مردی که یک عمر بر پرده سینما درخشیده است

داستین هافمن: من هنوز خیلی کار دارم

داستین هافمن هرگز نمی‌خواست یک ستاره باشد، اما در یک دوره فعالیت 40 ساله او همواره درخشیده است. داستین هافمن 73 ساله که برای بازی در بیش از 40 فیلم از شهرتی جهانی برخوردار است، چندی پیش جایزه سزار را برای یک عمر دستاورد هنری دریافت کرد و وزیر فرهنگ پاریس او را شهروند افتخاری نامید.
کد خبر: ۳۵۲۰۷۹

هافمن خودش را یک ستاره تصادفی می‌داند. این چیزی است که او خودش بر زبان می‌آورد. وی که با فیلم «فارغ التحصیل» در سال 1967 به شهرت رسید، تمام تلاشش را در دهه 60 میلادی برای بازی در نقش به شیوه ضد بازیگر به کار بست و با کلیشه شدن در نقش‌هایی که از او یک ضد قهرمان می‌ساخت، مبارزه کرد و با به‌دست آوردن 2 جایزه اسکار برای «کرامر علیه کرامر» در سال 1979 و «مرد بارانی» در سال 1988 نشان داد که می‌تواند در نقش‌های مختلف بدرخشد. او که بجز این دو بار، 7 مرتبه دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار شده، می‌گوید: «هنوز عاشق شغلش است».

در «آخرین شانس هاروی» فیلمی که سال گذشته از داستین هافمن به نمایش درآمد، او نقشی هدایتگر در فیلم داشت. در این فیلم او کنار اما تامپسون بیش از هر چیز در نقش مورد علاقه خودش ظاهر شده و همه ترفندهایش را به کار گرفته است: نوک زبانی حرف می‌زند و موهای سرش شلوغ و وحشی و حواس پرت است. در حقیقت طی سال‌های اخیر او با «خانواده فوکر‌ها» بازگشتی دوباره به سینما را تجربه کرده و نشان داده که می‌تواند هنوز نقش‌هایی مناسب با سنش پیدا کند و هواداران خودش را هم راضی نگه دارد.

در آخرین شانس هاروی که ماجرای آن درباره مردی مسن است که با همسر سابق و دخترش رابطه چندان خوبی ندارد، او سرانجام می‌تواند با توجه به صدای قلبش، تنهایی، بی‌توجهی خانواده و حتی ناملایمات شغلی‌اش را هم ترمیم کند و از زاویه دیگری به دنیا بنگرد. او می‌فهمد که نزد دخترش چه جایگاهی دارد و البته مجبور می‌شود این جایگاه را با تلاش دوباره به دست بیاورد و آن را به همسر و دخترش هم یادآوری کند.

جوئل هاپکینز که فیلمنامه این فیلم را نوشته، می‌گوید: از اول داستین هافمن را در ذهنم داشتم و با توجه به شخصیت او و همه کارهایی که از او برمی‌آید، شخصیت هاروی را خلق کردم. هافمن می‌گوید: با صحبتی که با یکدیگر داشتیم، تلاش کردیم در این فیلمنامه به دفاع از شادی بپردازیم و سعی کنیم آن را برای خودمان و مخاطبانمان زنده نگه داریم و به ستایش از آن بپردازیم.

هافمن همیشه دوست دارد بخشی از روند تهیه فیلم باشد و برای پیدا کردن شخصیتش تلاش می‌کندو برای این فیلم هم او روزها با اما تامپسون و هاپکینز به بحث و گفتگو نشست تا شخصیت واقعی این زوج را آن‌طور که شایسته بود، خلق کند.

داستین هافمن که در روزهای جوانی با جین هاکمن و رابرت دوآل به عنوان بازیگران جوان در نیویورک شروع به کار کرده بود، همواره از نظر حرفه‌ای به دنبال شکستن نقش بود. او با مروری بر خاطرات آن روزها می‌گوید: احساس واقعی ما این بود که در این مسیر اشتباه نمی‌کنیم و باید تلاش کنیم تا از شر لحظه‌های نادرست خلاص شویم.

توانایی او که با بازی در فیلم «توتسی» توانست تایید کارگردانی مثل سیدنی پولاک را به دست بیاورد، چیزی است که اما تامپسون هم درباره آخرین شانس هاروی به آن اشاره کرده است. به نظر او داستین هافمن وقتی در فیلمی بازی می‌کند، همه فکرش این است که چطور می‌شود آن کار را به بهترین نحو ارائه کرد. هافمن در کمدی توتسی در سال ???? در نقش بازیگری ظاهر شده بود که می‌کوشد نقشی را در اپرا به دست بیاورد. او با این فیلم یک بار دیگر نامزد کسب اسکار شد و فیلم نزدیک به یک میلیون دلار فروش داشت.

هافمن برای تاکید بر نوع کارش از هنری مور، مجسمه ساز مشهور یاد می‌کند و روش او در توصیف کار کردنش را به یاد می‌آورد. می‌گویند زمانی از او پرسیدند چطور می‌توانی مجسمه‌هایی به این بزرگی بسازی؟ ساختن یک فیل خیلی سخت است و او گفته بود نه. واقعا آنقدر مشکل نیست فقط باید به این فکر کنی که چه چیزی فیل نیست. هافمن می‌گوید این همه کاری است که باید بکنی. باید سعی کنی پوست مرده را دور بیندازی و در قالب جدید فرو بروی.

هافمن در پاسخ به این سوال که خارجی بودن در شهری مثل نیویورک به چه معناست؟ می‌گوید هر سه ما که خیلی جوان بودیم یک جوری در آن شهر بیگانه بودیم که می‌توانست به انزوای ما منجر شود، اما من می‌دانستم که استثنایی نیستم. در هیچ چیز استثنایی نبودم، اما این زندگی من بود و اگر با احساس یک خارجی می‌خواستم آنجا کار کنم، باید سعی می‌کردم خودم را آن وسط پیدا کنم. هافمن در خانواده‌ای رشد کرد که با وجود شغل پدرش که مدام در ماموریت بود، با نظم و انضباط بزرگ شد. پدرش پسر یک مهاجر روسی بود که از شیکاگو به لس‌آنجلس مهاجرت کرده بود تا در کار تزیینات داخلی ساختمان و فروش مبلمان کار کند. داستین در سال 1937 به دنیا آمد و با وجود ورشکستگی بزرگ آن سال‌ها، او و همسرش اسم دو پسرشان را در کلاس‌های هنری نوشتند تا بتوانند رویاهایشان را زنده نگه دارند.

داستین که در نوجوانی به هنرستان موسیقی و هنر لس‌آنجلس راه یافته بود، عشق به موسیقی را همواره با خودش دارد و در آخرین شانس هاروی نیز در نقش مردی بازی می‌کند که عشقش موسیقی و کارش ساختن موسیقی برای فیلم است. اما او در دوره نوجوانی از دماغ بزرگش، قد کوتاهش و عینکش به هیچ وجه راضی نبود و نمی‌توانست تصور کند که با همه اینها بتواند روزی ستاره بزرگی شود. او حتی حالا وقتی درباره آن‌ روزها صحبت می‌کند، صدایش می‌لرزد و دلش برای جوانی که باید با همه این رنج‌ها کنار می‌آمد، می‌سوزد، اما می‌گوید: من از این که با برادرم مقایسه می‌شدم که بسیار خوش‌قیافه و ورزشکاری موفق بود، غصه می‌خوردم اما فکر می‌کردم هریک از ما می‌تواند جای خودش را در این دنیا پیدا کند.

او در 27 سالگی توانست در چند نمایش مثل «در انتظار گودو» و «پیشخدمت زبان بسته» بازی کند و آنقدر در این کار موفق شد که 2سال بعد جایزه اوبی را برای بازی‌اش در «سفر پنجمین سواره» به دست آورد و نشان داد به دنبال چه‌جور جایی در این دنیاست.

سال‌ها بعد وقتی او در نقش کارل برن استین در برابر رابرت ردفورد در فیلم «تمام مردان رئیس‌جمهور» ظاهر شد، یکی از مهم‌ترین جایگاه‌‌هایی را که می‌خواست در عالم هنرداشته باشد، تجربه کرد. در این فیلم او و رابرت ردفورد کنار یکدیگر یکی از مقاطع حساس سیاسی آمریکا را بر پرده بردند و او نشان داد که برای حضور در همه جور نقشی توانایی دارد.

وی که پس از یک غیبت طولانی در سال 1984 به صحنه تئاتر برگشت با ایفای نقش ویلی لومان در نمایش «مرگ فروشنده» درخششی دوباره در عرصه تئاتر را این بار در برادوی تجربه کرد. او برای بازی در این فیلم موهای پرپشت جلوی سرش را تراشید و با قوزی نامحسوس که به پشتش داده بود، مرد درهم شکسته از ویرانی اقتصادی را بر صحنه جان داد. او با حضور در «تاجر ونیزی» دوباره به صحنه برادوی برگشت. این همان نقشی است که آل‌پاچینو چندین سال بعد آن‌ را بر پرده سینما برد.

هرچند او توانست خودش را به دنیای سینما ثابت کند، اما جایزه انستیتو فیلم آمریکا برای یک عمر دستاورد در سال 1998 او را خوشحال نکرد، چون فکر می‌کرد هنوز کار زیادی در پیش دارد، می‌گوید: آنها به من گفتند که این جایزه را برای یک عمر فعالیت به من داده‌اند، اما من چنین احساسی نداشتم و می‌خواستم ادامه بدهم.

این جایزه هرچند موجب شد او چند سالی از کار فاصله بگیرد، اما سال 2003 سال بازگشت او به دنیای سینما بود. وی با مرور آثاری که در 7 سال گذشته بر پرده داشته، می‌گوید: هنوز انرژی انجام کار را از صحنه می‌گیرم. شاید برای همین است که او به عنوان یکی از بزرگ‌ترین بازیگران سینمای امروز شناخته می‌شود. جوئل هاپکینز معتقد است این انرژی از همان کوچکی در وجود داستین هافمن 73 ساله باقی‌مانده که سعی کرد با بازی در تئاتر مدرسه توجه دیگران را به خودش جلب کند و آنها را به خنده بیاورد. با وجود همه اسکارها و دیگر جایزه‌هایی که او برده، هنوز هم نیاز دارد تا هر لحظه خودش را باور کند و با این فکر هر روز با انرژی تمام، زندگی‌اش را شروع می‌کند.

هافمن چند روز پیش اعلام کرد که در قسمت جدیدی از فیلم کمدی «دیدارخانواده فوکر» بازی می‌کند و از بازی در کنار رابرت دنیرو، بن‌استیلر و باربارا استرایسند لذت برده است. بعلاوه او برای سال آینده نیز چند فیلم را در مراحل پیش تولید دارد که «پاندای کونگ‌فوکار 2» همان انیمیشن موفقی که در قسمت یک آن داستین هافمن با آنجلینا جولی همبازی بود، یکی از آنهاست. «شانس» و «ترانه نام‌ها» 2 فیلم دیگری هستند که در سال 2011 از او بر پرده سینما خواهیم دید.

ترجمه: مازیار متانت

منبع: تلگراف

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها