ما رفت و آمد تنگدست
بی خبر چون گنگ خواب آلوده مست
دفتری خالی زاخبار جدید
همچو چشم بنده اوراقش سفید
این شعر 22 بیت دارد. در ابیات آخر می گوید:
ساعت پنج است و مطلب لازم است
از برای اول شب لازم است
مطبعه بیکار و سرگردان شده
روزنامه بی خبر، ویلان شده...

توفیق عمرتان؛
یا توی مطبوعات بودم یا روی مطبوعات (پژوهش های تاریخی).

الان بیشتر رویید یا تو؛
روی مطبوعات ، چون واقعا خلاء بسیاری در این زمینه (پژوهش های مطبوعاتی) داریم.

دین مطبوعات به شما؛
بیشتر، من به تاریخ مطبوعات مدیون ام. مگر در این جهان پرآشوب می خواستم چه کار کنم؛ اگر مطالعه و پژوهش و... نبود عمرم به بطالت می گذشت. «من » به اینها مدیون ام.

روزنامه ها و مجله های ایران از آغاز تاکنون در یک فهرست چند تا می شود؛
حدود 14 هزار عنوان.

اول و آخر این لیست؛
آب و یویو.

کدام نشریه ها را دوست دارید از قلم بیندازید؛
هیچکدام.

شب نامه ها (نشریه های مخفی ، زیرزمینی ، پنهانی یا نامهای دیگر)؛
در ایران ، عمری همپای روزنامه نگاری دارد.

مخفی نویسی دولتی؛
ادوارد برجیس ، سرآغاز مخفی نویسی ادواری دولتی بود.

مخفی نویسی مردمی؛
به دوره ناصرالدین شاه برمی گردد.

بالاخره از موزه مطبوعات چه خبر؛
الان مشغولیم... و امیدواریم سال آینده ان شاءالله افتتاح شود.

تاریخ روزنامه نگاری؛
سرشار از شیرینی های زودگذر و تلخی های مستمر.

تنهایی تان را با چه چیزی پر می کنید؛
با کتاب و روزنامه های دوره قاجار.

«روزنامه وقایع اتفاقیه» امیرکبیر؛
خشت اول! (هر چند سومین نشریه ایران است اما به جهت استمرار و نهادینه شدن حرکتی در تشکیلات اداری)

روزنامه نگاری ایران قبل از مشروطیت؛
مظلوم واقع شده ، چون می گویند: به آن معنا روزنامه نگاری نداشته ایم. نباید درباره زحمات کوششگران 70 سال اول روزنامه نگاری بدون شناخت کافی ، آگاهی و ملاحظه ، حکم صادر کنیم.

از کارهای شاق آنان که دست مریزاد دارد؛
همین که مضامینی مانند آزادی ، حقوق فردی و... را در پوشش خبرهای خارجی به چاپ رسانده اند...

تورق روزنامه های قدیمی؛
آدم را هشیار می کند.

نام اولین نشریه ایران؛
نام ندارد. مشهور به کاغذ اخبار است.

اولین مدیر مطبوعاتی؛
میرزامحمدصالح شیرازی کازرونی.

اولین روزنامه نگار؛
محمدجعفر ادیب شیرازی ، برادر و همکار میرزاصالح.

نخستین نوع چاپ مطبوعات؛
سنگی.

نخستین خط متن؛
نسخ.

نخستین خط تیتر؛
نستعلیق.

نخستین چاپکار مطبوعات؛
اسدالله باسمه چی.

اولین نشریه مصور؛
روزنامه دولت علیه ایران.

اولین نشریه ادبی؛
روزنامه ملت تسنیه ایران (روزنامه ملتی).

اولین نشریه علمی؛
روزنامه علمیه دولت علیه ایران.

اولین نشریه حقوقی؛
وقایع عدلیه.

اولین نشریه نظامی؛
روزنامه نظامی علمیه و ادبیه.

اولین نشریه آموزشگاهی؛
دانش ،نشریه دارالفنون.

اولین نشریه روزانه؛
تربیت و بعد خلاصه الحوادث.

اولین مجله ایران؛
فلاحت مظفری.

اولین نشریه پزشکی؛
حفظالصحه.

اولین نشریه اسلامی؛
الاسلام.

اولین نشریه بی مجوز؛
جریده ملی (روزنامه ملی).

محل انتشارش؛
تبریز.

نخستین روزنامه نگار تبعید شده؛
میرزا علی آقا لبیب الملک شیرازی.

اولین موسسه آموزش روزنامه نگاری؛
بنگاه روزنامه نگاری سازمان پرورش افکار.

اولین نشریه سینمایی؛
سینما و نمایشات.

اولین دادگاه مطبوعاتی؛
دادگاه خوانندگان و توزیع کنندگان نشریه قانون (نه مدیرمسوول و سردبیر و تحریریه!).

گران ترین روزنامه ای که خریده اید؛
200 هزار تومان ؛ اولین نشریه سیار ایران «اردوی همایون» که کاروان را به همراه موکب همایونی! می برند و هر شماره اش در یک شهری چاپ شده است (با «روزنامه اردوی همایون» تفاوت دارد).

آیا نسیم شمال ، روزنامه نگار محسوب می شد؛
بله.

چه نوع و چگونه روزنامه نگاری؛
ادبی نویس سیاست پرداز.

میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل ، چون روزنامه نگار بود، به قتل رسید یا چون سیاستمدار؛
منظورتان میرزا جهانگیرخان شیرازی است؛

بله.
میرزا قاسم خان ، نام خانوادگی صوراسرافیل داشت و میرزا جهانگیرخان به میرزا جهانگیرخان شیرازی اشتهار پیدا کرد. میرزا جهانگیرخان چون سیاسی نویس بود به قتل رسید. علی اکبر قاضی زاده در «جان باختگان روزنامه نگار»، میرزا جهانگیرخان را بدرستی شناسانده است.

در فاصله فرمان مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی ، مطبوعات در چه دوره ای بیشترین محدودیت را داشتند؛
1304 تا 1320.

نمونه ای از سانسور در آن دوره؛
ظاهرا در نشریه امید نوشته بودند: «پنداشتمت طبیب دردی / ناخوش شدم و دوا نخوردم»، ماموران سانسور در مطبعه تمدن (محل چاپ امید) انتشار نشریه را مشروط به حذف این بیت می کنند و می گویند: «بنویسید مریض در کشور شاهنشاهی نیست.»!

در رفاقت چطورید؛ از عبدالحسین آذرنگ ، یونس شکرخواه ، علی دهباشی ، محمد گلبن ، فرامرز طالبی و سهیل محمودی بپرسید.

چند تا دوست در روزنامه جام جم دارید؛
فراوان. از مدیر و سردبیر و دبیر تحریریه و دبیر فنی و بسیاری از دبیران گروه ها و خبرنگاران روزنامه تا همه اصحاب جام جم آنلاین.

خداحافظی مطبوعاتی؛
خداقوت ، خسته نباشید.

کتابشناسی گزیده آثار سید فرید قاسمی

سرگذشت مطبوعات ایران (2 جلد)، تاریخ روزنامه نگاری ایران (2 جلد) ، مطبوعات ایران در قرن بیستم ، چکیده مطبوعات ایران (24 جلد)، سالنمای مطبوعات ایران (3 جلد)، وقایع نامه مطبوعات ایران (5 جلد)، روزنامه نگاری حرفه ای ، راهنمای مطبوعات ایران (2 جلد)، فهرستگان ارتباطات (جلد دوم)، کتابشناسی روابط عمومی ، روابط عمومی کاربردی ، نخستین کوشش ، تاریخ خرم آباد، خرم آبادشناسی (4 جلد)، کتابشناسی توضیحی لرستان ، لرستان نامه ، مفرغ لرستان ، خاطرات زندانیان فلک الافلاک ، کتاب لرستان ، خاطرات و مخاطرات ، صد خاطره از صد رویداد، خاطرات و مشاهدات به انضمام مکاتبات تصحیح صورت جراید ایران و جرایدی که در خارج از ایران به زبان فارسی طبع شده است ، مشاهیر مطبوعات ایران ، تاریخ شفاهی مطبوعات ایران ، خاطرات مطبوعاتی ، مطبوعات کتابگزار: تاریخ نشریه های ادواری حوزه کتاب در ایران (2 جلد)، فهرست مندرجات کتاب هفته (2 جلد)، جنگ کتاب ، کتابشناسی کتاب به انضمام مدخلنامه دانشنامه کتاب و... بیش از 400 مقاله.
همکاری و مقاله نویسی برای دائره المعارف بزرگ اسلامی ، دانشنامه جهان اسلام ، دائره المعارف فارسی ، دانشنامه فارسی ، دائره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی ، دائره المعارف زن ایرانی و فرهنگ ناموران معاصر ایران مدخل گزینی دانشنامه مطبوعات ایران، دانشنامه لرستان و دانشنامه کتاب.
سردبیری نشریه های رسانه ، رسانه آموزشی ، رسانه انگلیسی پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران ، فصلنامه شقایق ، فصلنامه لرستان پژوهی ، کتاب هفته، ایران سال و شماری از نشریه های اجتماعی ، ورزشی و سینمایی سردبیر میهمان صنعت چاپ و کلک عضو هیات داوران جشنواره های مطبوعاتی.
مقدمه نویسی و بازچاپ نشریه های دانش ، مدرسه مبارکه دارالفنون تبریز، روزنامه اردوی همایون ، روزنامه ملتی (روزنامه ملت سینه ایران)، مجله محیط، تربیت ، کتاب و... و مشارکت در تجدید چاپ روزنامه وقایع اتفاقیه ، ایران ، شکوفه ، دانش ، روزنامه انجمن تبریز، اختر و... سخنرانی های متعدد در مجامع علمی ، پژوهشی و دانشگاهی.

علی اکبر مظاهری
mazaheri@jamejamdaily.net

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها